تبليغاتX
کنگره 60 - شعبه سمنان

کنگره 60 - شعبه سمنان
راهنمای درمان اعتیاد 
قالب وبلاگ < /div >

  راهنماي ويژه تازه واردين

[ جمعه هشتم مهر 1390 ] [ ] [ مدیر وبلاگ ]

بنام خالق هستی

كارگاه آموزشي عمومي كنگره 60نمايندگي سمنان روزهاي سه شنبه با استادي : آقاي محسن زهرایی ، نگهباني آقاي ميثم جمالي و دبيري آقاي حسن سرمد با دستور جلسه کتاب 60 درجه و تصاویرآن  برگزار گرديد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا بخاطر مسئولیتی که جناب مهندس به عهده من گذاشته بر خودم واجب میبینم که یک نکته را بگویم و اون مرتبط با دبیران جلسه میباشد . در دستور العمل کاملا ذکر شده است دبیر در جلسات خلاصه گزارش را قرائت میکند یعنی برای جلسه بعد دبیر باید مطالب را خلاصه نویسی و قرائت کند مگر در موارد خاص ، در غیر اینصورت از حوصله جلسه خارج است.

در مورد این دستور جلسه میتوانم بگویم ما مبحثی داریم راجع به مثلث آفرینش که اضلاع آن حس ، نور و صوت هستند. هر جسمی یک فرکانس خاصی دارد و حسی که از آن میگیریم حس صوت است و ریشه بنیادی آن نور است و انعکاس آن با صوت میباشد که رابط این اضلاع حس است که میبینیم و درکش میکنیم. خداوند بین مخلوقاتش انسان را متمایز با بقیه موجودات قرار داده است و علتش در این است که دیگر موجودات قدرت اختیارشان کفایت شده میباشد یعنی از یک حدی نمیتواند فراتر باشد

در انسان اختیار نامحدود است و ابزاری بنام تفکر و اندیشه در این مقوله به انسان کمک میکنند، پس انسان تنها موجودی است که صاحب درک از خودش و پیرامونش میباشد. انسان موجودی است که باید تکاملش در جمع صورت بگیرد و نیاز به ابزاری برای ارتباط دارد و آن قلم است . قلم تجلیگاه تفکر انسان است و از ارزش بالایی برخوردار میباشد. هر مکتوبی از سه ضلع تشکیل شده است که ضلع پایندگی آن قلم است و اضلاع دیگرآن تفکر و اندیشه صاحب نظر مکتوب میباشد . قلم میتواند در جهت ضد ارزشها ، بسیار مخرب باشد ولی در جهت ارزشها میتواند ما را رستگار کند.

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر یک مکتوب کاملا تکامل یافته میباشد ، نه بخاطر اینکه ما کنگره ایی هستیم و کتاب استادمان میباشد ، هر انسان باشعور و متعادلی میتواند از خواندن مکتوبی بفهمد در درون آن چه میگذرد .حسی که ما از خواندن این کتاب میگیریم  باور نکردنی است و انرژی بالایی در ما به وجود میاورد که به راحتی قابل درک است. قلم تجلیگاه خداوندی است و بیانگر تفکر و اندیشه انسانی میباشد. این کتاب یک پکیج کامل و مجموعه ایی حیرت انگیز برای هر انسانی با هر سطح سوادی میباشد.

مجموعه مطالب این کتاب بابت یک بیماری است که ریشه بزرگ بسیاری از بیماریهای دیگر میباشد و ممکن است یک مسافر فکر کند که فقط برای بیماری اعتیاد میباشد ولی این چنین نیست به عنوان مثال در این کتاب صورت مسئله اعتیاد فقط برای شناخت اعتیاد نیست بلکه برای شناخت تاریکیها میباشد

تهیه گزارش:حسن

عکس:رضا

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ حسن ]

مثلث جهالت از سه ضلع ترس ، منیت و ناامیدی تشکیل گردیده است . که برای برطرف کردن هر مولفه راه کار خاص آن وجود دارد . و اما برای از بین بردن ناامیدی در جزوه جهان بینی داریم که باید در خلاف جهت آن حرکت کرد . و خانه تکانی هم همین نماد را در بر دارد خانه تکانی از دیر باز در فرهنگ ما ایرانیان بوده است و هر چیزی که از قدیم بوده یک حکمت داشته و می تواند جزء حقیقت باشد . زمانی که فرد شروع به حرکت می کند ، حال این حرکت درونی و یا بیرونی باشد خود به خود یک اتفاقی در درونش می افتد و گویی جوانه هایی در آن شروع به شکافتن زمین وجود می کنند و می خواهند با تمام سختی سر از خاک ترس بیرون آورند و خود را از لابلای خروارهای ناامیدی بیرون بیاورند . با حرکت خود گویی درون در حال شخم زدن است و هر لحظه تغییرات بیشتری مشاهده می شود و با حرکتهای بعدی و آموزش گرفتن زمین را از وجود زباله که خود آنها را جمع آوری کرده ، پاک و خالی می کند تا جا برای رشد و نموگیاهان سالم و درست باشد .

این خانه تکانی بهترین عامل برای حرکت کردن و بیرون ریختن خیلی از آشغالها و زباله ها می باشد . چیزهایی که روزها و ماه ها تنها در حال جمع آوری آنها بوده . آنقدر در حال جمع آوری بوده که دیگر بعد از مدتی فراموش می کند که چه چیزهایی را بدست آورده و باید برای حفظ و ماندگاری آنها بکوشد تا آنها در زیر خروارهای فراموشی دفن نشوند و بکار گرفته شوند .

زمانی که شروع به خانه تکانی می کنیم چیزهایی که قبلا نمی دیدیم و یا گمشان کرده بودیم حال می بینیم و اگر آن چیز یا وسیله کهنه ، لازم نباشد و حتی حکم زباله را داشته باشد با مشاهده سریعا آنها را دور ریخته  و آن محل را پاکسازی می کنیم .

حرکت در بیرون خود به خود حرکت درون را تحت تاثیر می گذارد این دو باهم نا خود آگا ه روی یکدیگر تاثیر می گذارند .

در درون هم به همین شکل است باید با خودمان صادق باشیم وصفت های بد را بریزیم بیرون تا بتوانیم آنها را تغییر دهیم . تا با تفکر درست و سالم بتوانیم اولین قدم در راه تزکیه و تصفیه را برداریم . باید با خود صادق بود .

 در زمان خانه تکانی شاید خیلی چیزهایی که گم کرده بودیم و یادمان رفته بود که آنها را داشتیم ، پیدا می کنیم  هم صفتهای مثبت و خوب و هم صفتهای منفی . وقتی هم که درون خودمان را شروع می کنیم به تکان دادن ، شاید ناخالصیهای زیادی در ابتدا بیرون بیاید  و برایمان ناخوشآیند هم باشد . اما باید آنها را دید و پذیرفت و در دل آنها رفت و صبور بود تا با آموزش دیدن و گذشت زمان توانست به آرامی یکی یکی از ناخالصی ها جدا شد و آنها را برطرف کرد . ولی بعضی از صفتهای خوب هم هست که در زیر ناخالصی ها و صفات بد گم شده بودند که با حرکت کردن و دیدن آنها می توان اعتماد به نفس و قوت لازم برای ادامه راه باشد ، رسید .


 با احترام : همسفر منصوری

وبلاگ : ابروی دوست

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

به نام خدا

امروز يكشنبه مورخ 24|2|91 يكي از كارگاههاي آموزشي را سپري نموديم با استادي آقاي مهرداد سلاخي و نگهباني آقا سينا و دبيري آقا رمضان كه موضوع جلسه ، كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر و تصاوير آن بود

خلاصه سخنان استاد:

اول بايد ببينيم براي چه كتاب مي خوانيم ، خيلي افراد براي سر گرمي كتاب مي خوانند وو بعضي هم براي رفع مشكل خود به كتاب رجوع مي كنند .

ما براي درمان اعتياد به كنگره آمده ايم و كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر هم يك يك راهكار كامل و جامع براي درمان اعتياد مي باشد . من شنيده ام كه خيلي افراد اين كتاب را با قران و كتابهاي مذهبي ديگر مقايسه مي كنند ، ملي آقاي مهندس گفته كه اين كتاب الهي نيست و اين كتاب براي درمان اعتياد مي باشد و من از تجربه خودم و از روش درمان تدريجي و مسائل آن نوشته ام .

 من زماني كه مشاوره شدم و كتاب را گرفتم تمام كتاب را تا صبح خواندم ولي چيزي دستگيرم نشد كه با راهنماييهاي  ، كمك راهنمايم كه به من گفت شما اين كتاب را 10 صفحه ، 10 صفحه بخوان و منم اين كار را كردم و خيلي مطلب دستگيرم شد .

در رابطه با تصاوير با خودم مي گفتم چرا تصاوير را اينگونه كشيده اند خيلي ساده و برايم جاي سئوال بود كه چرا يك نقاش حرفه اي و يا يك تصوير گر كتاب آنرا نقاشي نكرده است ، راهنمايم گفت : اين شايد دليل آن است كه كنجكاوي من مسافر را برانگيزد تا كنجكاو شوم و جستجو نمايم .

من در طول زمان سفر هر وقت انرژي كم مي آوردم به كتاب مراجعه مي كردم و خصوصا جاههايي كه آقاي مهندس پله كم مي كرده برايم جذاب بود .

كتاب 60 درجه يكي از ابزارهاي درمان است و علمي است كه تجربه شده و سندي بدون نقص مي باشد و تمام خطراتي كه يك مسافررا  ممكن است از مسير دور كند هشدار داده شده است .

تهیه گزارش :رمضان

عکس :رضا


[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ناصر ]

کتاب عبور از منطقه 60 درجه ، بهترین و جامع ترین کتاب برای کلیه انسانهایی که خواستار ریزش هستند ، می باشد . که مهمترین آن بیماری اعتیاد است . زیرا اعتیاد خود بزرگترین ضدارزشهاست که دیگر مسائل منفی را در خود جای داده است و برای برطرف کردن کلیه آنها بایستی ریشه آنرا تغییر داد . و این تغییر ریشه باید با علم و دانشی سالم و درست همراه باشد تا توانست از عمق تاریکی ها بدون هیچ آسیبی بیرون آمد . و این دانش و علم و تجربه در این کتاب ارزشمند به نگارش در آمده تا راهگشای بیماران امروز و فردا گردد . و این کتاب همچون چراغ و مشعلی است که توسط آن می توان به ناشناخته ترین مکان ها رفت و به بهترین گنج ها که درون هر انسانی نهفته است پی برد و آنرا استخراج نمود . این کتاب توسط بنیانگذار کنگره 60 به تحریر در آمده و در آن تمامی مطالب بر پایه علم و تجربه برجاست . و هر شخصی با هر میزان سواد و دانشی می تواند از این نوشتار بهره بجوید ، تنها کافی است که آنرا با اعماق وجودش لمس و درک کرده باشد و بداند که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند و بداند که باید حرکت کند تا در مسیر راه حرکتهای بعدی آشکار شود و باید بداند که برای فهمیدن این کتاب و طی کردن این سفر یا طی کردن قانون اول تا قانون چهاردهم باید نقطه تحمل خود را در مسائل مثبت و ارزشی بالا ببرد تا به چشمه هایی جوشان تبدیل گردد و آنگاه خواهد توانست خود را به بحر و آرامش که همان رهایی است برساند . رهایی از هر بندی . در این کتاب از قانونهایی یاد شده که همچون وادیها در طی سفر برای ما الزامی است و اینها حکم قانونهای سالم و الهی را دارند که اگر آنها را اجرا کنیم در واقع توانستیم عمل سالم را به اجرا در آوریم و این عمل سالم به آرامی عشق سالم را در ما زنده می گرداند و آنگاه خواهیم توانست با این عشق سالم مشعل را برای دیگر انسانها بدست گریم تا آنها هم راه خود را بیابند و در تاریکی های اعتیاد غرق نشوند . آنگاه هر کدام از ما نیز به کتاب ناطقی تبدیل خواهیم شد که فرمان صلح و آرامش را به سایر انسانها خواهیم داد .

اگر قوانین این کتاب را فرا گیریم می توانیم در جاده عمل سالم به درستی حرکت کنیم و از آن منحرف نشویم . شبیه همان تصویر اول کتاب : عبور از منطقه یخبندان

که اگر قوانین آن مکان و آن شرایط را به جا آوریم خواهیم توانست به سلامت از آن منطقه عبور کنیم و در آخر که باز به همان جاده یخبندان می رسیم خواهیم توانست از آن لذت ببریم و شادی کنیم . چون این بار دارای تجربه و دانش هستیم .

و این دانش و علم در تک تک تصاویر کتاب می باشد . مثلا زمانی که فرد درونش همچون درخت پوسیده پر از موریانه و حشرات موذی است ، با خواست خود می تواند آن درون را در ابتدا نابود و ویران کند و در همان لحظه بذر گیاه سالم را بکارد و با مراقبت و آبیاری که همان آموزش گرفتن است ، بتواند آن بذر و یا آن جوانه را به درختان قوی و استوار تبدیل گرداند . و این کار میسر نمی شود مگر شناخت خود و بیداری نیروهای خواب رفته درون که در اثر مصرف مواد مخدر از چرخه طبیعی حیات خارج گشته !

تصاویر کتاب هر کدام خود یک کتابی را در بر دارد . 

با احترام : همسفر منصوری

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

می خواهم از لنگری بگویم که من بیست سال آن را در اعماق اقیانوس بیکران اعتیاد انداخته بودم و هرروز بیشتر و بیشتر این لنگر با جذب رسوب، بزرگتر و بزرگتر می شد.


من از سن 11سالگی وارد بازار کار شدم و بسیار موفق نیز بودم، چرا که تلاشم نسبت به کار و آینده خیلی خوب بود و هر چقدر که بزرگتر می شدم زبانزد فامیل می شدم (منظورم از 11سالگی تا قبل از سربازی رفتن است)، من توانستم مدرک جلوبندی ماشین (آهنگری) را در شرکت فردا، خیاطی، مکانیک، ماشین آلات صنعتی و لوله کشی با معدل بالا دریافت کنم، غافل از اینکه نمی دانستم که با کشیدن اولین سیگار در سن 13 سالگی، نوک لنگر را داخل آب اقیانوس انداخته ام. 
 

زندگی به همین منوال با موفقیت های پی در پی سپری می شود و دوران جوانی و جاهلی می گذشت تا به خدمت سربازی در سن 18 سالگی رفتم و بعد از دوران آموزشی به جیرفت اعزام  شدم و در آنجا نیز موفقیت بسیار خوب داشتم (مسئول امور مالی سپاه جیرفت شدم).
 

در آنجا نیز هنوز نفهمیده بودم که نوک لنگر رفته رفته داخل آب اقیانوس می شود و بدون اینکه خودم متوجه شوم به نکاح تریاک در آمدم، چرا که منطقه، منطقۀ وفور تریاک بود و همیشه مجانی در اختیار من بود، من اول ماهی یکبار تریاک می خوردم و هر وقت به مرخصی می آمدم مقدار زیادی نیز برای پدرم می آوردم، او نیز خوشحال می شد و اصلأ نمی پرسید که این تریاکها را از کجا می آوری.
 

این دوران نیز سپری شد تا ازدواج کردم و بعد دارای فرزند پسر شدم که نامش را شاهین گذاشتم، فرزندم 1ساله شد که من توسط 2 دوست که خانه مجردی داشتند شروع به کشیدن تریاک کردم و این بار کل لنگر را داخل آب اقیانوس انداختم، در این هنگام هنوز نفهمیده بودم که کشتی بزرگی را به گل خواهم نشاند.
در اوایل مصرف، فشار زیادی رویم نبود، درآمد خوبی داشتم و مصرف مواد نیز روز به روز بیشتر می شد و من چیزی نمی دیدم، به جایی رسیدم که خرید نان شب برایم دشوار شده بود، فقط تنها کاری که بلد بودم این بود که نه به خانه کسی برم و نه کسی را به خانه خودم بیاورم، البته بعد از سه چهار سال پس از مصرف مواد مخدر به جایی رسیدم که از روی نادانی در سال 1376 ضامن کسی شدم که این ضمانت، باعث شد من خودم را از شرکت باز خرید کنم و با این کار زندگی بسیار بسیار بدی را برای زن و فرزندم صورت دادم.


این روزگار به همین صورت هرروز بدتر از روز قبل سپری شد و در مجموع حدود 20 سال گذشت و لنگر بیشتر و بیشتر در اعماق اقیانوس پرتلاتم فرو می رفت.


من هیچ وقت تصمیم ترک نداشتم ولی همیشه آرزو داشتم که لنگرم را از اقیانوس پرتلاتم بیرون آورم، ولی طوفان همچنان ادامه دار بود، من هرچه به درون خود نگاه می کردم هیچ وقت به نتیجه نمی رسیدم، به قول استاد سردار: آنچه توسط حق تعالی در وجود آدمی نهاده است به جای خود مورد استفاده قرار بدهیم که معلمی خواهیم بود برای آینده.
 

این داستان هر روز بدتر و بدتر می شد تا 20 سال گذشت، تا اینکه همسرم با برنامۀ شروع خوب که از شبکه 3 پخش می شد آشنا شد و من نیز با دیدن چند برنامه با کنگره 60 آشنا شدم و تصمیم گرفتم تا مثلث سیاهی که برای خودم و خانواده ام ساخته بودم و کشتی بزرگ تاریکیها که با لنگری بسیار بزرگ به گل نشانده بودم را به حرکت در آورم.
 

خداوند منان را بسیار بسیار سپاسگزارم که با کنگره 60 نمایندگی کرج آشنایم کرد و همچنین با راهنمای بسیار زحمتکشم آقای داوود رحیمی که به هیچ زبان گویایی نمی توانم قدردان زحمات ایشان باشم و باز هم خدا را شکر می کنم که الان مسافر 9ماهه هستم، سفر خوبی داشتم (البته از نظر مصرف دارو) و در تلاشم که از نظر جهانبینی نیز به مرحلۀ خوبی برسم، چرا که واقعا تلاشم براین است که لنگر کشتی را به خوبی بالا بکشم و رو سفید باشم نزد آقای مهندس دژاکام و راهنمای خوبم آقای رحیمی و تمام تلاشگران کنگره 60، به امید موفقیت تمامی مسافران و تلاشگران کنگره 60 در تمام نقاط ایران و جهان.

 

نویسنده: نعمت
منبع:
وبلاگ لژیون آقایان رحیمی و اسدی

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]


امروز جلسه دهم از دوره نهم سری کارگاههای آموزشی کاربردی کنگره 60جلسات بسته همسفران با نگهبانی خانم آزاده منصوری و  استادی خانم اقدس یحیایی و  دبیری خانم فاطمه سرمد با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن  در روز شنبه مورخه 23/2/91 رأس ساعت 17 شروع به کار نمود .


خلاصه سخنان استاد :

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، کتابیست که خود ش عین حقیقت وواقعیت است وداشتن این کتاب همراه با کاربردی کردن مطالبش باعث حرکت برای رسیدن به اهدافمان می شود و یکی از مهمترین و بزرگترین منابع  آموزشی کنگره 60نیز می باشد .  در کنگره  جزوه ، سی دی و غیره ، وجود دارد که خیلی هم برایمان راهگشا می باشد  اما ، مادر همه این ها  کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر است این کتاب ویژگی خاص دیگری نیز دارد و آن استفاده از زبان تمثیل است که به راحتی می توان مفهوم تمثیل را از روی تصاویر کتاب فهمید و از آنجا که انسان در ذهن مرتب تصویر سازی انجام می دهد راحت مفهوم تصاویر را  می فهمد واین خیلی می تواند در سفر به مسافر و همسفر کمک کند وچه بسا  یک مسافر سفر اولی که حوصله خواندن ندارد با نگاه کردن به تصاویر کتاب جذب کنگره می شود ونقطه تفکر او باز می شود وباید بدانیم کتاب عبور از منطقه 60 درجه، بسیاری از سوالات سفر اول و سفر دوم را پاسخ می دهد به شرط اینکه ما آموزشهایمان را بگیریم آنوقت با هر بار خواندن این کتاب مطلب جدیدی به دست می آوریم که برایمان شیرین هم می باشند و این کتاب برای همه افراد جامعه قابل استفاده است وبه راحتی قابل درک وهضم کتاب 14 تصویر دارد وتصویر اول آن حرکت اتومبیل در یخبندان است که نشان سخت بودن راه می باشد اما خواستن توانستن است را به ما می فهماند و در سیر تصاویر وقتی صبر را پیشه کنیم و از تمام مراحل بگذریم با درایت و دانایی به تصویر آخر یعنی اسکی در بلندترین نقطه یخبندان اما با آرامش می رسیم که چقدر هم برایمان لذت بخش است و این یعنی همان رسیدن به آرامش بعد از صبر نیکو .ودر مورد خود من هم همینطور است وقتی موضوعی برایم پیش می آید با تفکری که انجام می دهم و نگاهی که به تصاویر کتاب می اندازم حرکت در جهت حل موضوع پیش آمده برایم راحتر می شود و می توان گفت 50 درصد موضوع را حل شده می یابم .



جلسه رأس ساعت18/30به پایان رسید .

تعداد همسفران : 25 نفر

تهیه گزارش همسفر مرضیه یحیایی

موفق باشید
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

بسم الله الرحمن الرحیم


دستور جلسه این هفته : کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن


مهندس حسین دژاکام ، پس از 17 سال اعتیاد ، سر انجام در بهمن ماه 1375 ، مصادف با ماه مبارک رمضان ، با الهام از روزه و نظم حاصل از روزه داری ، موفق شدند میزان مصرف مواد خود را منظم و تثبیت نمایند و این امر ، مقدمه و جرقه ای شد برای ابداع کامل ترین و پیشرفته ترین متد درمان جامع اعتیاد یعنی متد DST .


همزمان با اجرای این متد و کاهش تدریجی و پله ای مصرف اپیوم ، ایشان تجربیات روزانه و لحظه ای خود را جهت ثبت ، به رشته تحریر درآوردند . یک سال بعد ، در 15 آذرماه سال 1376 ، ایشان موفق شدند پس از 11 ماه عملیات درمانی و کاهش تدریجی ، به قطع مصرف و رهایی از اعتیاد برسند .


مهندس دژاکام ، پس از موفقیت در ابداع و به کارگیری این متد و اطمینان از اجرای آن و رسیدن به درمان قطعی ، نوشته های خود را در به کارگیری این روش ، تحت عنوان کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، منتشر نمودند .


نویسنده کتاب ، در 31 شهریور 1378 اولین جلسه کنگره 60 را با تعداد انگشت شماری از مصرف کنندگان مواد مخدر تشکیل دادند و پس از دو ماه ، در دوم آذرماه 78 ، کنگره 60 رسماً اعلام موجودیت نمود . اکنون 13 سال از آن تاریخ می گذرد و کنگره 60 به یکی از بزرگترین و قوی ترین سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه اعتیاد و درمان آن در جهان تبدیل شده است . آمار اعضای کنگره 60 به بیش از 10 هزار نفر رسیده است و در 26 نمایندگی در سطح کشور فعالیت می کند .


کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر نیز پس از 15 سال انتشار ، هم اکنون به چاپ چهاردهم رسیده است . ضمن اینکه این کتاب به زبان انگلیسی نیز ترجمه و در سایت های بزرگ حوزه اعتیاد دنیا معرفی شده است .
آنگونه که نویسنده در ابتدای کتاب اشاره می کند ، این کتاب تحقیقی مستند در مورد صورت مسئله اعتیاد به مواد مخدر و روش درمان آن و قابل استفاده برای بیماران مواد مخدر ، خانواده ها ، پزشکان ، محققین و قضات می باشد .


می توان گفت ، کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، خودآموز و راهنمای درمان اعتیاد به زبان ساده است که پیچیده ترین مصائب و مشکلات درمان اعتیاد ، اعم از جسم ، روان و جهانبینی  را با زبانی ساده و در عین حال علمی بیان می نماید .


ببینیم نویسنده کتاب در پیشگفتار خود چه گفته است :



ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

_(مسافر ميثم)از چگونگي مسئوليت دادن به يك فرد تازه وارد در كنگره مشخصاً مسئوليت درمان اعتياد و مشخصاً وادي چهارم،در مسائل حياتي به خداوند مسئوليت دادن يعني سلب مسئوليت از خويش .چگونه به يك فردي كه تازه وارد كنگره مي شود و مصرف كننده است مسئوليت مي دهيد،آن هم مسئوليت به اين سنگيني؟

خدا پدرت را بيامرزد ،شما خودت مي گوئي وادي چهارم و كسي كه وارد كنگره مي شود به او نمي گوييم مسئوليت دادن به خداوند يعني سلب مسئوليت از خويش است،اصلاً چنين كاري نمي كنيم.اگر كسي به كنگره بيايد تازه وادي اول است تا وادي اول را ياد بگيرد دو ماه زمان مي برد تا بعد وارد وادي دوم شود ،وادي سوم و بعد وادي چهارم، كه 4 الي 5 ماه بعد وارد وادي چهارم مي شود در ثاني به كسي كه تازه وارد است يك مدت طول مي كشد تا به وادي چهارم برسد ،حالا بالفرض اين را هم كار نداشته باشيم ،مثل خيلي از مصرف كننده ها كه صدبار رفتيم حرم امام رضا (ع)ترك اعتياد كنيم و با خودمان شيره و مواد هم برديم ،اين كار نكرديم؟رفتيم زيارتگاهي مواد هم برديم و از زيارتگاه خواستيم ما را ترك دهد ،يك شب شيره كشيديم به جاي چهار ركعت نماز يا هشت ركعت نماز ،تا صبح هزار ركعت نماز خوانديم و خواستيم خدا اعتياد ما را ترك دهد در اينجا بايد خودت عمل كني.

_(همسفر سمانه) فرد مصرف كننده اي كه دچار توهم مي شود خانواده در آن لحظه بايد چه عكس العملي نشان دهد؟

توهم اندازه دارد ؛ميزان توهمي كه شخص دچار مي شود اندازه دارد ،يك اندازه اي قابل تحمل است،اندازه اي قابل تحمل نيست ،يك توهم كوتاه و زودگذر است ،يك توهم نه طولاني مدت است.

يك موقع هايي تجربه شده كه يك ساعت يا يك روز توهم مي گيرد و خوب مي شود،اگر توهم در حد پايين است و ايجاد ضرب و شتم نمي كند مي توانيم مهارش كنيم و بگذريم.اگر به مرحله بحران و توهم در مرحله بالايي باشد و ايجاد ضرب و شتم كند و ماندگار باشد تنها راهي كه وجود دارد بايد به كمپ بگذاريد ،به غير از كمپ جاي ديگري هم نداريم.دفاع از كمپ نمي كنم ،اگر مركز دولتي است مراكز دولتي بگذاريد در يك جايي بايد نگهش دارند.پس بنابراين اگر در مرحله وحشتناك است بايد جايي قرنطينه شود بيست روز در قرنطينه باشد كه هوش و حواسش جمع شود و اين قرنطينه مي تواند مركز پزشكي باشد،مي تواند مركز دولتي باشد،مي تواند كمپ باشد.مي توانيد با گاز اشك آور ببريد،مي توانيد با شوكر ببريد(با خنده)مي توانيد با قرص ديازپام ببريد،مي توانيد با مشت و لگد ببريد،مي توانيد در صندوق عقب ببريد بستگي به روش است و بايد انتخاب كنيد گاهي اوقات چاره اي نداريد.

_(همسفر سمانه)در مورد همسفراني كه مسافرشان كنگره نمي آيند دو سؤال وجود دارد:

اول اينكه اين همسفران تا كي بايد به كنگره بيايند؟دوم اينكه شما تا چه زماني به آنها اجازه حضور مي دهيد و چه توصيه اي براي آنها داريد؟

در سيستم همسفر با همسفر فرق مي كند توجه كرديد،وقتي مي گويي تند يكي مي گويد بخور و ديگري مي گويد نخور.ولي كنگره ميگويد اگر مسافرش يك سال يا شش ماه نيامد همسفر ديگر نبايد بيايد.

ولي خب؛يك موقعي هست كه همسفر ايجاد مزاحمت مي كند در آنجا از اين قانون استفاده مي كنيم.جايي ايجاد مزاحمت نمي كند و مي بينيم جا داريم ،جا تنگ نيست و به قدر كافي هست مي گوييم چون جا داريم و شلوغ نيست بزاريد فعلاً بيايد مزاحمتي كه هم ندارد و اخلاقش هم خوب است. موقعي مي بيني نه،جا نداري همسفر مي آيد و مسافرش 2 سال نمي آيد و ايجاد مشكل و مزاحمت هم مي كند در آنجا تصميم مي گيرند كه نبايد بياد.ولي قانوناً چيزي كه كنگره 60 گفته؛يكي به كنگره مي آيد و بعد از 2 سال يا 5 سال مسافرش مي ميرد اين همسفر اگر درست باشد مي تواند بماند.اگر مسافرش زندان برود و 7 سال زندان باشد باز هم همسفر مي تواند بيايد.مسافرش مي رود و مصرف مي كند باز هم مي تواند بيايد.چيزي كه 15 روز پيش در تهران گفتم همسفران اگر مسافرشان مرد كنگره مي توانند بيايند،اگر مسافرشان رفت مواد مصرف كرد كنگره مي توانند بيايند،اگر مسافر رفت زندان مي توانند بيايند ولي اگر مسافر طلاق گرفت ديگر كنگره نمي توانند بيايند چون اگر طلاق گرفت يا جاي مسافر است و يا جاي همسفر و ترجيحاً مسافر را در اولويت قرار مي دهيم.


_(مسافر ميثم)لطف كنيد از سايت كنگره بگوييد؟چي فكر مي كرديد و چي شد؟با چه برنامه و رويكردي سايت را راه انداختيد ؟چون سايت از لحاظ تنوع و متفاوت بودن اگر بگوئيم نسبت به ديگر سايت ها در نوع خودش بي نظير و كم است اغراق نكرديم.

ما هيچ وقت چي فكر مي كرديم و چي شد نبوده حالا اولش هم ترس از آبشار نياگارا را گفتم به خاطر طنز گفتم ولي چي فكر مي كرديم اينجوري شد يا شانسي اين كار را كرديم نه،اصلاً اين چيزها نبود.ممكن است گاهي مشكلاتي پيش آمده و مسير را به ما نشان داده و ما از اين مسير حداكثر استفاده را كرديم ،ما يكسري از مشكلات درس گرفتيم و تمام ساختار كنگره 60 در اثر بروز مشكلات شكل گرفته است.

مرزبانها كه شكل گرفت در اثر ايجاد مشكلات بود،يكي را مسئول شعبه مي كرديم بعد از دو سال آن شعبه از بين مي رفت و هر كار مي خواست انجام مي داد و مي گفت اين خوبه ،اين بده،تو بيا،تو نرو،تو شاگرد بگير،تو شاگرد نگير و ... به خاطر اينكه مشكل را حل كنيم سيستم مرزباني را طراحي كرديم.يك سال،دو سال،سه سال مرزبان هستند و جاهايي كه داوطلب باشند سال به سال كنار مي روند،ممكن است جايي داوطلب نباشه و سه سال هم مرزبان مي مانند.ما همه كارهايمان برنامه ريزي شده است ،از سال 78 مي گوييم ترجمه متون كنگره 60 برنامه ما در سال 78 است يا انتقال مطالب در سال فلان است همه را قبلاً برنامه ريزي مي كنيم.ما گفتيم ترجمه متون در سال 78  و ترجمه به زبان انگليسي شروع شد و الان سه ،چهار كتاب در بزرگترين سايتهاي امريكايي است.شايد بعضي از شما ها خبر نداشته باشيد كتاب عشق چهارده وادي براي ريكاوري ،60 درجه زير صفر و حتي جهان بيني 1 و 2 به زبان انگليسي كتاب شده است اينها هم در بزرگترين سايت امريكايي وجود دارد و برنامه ريزي كرده بوديم از 10 ،12 سال پيش به فكر سايت بوديم.

سايت هم يك شخصي بود كه كارهاي آنرا انجام مي داد و همه چيز در كيفش بود ما يك نامه مي داديم و مي برد به يك نفر ديگه مي داد،اون فرد به يكي ديگه و دوباره اون مي برد و جاي ديگه و در آخر مي گفت 5شنبه توي سايت ميزاريم.

بعد صدا كردم و گفتم كه ما اين را نمي خواهيم گفتند چه طوري ميخواهي؟گفتم:من اين طور سايت نمي خواهم.شبهاي شكرگزاري تهران بود و داشتم آبگوشت مي پختم ،گفتم  سايت كنگره بايد مثل ديگ آبگوشت باشد ، الان مي خواهم و شلنگ آب را در آن مي گيرم،مي خواهم سيب زميني بريزم ميريزم ،مي خواهم نخود بريزم ميريزم،مي خواهم سيب زميني ها را در آوردم اين كار را مي كنم،مي خواهم گوشت بريزم مي ريزم هر چه را كه بخواهم مي توانم انجام دهم.سايت هم بايد اينطوري و در اختيار خود ما باشد ،هر چقدر هزينه و پول هم بخواهد ما انجام مي دهيم و بايد در دست بچه هاي خودمان باشد و دست متخصص نمي خواهد كه شركتي باشد و سايت بالا برود.

شروع به كار كردن كرديم و شهروز آذرپور نوجواني بود كه سبيلش هم در نيامده بود ولي كامپيوتر مي دانست خوب ساختارها را درست كرد و الان بچه هاي خودمان هستند ،كل كارهاي سايت را طراحي كرد و خوب بقيه بچه ها هم كمكش كردند دادن مطالب را ،فني با او بود و مابقي را بقيه انجام مي دهند.چندين بار سايت كاملاً تغيير كرد .بعد گفتم تالار،اسمش تالار گفتگو نبود اصلاً نمي دانستند تالار گفتگو چي هست،اون زمان كه من گفتم توي ايران رسم نبود.بارها شهروز را صدا كردم و گفتم من مي خواهم چيزي باشد كه هر كسي مي خواهد در سايت سؤال كند و هر كسي هم كه توانست جواب دهد،يعني هر كس نشست و تايپ كرد بياد توي سايت ما بعد هر كس هم توانست جوابش را بدهد.گفتند اينطوري نمي شود ممكنه فحش بنويسند گفتم خوب فحش بنويسند اگر فحش نوشتند شما فحش را برداريد شما مرتب كنترل كنيد و برداريد،گفتند ممكنه تصاوير بدي بگذارند گفتم تصاوير بد را برداريد،قصاص قبل از جنايت نكنيد.گفتند ممكن است مسائل سياسي بنويسند گفتم اگر زدند و ممكن است كه بزنند شما چك كنيد و برداريد.بعد رفتند جستجو كردند تا يك سال و گفتند آره چنين چيزي هست و بهش فروم مي گويند.گفتم خيلي خوب باشه درست كنيد و درست كردند.

گفتم سايت را به زبان انگليسي كنيد باز بچه ها مي خنديدند سايت به زبان انگليسي !!گفتم آره.گفتند نيرو نداريم گفتم نيرو مياد شما هر چه بخواهيد در كنگره وجود دراد الان برو بگو زبان پرتغالي مي خواهم 10 تا در كنگره هست،بگو زبان اسپانيايي مي خواهم 20 تا در كنگره هست،بگو قاضي مي خواهم 40 تا قاضي داريم،بگو وكيل مي خواهم 15 تا وكيل داريم.از هر صنفي كه بگوييد در كنگره وجود دارد اين هست كه چي فكر مي كرديم و چي شد نبوده و همش برنامه ريزي كرديم و چند سال كار مي كنند و الان قويترين سايت در ايران است .شما اگر توي سايت برويد مي توانيد آمارش رو هم نگاه كنيد پايين سايت 4 خط كوچك هست برويد و آمار سايت رو بگيريد مدام از امريكا،انگليس،پرتغال،روسيه و تمام كشورها توي سايت هستند.

گفتم ما بايد برويم به طرف سايت تا كار براي آينده،چون همه چيز سيستم مجازي مي شود و ما عقب نيفتيم.ما 10 سال پيش شروع كرديم ،در بهترين نمونه جايزه گرفتيم و سايت ما اول شد و باز هم داريم برنامه ريزي مي كنيم ،الان كلي رهجو از طريق سايت به درمان مي رسانيم و اين قضيه ادامه دارد .ما در دانشگاه،ارتباطات و همه چيز برنامه ريزي داريم و همه با تفكر است.

_(مسافر ميثم)از بخش انگليسي سايت بگوييدكه انتظارتان از كاربرها چيست؟آيا آن طوري كه بايد باشد هست؟

شهر روم را يك شبه نساختند بايد صبر كنيم تا ذره ذره اين كامل شود و ذره ذره دارد كامل مي شود.الان سايت كنگره 60 در كشور  اول شد،در مورد مواد مخدر در ايران تقريباً سايت مرجع است و تمام دانشجوياني كه مي خواهند تحقيقات كنند همه به سايت كنگره 60 مي روند تبديل به يك سايت مرجع ميشه و اميدوارم كه در سالهاي آينده هم طول مي كشد كه به يك سايت مرجع بين الملل تبديل شود.

_(همسفر سمانه)از فعاليتهايي كه در حال انجام شدن در بخش انگليسي سايت هست برايمان بگوييد؟

همان برنامه هايي كه در قسمت فارسي انجام مي شود در قسمت انگليسي هم انجام مي دهند ولي خوب سايت انگليسي به دليل اينكه زبان دوم است يك مقدار كار مشكل تر است ما اگر بتوانيم همان كه در سايت زبان فارسي بچه ها مقاله مي نويسند و صحبت مي كنند را ترجمه كنيم و متونش را در زبان انگليسي بگذاريم آن وقت پيشرفت خيلي خوبي كرديم ولي خوب يك مقدار عقب تر هستيم.

_(مسافر ميثم)از سطح تعامل و همكاري با آقاي ويليام وايت بگوييد،چون ما فقط در حد مصاحبه اي كه شما با ايشان داشتيد آشنا هستيم ،از اينكه بيشتر تعامل داريد و فعاليتهاي شما با ايشان؟

ما حداقل هفته اي يك يا دو بار و حتي گاهي اوقات چندين بار براي هم ايميل داريم و در ارتباط تنگاتنگي هستيم و دعوت هم كردند كه برويم .


_(همسفر سمانه)از همايشي كه دعوت شده ايد برايمان بگوييد؟

برنامه ريزي كردند كه يك كنفرانس بزرگ بين المللي بگذارند و ما برويم و كنگره 60 را مطرح كنيم.

_(همسفر سمانه)تاريخ آن مشخص است؟

نه؛من هنوزok  نكردم در برنامه ريزي هاست اين كنفرانس مخصوص اين كار است،كنفرانسها زياد است ما را هم خيلي دعوت مي كنند و نمي رويم .طول نمي كشد چون امريكايي ها معتقد به درمان اعتياد نيستند يعني اطلاعات و آگاهي كنگره 60 ايران سريع در كشورهاي ديگر جا باز مي كند ،خيلي طول نمي كشد و اين حدكثر 4 الي 5 سال ديگه است.

_(مسافر ميثم)پس بحث بلوك شدن كه شما نرفتيد و نگذاشتيد آنها بيايند،در مصاحبه قبلي عنوان كرديد كه فعلاً رفت و آمد نباشه؟

كسي نگفته بود حرف توي دهان من مي گذاريد(با خنده)

گفتم به تو ،كه از من دعوت كردند من گفتم فعلاً‌نمي آيم گفتند ما بياييم گفتم نه شما هم نياييد.چون بايد پذيرايي كنم،هتل بگيرم،تداركات و هماهنگ كنم تا بيايند.بنابراين خود من اعلام نكردم و علت نرفتن خودم هم همين بود گفتم زماني ميروم كه تمام كتابهايم منتشر شده باشد و كاملاً‌ شناخته شده باشم تا بروم،همينطوري بروم كه چكار كنم،البته الان به قدر كافي شناخته شده هستم.

_(مسافر ميثم)به عنوان سؤال آخر:14 سال از آغاز تشكيل كنگره 60 گذشت چه صحبتي داريد؟

اين 14 سال گويي 14 لحظه بود.

 

از جناب مهندس دژاكام سپاسگزاريم كه با وجود كسرت وقت و كثرت مشغله ،40 دقيقه را پا به پاي ما و سؤالاتمان با پاسخ هايشان همراهي نمودند.

و با تشكر از زحمات مرزبانان دوره اول نمايندگي سمنان به جهت تدارك اين مصاحبه

طراحان سؤالات:

مسافران ميثم جمالي - كامران شريفيان - سعيد معيني

همسفران سمانه نژادغلام - مرجان مرادي

تصويرگران :حسن بابايي_ رضا غريبشاهيان – علي يحيايي _ مهدي يحيايي و همسفر منصوري

پرسشگران دو بال پرواز(مسافر ميثم و همسفر سمانه)


[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر سمانه ]

به نام خداوند جان وخرد

كارگاه آموزشي عمومي كنگره 60نمايندگي سمنان روزهاي سه شنبه با استادي :آقاي امين دژاكام ، نگهباني آقاي ميثم جمالي و دبيري آقاي حسن سرمد با دستور جلسه وادي نهم و تأثير آن روي من برگزار گرديد.

سخنان استاد :

پيوند كلمه اي است كه بيشتر در باغباني استفاده مي شود . چندي پيش در هيدج بودم آنجا بچه هاي يك باغچه كوچك درست كرده اند و در آن به شاخه هاي درختان پيوندهاي مختلفي زده بودند . در انسان هم مي شود چيزي بهش پيوند زد كه در گياهان محصولات را بوجود مي آورد و در انسان صفات را ، يعني يك انسان را اگر ما به آن يك ويژگي خوب را پيوند بزنيم بعد از مدتي شروع مي كند به محصول  و توليد جديدي دادن . اين اتفاق در لژيون هم مي افتد موقعي كه يك نفر وارد لژيون مي شود يكسري صفات جديد بهش پيوند زده مي شود و بعد از اين يكسري خلق و خو ها در او ظاهر شده كه قبلآ فكر ميكرد اين چنين خصوصيت هايي ندارد ولي اينطور صفات از عكسش آغاز مي شود يعني پيوندهاي خوب كه مشكلي براي انسان ايجاد نمي كند اما پيوندهاي ناميمون هستند كه براي انسان مشكل هايي بوجود مي آورند. فرض كنيد يك درختي محصولاتش خيلي خوب است بعد اين رابياييم بهش پيوندي را برنيم كه يك ميوه تلخ يا ترش و بدمزه مثل حنظل بوجود بياوريم و بعد آن رشد كند و يواش يواش تمام شاخه ها يكي يكي پيوند بخورد و چيزهاي بد بوجود بياورد مثل كينه ، حسادت ، نفرت خيانت ، سرزنش و... و اين ويژگي ها در انسان شروع كند به رشد كردن .

 الان ما در جامعه ميوه هاي خيلي خوبي داريم!! اما آيا از خودتان پرسيده ايد كه ميوه هايي كه الان در بازار داريم مثلآ زردآلو ، هلو و غيره آيا ده هزار سال پيش در باستان هم هميگونه بوده اند ؟ مي دانيم كه يك باغبان كه كارش پرورش گياه است و مي آيد و اينها را پرورش مي دهد شايد خيلي از محصولاتي كه الان وجود دارد پانصد سال پيش وجود نداشته اما يك باغبان كه عشق اين كار را دارد مي آيد و يكسري تغييراتي در آن بوجود مي آورد و محصولات جديدي بوجود مي آورد و طعم هاي جديدي بوجود مي آورد . گياه ترياك هم اینگونه يوده و يك زماني گياه وحشي بوده . چيزي كه خيلي جالب بود و من از آقاي اشكذري آموختم اين بود كه وقتي ميوه هايی درطبيعت در حالت وحشي هستند. مثلآْ‌يك درخت بادام که در طبيعت هست چه تفاوتي دارد با درخت بادامي كه در باغ  وجود دارد ؟ پاسخ اين است كه وقتي كه اهلي مي شود ميزان محصولي كه  مي دهد چند ده برابر مي شود و طعم هاي بهتري در آن پيدا ميكنيد و اين از حالت وحشي به حالت اهلي در آمدن به كمك آن باغبان اتفاق مي افتد و اين كار انجام نمي شود مگر اينكه آن شخص علم و دانش اين كار را داشته باشد . در انسان هم همينطوري هست ، انسان وحشي اين نيست كه مثل انسان هاي نخستين در كوه زندگي كند و برگ دور خودش بپيچد انسان ممكن است كت و شلوار تن اش باشد اما وحشي باشد و يا با دمپايي باشد اما اهلي باشد در واقع انسان وحشي همان نفس اماره است كه محصولاتش اكثرا ترش و يا تلخ است و بسيار كم است اما وقتي آن دانش را دارد و مي آيد و بادام را اهلي مي كند محصول زيادي توليد مي كند و اين اتفاق در مسير درمان ، تزكيه و پالايش زياد رخ مي  دهد اما نكته اي كه وجود دارد قضيه پيوندهاي ناميمون و نامبارك است كه در مقطعي به انسان زده مي شود و آدم را تلخ و بدمزه مي كند يعني خلق اش را جنبه تخريبي مي بيني هم براي خودش و هم براي ديگران لحن صحبت و افكارش .

 اولآ‌وقتي مي خواهيم پيوندي بزنيم بايد اول.......لطفا به ادامه مطلب بروید!!!


تهيه گزارش : مسافر حسن سرمد

ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ حسن ]

به نام خدا

 

جمعه مورخ(91/2/22)پنجمین بازی از دور دوم گروهی تیم والیبال شعبه سمنان،در هشتمین جشنواره عقاب طلایی،مکان:پارک طالقانی تهران.

 

حساسترین بازی روز پنجم از دور دوم این دوره از مسابقات،بین دو تیم والیبال شعبه سمنان و لژیون آزاد مردان شعبه آکادمی تهران برگزار گردید.

در این بازی هر دو تیم تغریبا با تمام نفرات اصلی در میدان ظاهر شدند و در یک بازی نفس گیروماراتن گونه که نزدیک به دو ساعت به طول انجامید نمایش خوبی از خود به جا گذاشتند و رقابت تنگاتنگ دو دو تیم در پنج گیم سرانجام با نتیجه سه بر دو به نفع تیم والیبال شعبه سمنان به پایان رسید که نتیجه گیمها به شرح ذیل رقم خورد.گیم اول این بازی با نتیجه (24-26)به نفع آزاد مردان،گیم دوم(21-25)به نفع شعبه سمنان،گیم سوم(22-25)به نفع شعبه سمنان،گیم چهارم(20-25)به نفع آزادمردان و سرانجام گیم پنجم با نتیجه (12-15 به نفع شعبه سمنان به پایان رسید.

اسامی بازیکنان تیم والیبال سمنان

1-مجید ذوالفقاری

2-رضا غریبشاهیان

3-یزدان علی میرزایی

4-ابراهیم اکبری

5-حجت شکوهی

6-محمد علی خدا بخش

7-حامد زارع

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ رضا ]


در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن و رسیدن آنرا کامل می نماید ...

تصویرگر : همسفر منصوری

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

دوستان و مصرف کنندگان عزیز که تا بحال با کنگره آشنا نشده اید یا قصد دارید به کنگره وارد شوید و یا آمده اید و در حال مشــاوره هستید به کنگره 60
(بیائـــید – نیـــائید).


چون : کنگره مکان مقدس و امنی است که با قوت گرفتن از الله به کار خود ادامه می دهد، این مجموعه از الله کمک می گیرد نه از نیروهای اهریمنی و شیطانی.


این مجموعه می گوید اعتیاد را ترک نکنید بلکــه آنرا درمان کنید.


این مجموعــه مدعی است اعتیاد یک بیماری مــرمــوز است و راه درمان قطعی اعتیاد را پیدا کرده است.
 

در این مکان هیچگونه داروی درمانی شیمیایی به شما داده نمی شود که طی مدت زمانی کوتاه اعتیاد را ترک کنید، بلکه می گوید برای درمان اعتیاد به دارویی گیاهی دست پیدا کرده به نام اپیوم (تریاک).


کنگره می گوید برای درمان (نه ترک اعتیاد) باید 11 ماه صبر داشته باشی چون سه ظلع جسم، روان و جهان بینی شما مورد تخریب واقع شده و طی این مدت این سه ظلع باید به تعادل برسد.
 

در این مجموعه باید طی پله های 21 روزه مواد مصرفی خود را کاهش (تیپرینــگ) دهید تا به مرور زمان سیستمهای از کار افتاده ای همچون مواد شبه افیونی و ضد درد بدنتان دوباره باز سازی و ترمیم شود.
 

کنگره، خود فرد را به عنوان درمانگر اعتیاد می شناسد و می گوید تمام مسئولیت و خواست درمان باید با خود فرد باشد نه شخص دیگری.
 

این مجموعه دوربینی با وضوح بسیار بسیار بالا به شما می دهد و با آن می توانید متوجه شوید که در کجای جسم و روان و جهان بینی شما تخریب بوجود آمده و چقدر.


کنگره 60 مانند مدرسه ای است که شما با ورود به آن دانش آموزانی را می بینید که دقیقا از جنس و رنگ و مدل خودتان هستند (بحث اعتیاد) و جالب است که معلم و ناظم و مدیر مدرسه هم اینچنین هستند (البته همگی درمان شده اند) و همگی به یکدیگر کمک می نمایند تا از این ظلمت اعتیاد خارج شوید.


این مجموعه مانند مدارس دارای نشریات، جزوات آموزشی، کتاب و ... نیز بوده که به درمان شما بسیار کمک می نماید.
 

کنگره با قدرت اختیار فرد مصرف کننده تمام آموزشها و کلا هر آنچه را که شما باید درباره اعتیاد و انسان بدانید توسط فردی که خود مصرف کننده بوده و به درمان رسیده و نامش راهنماست در اختیار شما قرار می دهد.
 

درمان در این مجموعــه بصورت رایگان میباشد (جالب است نه؟)
 

این مجموعه 14 پله صعودی دارد که با طی کردن این پله ها (وادی ها) می توانید به فرمان عقل نزدیک شوید.
 

کنگره 60 می گوید چیزی درون انسانهاست که اگــر آن بالا رود و بصورت کاربردی شود محال است، شما از پس مشکل اعتیاد و دیگر مشکلها بر نیایید. درست است اسمش دانائیست.آفرین


پس ای عزیزان به کنگره (بیائـــید – نیـــائید) چون اگر وارد کنگره 60 شوید و با سیستم آن جلو رفتید شک نکنید که برای یک عمر تکلیف شما با مواد معلوم است نه آنرا دوست دارید نه از آن متنفرید، فقط به چشم یک دارو که باید دست پزشکی حاذق باشد به آن نگاه می کنید.


با تشکر


نویسنده: سعید
منبع: وبلاگ نمایندگی مشهد

 

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]
احتراما" بدینوسیله به اطلاع می رساند امروز ســـه شنبه  مورخ 19 اردیبهشت در محل برگزاری جلسات نمایندگی سـمنان شاهد حضور گرم استاد جهان بینی جناب آقای امین دژاکام خواهیم بود .

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

من به یاد سی دی معلم افتادم که نمی دانم آیا هنوز در نشریات موجود می باشد یا نه؟ در این سی دی راجع به رب و معلم صحبت شده بود.


من در سالهای عمرم با اینکه معلمان زیادی داشتم، نتوانستم از وجود ایشان استفاده های لازم را ببرم، اساتید بسیار خوبی در اختیار من قرار داشت و هست و من حتی به یکی از اساتیدم گفتم که من می خواستم از شما بهره بیشتری ببرم، اما نتوانستم زیرا در آن زمان فکرم بسیار درهم و مغشوش بود، استادم ابراز محبت کرد و گفت آدم بودن به این چیزها نیست و در هر صورت خوشحال شد.


من بیشتر گشتم تا ببینم مشکل کارم کجا بوده است که نمی توانستم از استادانم یاد بگیرم، واقعأ مشکلی که داشتم آموزش گرفتن یا آموزش دیدن بوده است و این برای من تبدیل به یک گره شده بود و این حرصم را در می آورد که شما فرض کنید استادی دارید که می توانید مطالب فراوانی از او یاد بگیرید و شما تشنه آن مطالب هستید ولی نمی توانید از آن استاد استفاده کنید مثل یک وقتهایی که در خانه هستید و یک یخچال دارید آن هم پر از خوراکی ولی درب یخچال قفل است و این خیلی فرق می کند با اینکه یک یخچال دارید که هیچ خوراکی در آن نباشد، این حرص شما را در نمی آورد ولی زمانی که یخچال قفل است، شما به دنبال راه حلی می گردید که درب یخچال را باز کنید، من سعی کردم کلید این قضیه را پیدا کنم و کلید آن در چند نکته بود:


1. انسان نباید خودش را با استادش مقایسه کند، آیا من بیشتر می فهمم یا او؟ این یک نگاه کاملأ جاهلانه است و شخص نباید استادش را محکوم کند، استادت را می توانی عوض کنی ولی اگر محکوم کنی ممکن است گیر یک استاد بدتر بیفتی.


2. فرمانبردار استاد باشید، اگر می خواهی و نمی توانی فرمان ببری یک مسئله است و اگر نمی خواهی فرمان ببری این یک مسئله دیگر است، اگر نخواستی فرمان ببری باید راه زیادی را طی کنی و این یعنی مقاومت خیلی بدی داری، یعنی شخص خودش را خیلی دانشمند می داند که نمی خواهد فرمان ببرد و هنوز به تواضع و پذیرش نرسیده است، اگر می خواهد فرمان ببرد و نمی تواند باید خیلی تمرین کند و کلیدش در نظم و انضباط است، حتی اگر در لژیون یا کلاس و یا در هر جایی نمی تواند چیزی یاد بگیرد، نباید ناامید شود و باید بیاید و بنشیند و آنقدر این کار را انجام دهد آن هم بدون چشم داشت تا این قطرات بیاید و پوسته فهم انسان را سوراخ کند و مطالب از یکجا به صور پنهان انسان راه یابد.


قبل از آن اگر وارد نمی شود به دلیل کودن بودن نیست، خیلی وقتها انسان از معلمش که نمی تواند چیزی یاد بگیرد، فکر می کند که کودن و خنگ است، ولی یک دلیل وجود دارد که شما و من خنگ نیستیم، اگر آدم چیزی را می خواهد یاد بگیرد و نمی تواند یاد بگیرد، اینکه می خواهد و دوست دارد دلیل بارزی است که در آن زمینه خنگ نیست و دوست دارد که یاد بگیرد و دوست داشته باشد، البته ادامه دار و گذشت زمان نمی تواند آنرا تغییر دهد.


3. اگر انسان خودش را بالاتر از جایگاه خویش بداند اساتید نمی توانند به او آموزش دهند و این هم یکی دیگر از موانع است، کلأ انسان باید روی خودش کار بکند تا به یک زمین قابل کشت تبدیل بشود، زمین غیر قابل کشت موانعی دارد، سنگ و سنگلاخ و سختی و مشکلاتی از این قبیل که باید از سر راهش بردارد.


4. مسئله دیگر احترام است که خودش را با راهنمایش مقایسه کند، آنها که فکر می کنند گردن راهنمایشان از خودشان پهنتر است، احترام می گذارند و بعد که می بینند گردن خودشان پهنتر شده است دیگر به راهنمایشان احترام نمی گذارند، این یکی از بدترین نگاههایی است که انسان به زندگی و محیط خودش می تواند داشته باشد و از دید رقابت وارد می شود، البته چیزهایی هستند که انسان اگر در آنها رقابت کند، شکست خودش را حتمی کرده است، مثل مسئله معنویت و احترام.


گاهی جایگاه معنوی انسان اصلأ قابل رقابت نیست، هرکس با دیگران رقابت کرد و جایگاه معنوی بالاتری بدست آورد اینگونه است که جایگاه معنوی خودش را از دست داده است، بازیهایی هستند که انسان چه آن بازی را ببرد و چه ببازد، باز بازنده است، مثل بازی غمار، چون ماهیت غمار اینچنین است که اگر ببری باختی و اگر هم ببازی بازهم باختی، اگر هم در آن راه تلاش کنی انگار به سمت جهنم حرکت کرده ای، پس این نگاه و دیدگاه را باید داشته باشیم تا آموزش پذیر باشیم و آماده دریافت باشیم، اما اینها بصورت همزمان و موازی پیش می رود، البته تجربه تاریکی برای انسانی که وارد مرحله اعتیاد می شود اینگونه است که در مدت زمان طولانی رنج می کشد، خیلی از این مطالب بصورت ناخودآگاه در وجود آدم، به وجود می آید چون به جواب نمی رسد، از بس که دست به طلا می زند و خاکستر می شود، خیلی چیزها را یاد می گیرد و در درونش بصورت قانون در می آید تا برسد به جائیکه دست به خاکستر بزند و طلا بشود، یعنی از این جایگاه باید به آن جایگاه تبدیل بشود، وقتی به این جایگاه رسید، حکم یک معلم را پیدا می کند که آموزش چیز باارزشتر از طلا را پیدا می کند، چیزی که بتواند زندگی انسانها و حس انسانها و افکار انسانها را عوض کند، چیزی که بتواند آدم ها را از رنج نجات بدهد طلا در مقابل آن چیست؟


ویژگی طلا این است که به راحتی با هر چیزی ترکیب نمی شود، این ویژگی طلا است، خود آموزش گرفتن یکسری مراحلی دارد که انسان باید واقعأ تلاش کند و این یک مبارزه و تلاش درونی است که بدون علم و دانش امکان پذیر نیست، کسانی که آن دانش را نداشته باشند، مثلأ من زمانی که دانشگاه بودم و درس را نمی فهمیدم امثال من هم افرادی بودند که درس را نمی فهمیدند و می گفتند این رشته به درد نمی خورد و من این قضیه را باور نداشتم حتی زمانی که نمره بدی می گرفتم این باور را نداشتم که من به درد این رشته نمی خورم ولی  نظر همه این بود که من به درد این رشته نمی خورم و خودم می گفتم اگر من یاد نمی گیرم یک جای کار اشکال دارد و کل قضیه را زیر سئوال نمی بردم و این باعث می شود که توانایی ها در انسان تغییر بکنند.


استعدادها در انسان قابل تغییرند، هوش در انسان قابل تغییر است و یک انسانی که استعداد ریاضی ندارد، می تواند کاری بکند که استعداد ریاضی پیدا بکند، یک انسانی که خط خوبی ندارد ولی استعداد دارد، می تواند کاری بکند که خط خوبی پیدا کند.


راهنما با عشقی که در وجودش هست رهجو را آبیاری می کند و با این دیدگاه پرورش می دهد، در کنگره نباید به جایگاه خودمان فکر کنیم، اگر این کار را بکنیم، قطعأ یک روزی سقوط می کنیم ولی کسی که به این فکر می کند که دردی را از روی کسی بردارد، پیشرفتش و پالایشش قطعی است ولی وقتی به جایگاه خودش فکر کند سقوطش هم قطعی است.

 

تهیه گزارش: مسافر علیرضا

منبع: جمعیت احیای انسانی کنگره 60

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

به نام خدا 

گزارش کارگاهای آموزشی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای یکشنبه با نگهبانی آقای سینا ابراهیمی واستادی اقای محمود ودبیری آقای رمضان با دستور جلسه وادی نهم وتاثیر آن روی من راس ساعت 17 شروع به کارکرد

خلاصه سخنان استاد :

باسلام خدمت شما عزیزان و دوستان نمایندگی سمنان خوشحالم که به امید خداوند اولین بار این جایگاه استادی را تجربه می کنم امیدوارم که همه عزیزان این جایگاه را تجربه کنند.

درباره نقطه تحمل باید بگم که هرچیزی یا نیرویی که بالاوبالاتر رود نقطه تحمل پیدا می کند یعنی نقطه تحمل آب صددرجه است ودر صد درجه به جوش می آید. درباره اعتیاد از زمانی که ما مصرف کننده شدیم کمکم شروع کردیم تا نقطه تحمل اعتیاد در ما بالا رفت ، چون اگرکسی که مصرف کننده نیست به یکباره مواد مصرف کند احتمال مرگ فرد هم وجود دارد چون جسمش تحمل این فشار را ندارد. قبل ازاینکه من به کنگره بیام پسرم مصرف کننده کراک بود ، چون نقطه تحمل نداشتم به من گفتند که باید از خانه بیرونش کنی تا سرش به سنگ بخورد ومن هم که نقطه تحمل نداشتم این را نزدیک بود بکنم ،اما به لطف خدا اسم کنگره60 راشنیده بودم اما نمی دانستم کجاست، تا اینکه دخترم آدرس کنگره را از طریق سایت پیدا کرد ،ما هم آمدیم ، بعد از گذشت سه ماه همسفر پسرم بودم که وقتی این آموزش ها را دیدم با مشورت با آقای عرب شروع به سفر کردم وبه رهایی رسدم وامیدوارم که همه سفراولی ها به رهایی وسفر دوم برسند موفق باشید.


تهیه گزارش: رمضان

عکس: حسین




[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ محسن ]
کنگره ،خانه دوستی ما

من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

بر درش برگ گلی میکوبم

روی آن با قلم سبز بهار مینویسم


خانه دوستی ما اینجاست
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

بنام خدا وند جان وخرد

آغازحيات ساختن است وتاساختن ادامه داردحيات هم ادامه دارد

هر دم  ازين باغ بري ميرسد      تازه تر از تازه تري مي رسد

محمود جان رسیدن به سفر دوم گوارای وجودت

واما........!!!

آقا محمود ابوالحسني: يكي از كساني بود كه براي رهايي از دام اعتياد ازكاشمر به سمنان نقل مكان كرد چون نتيجه كار را در كنگره مي ديد و بس!

با توجه به شرایط وسن وسال درمانش راشروع نمودوصبر واستقامت راپیشه کرد وهمواره گوش بفرمان بود تا سفر اول تمام شد. پس براي سفر در كنگره ورسیدن به درمان، نه سن و نه سواد و ... مطرح است! بلكه آنچه مهم است خواست قوي مي باشد كه آقا محمود داشت وبه لطف خدا نتيجه هم گرفت و در روز چهار شنبه مورخه 2/13/ 91 گل رهايي خود را از دستان پر مهر جناب آقاي مهندس دژاكام در يافت نمود و رسما وارد سفر دوم شد

اين رهايي راابتدا به راهنمای عزیزمان جناب آقاي داوود عرب و همچنین به محمود عزیزوهمسفرشان وراهنمای همسفرشان وداداش لژيوني هاي خودم و به تمام مسافران و همسفران شعبه سمنان تبريك عرض مينمايم.

منبع:لژیون آقای داوود عرب
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ رضا ]
جلسه نهم از دورنهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان در روز شنبه با نگهبانی خانم آزاده منصوری و استادی خانم مرضیه یحیایی و دبیری خانم فاطمه سرمد با دستور جلسه وادی نهم وتاثیر آن روی من در تاریخ 91.02.16 راس ساعت 17 شروع به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :


ابتدا خداوند را شکر می کنم که به من فرصت داد که این جایگاه رادوباره تجربه نمایم.
وقتی نیرویی از کم شروع شود وبه درجه بالا و بالاتر برسد نقطه تحمل پدید می اید . به طور کلی می توان گفت که کلیه موجودات و اجسام در مقابل نیروهای پیرامون ، نقاط تحمل متفاوتی دارند . واین نقطه تحمل در موجودات زنده وخصوصا انسان قابل تغییر است .
وجالب اینجاست که این تغییر در مسیر ضد ارزشها هم خیلی آسان است و هم خیلی لذت بخش ، به عنوان مثال امروز من یک دروغ می گویم و ازدروغم راضی هم هستم وفردا باز دروغم که دو تا شد راضیتر می شوم و نیروهای بازدارنده می ایند سر راهم و در باغ سبز نشانم می دهند و می گویند یکباراشکالی ندارد ودوباره واین موضوع به همین منوال تکرار می شود .....نقطه تحمل پدید آید.
اما این مقاومت در مسیر ارزشها خیلی سختتر است ونیاز به آموزش دارد که این وادی (وادی نهم ) می گوید با پارامتر زمان وتکرار منظم یک موضوع می توانی نقطه تحملت را بالا ببری . درمثال دونده ، اگر دونده ما هر روز در ساعات خاصی تمرین کند و به صورت منظم مسافت دویدن را افزایش دهد به آرامی می تواند نقطه تحمل خود را دردویدن بالا ببرد.در کنگره هم به همین منوال میباشد مسافر می خواهد از مسیر ضد ارزش ( مصرف مواد ) بیرون بیاید باید اینکار را با در نظر گرفتن زمان وتکرار به وجود آورد .از وادی اول تا هشتم خیلی چیزها را فرا می گیرد وحرکت می کند و در وادی 9 دیگر باید ضربات چکش را بهخود بگیرد وزیر اون ضربات ساخته شود وساخته شدن یعنی کاربردی کردن آموزشها.
در کنگره نمونه های زیادی وجود دارند که درمان شده اند ونقطه تحملشان درمورد مصرف نکردن مواد بالا رفته و بدون اینکه از تعادل خارج شوند دارندادامه می دهند واینان کسانی نیستند جز کمک راهنمایان که آموزش خودشان راگرفته و به دانایی لازم رسیده اند ودر واقع همان مراحل ضربات چکش راگذرانده و فلز محکم و آبدیده ای شده اند وحال محکمند .ودر مورد جسم وروانشان به تعادل رسیده اند وهنوز هم دارند روی جهان بینی خودشان کار میکنند تا به مراتب بالاتر جهان بینی برسند .
دراین وادی نقش من همسفر چی می تواند باشد .این است کهدر مرحله اول صبر را بیاموزم ونقطه تحمل را بالا ببرم و صابر باشم و فرق نگاه را در خودم به وجود آورم ومدام شاکی نباشم که مسافر این کرد و آن کرد .بلکه به این دید ببینم که او دیگر مصرف کننده نیست بلکه یک مسافر است وخواهان رهایی !وسعی کنم در مسیری که دارم حرکت می کنم و آموزشهایی که میگیرم در جهت کاربردی کردنشان کوشا باشم وخودم با درایتی که به خرج می دهم مثل مادری باشم که می خواهد فرزندش را تربیت کند در بعضی مواقع دلسوزانهرفتار کنم ودر بعضی مواقع هم با جدیت !ودر واقع در این مسیر باید از سدسختی ها ورنج ها ومشقتها بگذریم تا به آنچه که می خواهیم برسیم .



جلسه در ساعت 18/30 پایان یافت .

در پناه حق
تهیه گزارش همسفر مریم
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

 به نام خدا

آقاي دژاكام  سلام و خدا قوت

_(همسفر سمانه)از شما ممنونيم كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد .

خواهش ميكنم وقت من در اختيار شماست

 

_ (مسافر ميثم) لطفآ براي ما بگوئيد كه شما بنيان كنگره هستيد يا بنيانگذار كنگره 60؟

من هم بنيان كنگره 60 هستم و هم بنيانگذار كنگره 60


_(مسافر ميثم)  در مورد كنگره 60 چي فكر مي كرديد و چي شد ؟

اگر حقيقتش را بخواهيد من اين قصه را قبلآ هم گفتم كه عده اي از قهرمانان را برده بودند كه از آبشار نياگارا بپرند پايين ، هيچكس جرآت نمي كردبپرد ؛ يكي پريد پايين وخبرنگارها ازش پرسيدند چي شد شما پريديد ؟ شروع كرد به ناسزا گفتن كه نميدونم كي من را هُل داد .


_ (همسفر سمانه)چرا كنگره 60 تبليغات ندارد ؟

تبليغ موقعي مطرح است كه شما بخواهيد يك كالايي را به فروش برسانيد حتي گفته مي شود شما 90 دلار خرج تبليغات و 10 دلار هم خرج كالايت بايد بكني ما كالا كه نداريم پول هم نداريم و و پولي هم در كار نيست بعد اينكه اين يك كار بنيادي است و ممكن است با تبليغ شما بنجل ترين جنس را به بهترين جنس به نمايش در بياوريد و بعد از يكي دو سال مردم مي فهمند كه اين جنس خوب نيست و مي روند كه عوض اش كنند اما ما كه چنين سيستمي نداريم ! ما براي پايدار بودنش براي هميشه بايد پايدار باشيم وبنابراين بر مبناي جاذبه است نه تبليغ ؛ خودِ تك تك بچه هايي كه به درمان مي رسند اگر درمان درست انجام شده باشد و پايدار باشد غير مستقيم خودشان هركدام يك تبليغات بزرگي هستند كه با خودشان مي توانند 10 نفر را بياورند توي كنگره ، در كنگره تهران من ديدم و شايد در سمنان هم اينجوري باشد كه سه تا برادر دامادشان باجناقشان پدرشان و مي بينم كه تمام فاميلشان داخل كنگره عستند الان يكي از بچه ها به نام مجتبي خودش آمد و بعد 8 نفر ديگر از اقوام اش را هم آورد البته بايد درمان قطعي و پايدار باشه خودشان قوي ترين و برنده ترين سلاح مي شوند كه مي توانند تبليغات را به نحو مطلوب به انجام برسانند .

 

_(همسفر سمانه) سختي هاي دوران اعتياد بيشتر بود يا سختي هاي 14 سال اداره كنگره 60؟

اگر طنزش را بخواهم بگويم قديما يك هَپ ترياك مي خورديم و مي كشيديم و كسي به كار ما كاري نداشت خودمان را بيچاره كرديم (با خنده)

نه ؛ در اين 14 سال من اصلآ سختي نكشيدم من اصلآ خستگي احساس نمي كنم ، من زور نمي زنم كه يك كاري را انجام دهم بلكه خودِ كار انجام مي شود ، من زور نمي زنم كه افراد به رهايي برسند بلكه خودشان به رهايي مي رسند ، من شايد از زاويه ديد ديگران آره سختي وجود داشته باشد چون من حتي به خاطر كنگره كارم به بازداشتگاه كشيده شد ولي اصلآ براي من سختي نبود . خيلي جاها تهديد ، خطر ، ناسزا ، ريشخند ، تمسخر و سرزنش بود و همه اينها توي اين 14 سال بود ولي اينها هيچكدام از ديدگاه خودم سختي نبود بلكه لذت بخش هم بود . سه روز در هفته از ساعت 5 صبح كه با اعضاء كنگره استخر مي روم و حالا 9 يا 10 شب برسم خانه ، باور كنيد باز هم انرژي دارم . من با شماها زندگي مي كنم و لذت مي برم . گفته مي شود : الله سريع الحساب خداوند سريع حساب ها را تسويه مي كند من با شماها زندگي مي كنم ،لذت مي برم و انرژي كه از شما مي گيرم ريال شادابي كه از شما مي گيرم و شما كه به رهايي مي رسيد و خانواده هاتون منسجم مي شوند و به يك آرامش و صلح مي رسند و ترقي مي كنيد و تكامل پيدا مي كنيد همه براي من لذت بخش است و از زماني كه شروع كردم سختي نكشيدم ؛ بله دوران اعتياد زمان وحشتناكي بود كه من اگر بخواهم تعريف كنم تمام بدنم مي لرزد . گاهي اوقات وقتي در يك محل سرد كه قرار مي گيرم و هوا خيلي سرد است از جمله شب كه رفته بودم هيدج و سرماي هوا زير صفردرجه بود به ياد بازداشتگاه افتادم كه زمان مصرف مواد مخدر آنجا بودم مي افتم و بدنم مي لرزد.

از روزي كه كارم را شروع كردم نه يك لحظه خسته شدم ، نه يك لحظه پشيمان شدم و نه نا اميد .


_ (همسفر سمانه) جلسات يك شنبه هاي خانم هاي مسافر ، جلسات جهان بيني چهارشنبه ها ، ملاقات هاي خصوصي روزهاي پنج شنبه و حضور در نمايندگي هاي مختلف ؛ كدام يك از نظر شما مهم تر و مورد توجه شما هستند ؟

اينها يك مجموعه هستند و همه آنها حساس اند و نمي توانم با هم مقايسه شان كنم مثلآ فرض كنيد در يك سيستم بخواهيم مقايسه كنيم كه سيستم مغز ، كليه ، ريه و قلب دارد ؛ خب اينها كدامشان مهم تر هستند ؟  اينها مجموعه است و به هر كدام كه توجهي نكنيم از بين مي رود و موجب مرگ انسان مي شود پس اينها همه براي من مهم و ارزشمند هستند .

 

_ (مسافر ميثم) چه موقع كفگيرِ جلسات جهان بيني به ته ديگ مي خورد يا به عبارتي آخرين جلسه جهان بيني چهارشنبه ها ؟

من فكر مي كنم اگر 700 سال ديگر هم زنده باشم كفگير جهان بيني به ته ديگ نمي خورد چون هنوز آنقدر نوشته دارم كه نوشته شده حالا خدا مي داندكه چه موقع منتشر شود . كفگير جهان بيني كنگره 60هيچوقت به ته نمي خورد .

 

_(همسفر سمانه)  در روزگاري كه همه دنبال تهيه اسكن اسناد و تهيه آرشيو ديجيتال هستند شما پيشنهاد نوشتن وادي هارا رائه نموديد ، لطفآ در اين مورد توضيح بدهيد .

ببينيد  مسئله نوشتن وادي ها يعني بايد آنقدر بنويسيد كه ملكه ذهنتان بشود نه اينكه بنويسيم كه بخواهيم بايگاني بشود ، يعني راهنماها در لژيون شان تفهيم كنند كه از وادي بنويسند و سؤال در بياورند مثل مشق كه قشنگ وادي ها را ياد بگيرند . يعني راهنماها به رهجويشان بگويند كه از روي وادي دو يا سه بار بنويسند و يا سؤال در بياورند تا ياد بگيرند نه اينكه بخواهند حفظ كنند ، وادي ها هم به زبان انگليسي ، هم كتابش و هم در سايت هاي مختلف حفظ هست و اين نوشتن در جهت آموزش است چون وادي ها را هنوز بچه ها ياد نگرفته اند ،مهمترين مسئله ما در جهان بيني اول وادي هاست كه بايد وادي ها را ياد بگيرند چون وادي حركت شما را آغاز مي كند . اگر بچه ها وادي ها را ياد بگيرند مقدار ريزش اعضا در كنگره خيلي كاهش پيدا مي كند بنابراين از اهميت بالايي برخوردار است .

 

_ (مسافر ميثم) برگشتن به سمت مواد مخدر بعد از ترك كردن ، به دليل روش غلط است يا به دليل به روز شدن مواد مخدر و روش هاي اعتياد ؟

آن چيزي كه در بيرون كنگره مي گويند برگشت خورد اصلآ برگشت نبوده يعني اصلآ درمان نشده كه برگشت كرده باشد . مي گويند فلاني رفت كرج و از كرج برگشت ولي اگر مهندس رفت تا ميدان آزادي و برگشت شما نم ي توانيد بگوئيد رفت كرج و برگشت ! اينهايي كه ترك كردند اصلآ درمان نشده اند و يك ماه دو ماه بعد مواد مخدر مصرف مي كنند اينها جايي نرفته بودند كه برگردند چون سيستم بيوشيمي شان تعادل ندارد خراب است و كار نمي كند و درمان نشده اند و اصلآ به كرج نرسيده اند . گاهي اوقات فرهنگ عاميانه بهترين جواب است كه : اعتياد مرخصي دارد اما ترخيصي ندارد

 

_(مسافر ميثم) فردي مي خواهد از اعتيادش خلاص شود و به دنبال گشتن براي راه خلاصي با موارد زير روبرو مي شود :

يكي مي گويد من خودم در خانه خوابيدم و ترك كردم و به نتيجه رسيده ام

يكي مي گويد من رفتم كمپ ترك كردم و به نتيجه رسيده ام

يكي مي گويد من با روش سم زدايي ترك كردم و به نتيجه رسيده ام

يكي مي گويد من با متادون ترك كردم و به نتيجه رسيده

و....

يكي هم مي گويد  من با روش dst اعتيادم را درمان كردم و به نتيجه رسيده ام .

براي فرد خواهان رهايي از اعتياد سنگ محك براي نتيجه مطلوب چيست ؟

بعضي ها خوش تيپ هستند و بعضي ها خيال مي كنند خوش تيپ هستند و در بعضي ها خودشان مي گويند خوش تيپ هستند اينها با خوش تيپ واقعي خيلي فرق مي كنند . البته اين جمله هم هست كه هيچ بقالي نمي گويد ماست من ترش است . ما براي درمان اعتياد يك چهارچوب داريم كه در مقاله فرضيه ايكس مطرح است ؛ درمان يعني تعادل از نظر جسم و و روان و جهان بيني برقرار باشد ،حال خوش ، چهره خوش ، بدون وسوسه ، بدون گرايش ،خيلي ريلكس  در صلح و آرامش ما به اين مي گوئيم درمان و شما خوانده ايد كه تا زماني كه فيزيولوژي نوروترنسميترها ، ناقل هاي عصبي و مواد شبه افيوني بدن به حالت تعادل طبيعي نرسند درمان صورت نمي گيرد بنابراين اينجا متر همين تعادل است .

پايان بخش اول


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی, میثم جمالی, دو بال پرواز, همسفر سمانه, سمنان, ترامادول, قرص آرام بخش, Addiction, Drugs, Addiction T
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر سمانه ]

بنام یزدان پاک

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایند گی سمنان روزهای پنج شنبه با نگهبانی آقای حسین نوروزیان واستادی آقای قاسم حافظی ودبیری آقای محسن ابوالحسنی با دستور جلسه جایگاه راهنما در مورخه 91/02/14 راس ساعت شروع بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
بنده در ابتداسخنانم را از چند بیت شهریار شروع می نمایم:
یک پدر بخشنده آب و گل است یک معلم روشنگر جان و دل است
ای معلم چون کنم توصیف تو به خدا مشکل توان توصیف تو را
امروزخیلی خوشحالم که دوباره دراین جایگاه و در این صندلی قرارگرفتم واز اینکه روزی دیگردر میان شما ودر جمع شما هستم بسیار خوشحال و خرسندم .
درمورد این دستور جلسه که جایگاه راهنما هست:و یک موضوع حائزاهمیتی به شمار می آید بنده آموختم که هر روز، روز شادی ومناسب ها ی خوبی را میتوان متصور کرد اما آن خط تعادل مهم میباشد به عقیده بنده صحبت کردن در مورد جایگاه راهنما خیلی سخت است ،بنده سعی کردم که آن برداشت ودریافتی که در این مدت و سالها در این جایگاه قرار داشتم وبه آن ایمان وباور دارم آن را در مجموع انتقال بدهم به شما.معلم طنین انداز عشق ، محبت عقل ایمان است؛ معلم باید مورد اعتماد ، وراست گویی باشد تا شاگردی با عشق ومحبت پرورش دهد . معلم وراهنما رشته محبتی هستن که در روز ازل با گل آدمی سرشته شده است وانسانها را ازجهان ظلمات وتاریکی به سوی نور وروشنایی هدایت می نماید.به قول شهید رجائی: معلمی ، عشق است اگربه آن به عنوان شغل نگاه کردی رهایش کن و اگر عشق است مبارکت باشد و یا مولا(ع) می فرمایند: هر کسی ذره ای به من علم بیاموزد در واقع مر غلام خویش ساخته است در کنگره هم جایگاه راهنما به این صورت گفته شد که راهنما یک رشته محبتی است وجایگاه ومقام بسیار بالاوبلندمرتبه ای را دارد اما اشاره به آن هم شده که هرگز وصله تقدس و مقدس بودن را بر پیشانی آنها نچسبانیم. اما نه به این مفهوم که ما جایگاه راهنما را با پیا مبران وامامان هم تراز کنیم ،راهنما جایگاهش مشخص است راهنما بار بر رهجو نیست بلکه راهنما انگشت اشاره هست ،راهنما ورهجو در دو سطح متقارن قرار دارند نه دردو سطح متفاوت ، واین موضوع را کاملا ایمان دارم ونظر شخصی خودم است . رهجو وراهنما در یک مسیرمشخص شده ای حرکت می کنند وراهنما هم به عنوان راه بلد وراهنما ی ماست رهجو هر چه قدر سعی و تلاش بکند باز هفت پله از راهنمایش پایین تر قرار دارد خود جایگاه به معنای میزان دانایی ومیزان عملکرد می تواند باشد که راهنما از فیلتر های زیادی را گذرانده تا به این جایگاه رسیده است و این جایگاه را در آینده خود رهجو هم می تواند داشته باشد وباید کسب کرد البته بامیزان دانایی ومیزان عملکرد منتها با گذشت زمان وبا شرایط های ویژه تا بتواند در جایگاه راهنمایی قرار بگیرد .تعریف ومفهوم راهنما با دیگر اصطلاحات وتعابیر کاملا متفاوت است و آن وجه تمایز هم به خاطر رشته محبتی هست که بین راهنما ورهجو وجود دارد در واقع حلقه بین راهنما ورهجو عشق محبت و ایمان است جایگاه راهنما بسیار محترم است هیچ کسی نمی تواند جای راهنمای خود را بگیرد من هر چه دارم از کنگره وراهنمای خودم دارم واین راهم باید بدانم که هیچ رهجویی مال راهنمایش نیست بلکه در واقع امانتی است در اختیار خانواده کنگره و دقیقا این مطلبی بود که جناب مهندس دیروز به آن تاکید و اشاره نموده است .لازم است این هفته با تهیه هدایایی راهنما ها را خشنود نماییم البته اجر و مزد و عشق راهنما به دینار و درهم و پول نیست و این را هم باید بدانیم که با مبلغ کم در درون پاکت در واقع راهنمایمان را مورد قیاس قرار میدهیم. بنده همواره سعی میکنم با خرید کارت پستال و ...از راهنمایم و اساتیدم شاکر باشم.
تبدیل شدن مصرف کننده مواد مخدر و معلم آموختن اعتیاد به یک انسان آزاد ورها ، یکی از زیباترین صور تبدیلات در پنهان و آشکار است و خروج از عالم ظلمات به جهان نور میباشد.
این هفته تجلیل از راهنما هست وباید از تمام راهنماهای کنگره قدر دانی به عمل بیارم درآخر من این هفته راهنمایم آقای هنربخش و درراس به آقای مهندس وآقای امین وسرکار خانم آنی وبه تمام راهنماهای کنگره 60 تبریک می گم .

تهیه گزارش :مسافر حسین

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ حسین ]
چهارشنبه مورخ 13/02/1391 چهارمین جلسه از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 با نگهبانی آقای مهندس حسین دژاکام، استادی آقای دکتر مسعود حاج رسولی و دبیری سرکار خانم زهرا با دستور جلسه "فرهنگ تغذیه" رأس ساعت 16:45 آغاز به کار نمود.

جلسه جهانبینی کنگره 60


در ابتدا آقای مهندس به نکته ای اشاره نمودند:
راهنمایان به هیچ عنوان مالک رهجویان نیستند بلکه رهجویان امانت می باشند، راهنمایان آنها را در کنگره تربیت می کنند تا به دیگران خدمت کنند، اگر راهنمایی به هر دلیلی می خواهد از کنگره بیرون برود باید امانات را به کنگره تحویل دهد.


اینگونه رهجو می تواند راهنمای دیگری انتخاب نماید، راهنما نمی تواند با برنامه خود رهجو را به رهایی برساند، کنگره سیستمی حساب شده دارد، در پیمان کمک راهنمایی هم بیان می شود: من سرور و آقای دیگران نیستم، من خدمتگزار هستم، بنابراین هر فردی قصد خدمت در کنگره را نداشت مشکلی وجود ندارد و با هم بی حساب هستیم اما چرا می خواهد رهجویان را از بین ببرد؟


باید همه توجه داشته باشیم که در کنگره 60 مالک هیچ چیز نیستیم، حتی اگر من خواستم از کنگره بروم وسایل خود را جمع کرده و خواهم رفت، اموال کنگره نیز متعلق به من نیست، یعنی متعلق به همه ماست اما مال هیچ کدام از ما نیست، چیزهایی که متعلق به کنگره است مانند تعلقات مسجد می باشد و تمام وسایل آن مال مردم است، قوانین کنگره مانند قوانین مساجد و امام زاده هاست.


سخنان استاد:
سازمان جهانی بهداشت WHO سازمانی است که هر ساله شعاری را برای سلامت می دهد، از بزرگترین شعارهای این سازمان این بود که گفت: "پایه های سلامت بشر بر چهار محور استوار است" انسان ها می توانند شامل فرد، خانواده، محله، شهر، کشور و جهان بشر باشد، چهار پایه ذکر شده به شرح زیر است:


1. تغذیه سالم، این مسئله بسیار مهم بوده و در ابتدا ذکر شده است.
 

2. آرامش عصبی، البته آنها تحت عنوان nonstress یاد می کنند یعنی استرس نداشته باش و بیخیال باش. (آرامش عصبی ترجمه ما می باشد)


3. فعالیت های بدنی مناسب، یعنی هر شخص در سن و سال خود، در موقعیت خود و به نسبت توانایی و امکانات خود بتواند جنب و جوشی داشته باشد، مثلا مرد 60 ساله ای که سالم است (از 15 سال تا 60 سال یا کمی بالاتر) باید در روز بین 8000 تا 9000 قدم راه برود، همچنین زن جوان سالم باید بین 4000 تا 5000 قدم راه برود، اینکه خانم ها کارهای خانگی از قبیل آشپزی و ... انجام می دهند جزء فعالیت های بدنی محسوب نمی شود، باید به میزان گفته شده قدم بزنید یا معادل آن منسجم ورزش نمایید، خیلی از ما انسان ها فقر حرکتی داریم.


4. شیوه درست زندگی، آیا شیوه زندگی شما درست است؟ با مثالی این نمونه را روشن می کنم، مثلا 1 ساعت زمان دارید و مسیر دو کیلومتری را باید طی کنید، آیا این مسیر را به آرامی پیاده طی می کنید، در مسیر خرید می کنید و ... یا می ایستید آژانس بیاید؟

 

تهیه گزارش: همسفر الناز رک
منبع: وبلاگ لژیون همسفر فتحی


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]
به نام خدا

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه سمنان روز سه شنبه مورخ (91/2/12)مراسم باشکوهی را برگزار کردند به پاس قدر دانی از راهنمایان عزیز این مراسم با استادی آقای علی جلالی و حضور گرم آقای حسن بابایی وآقای مجتبی دهقانی برگزار گردید


خلاصه سخنان استاد:


خداوند را سپاس می گویم که به من این فرصت را داد تا در این جایگاه خدمت کنم

دو سال قبل در آکادمی جلسه ای برای تجلیل از راهنما برگزار شد که آقای مهندس دژاکام فرمودند : هیچ کدام از شماها ( کمک راهنماها و راهنماها ) به کاری که انجام می دهید آگاه نیستید در این چند سالی که من در کنگره هستم خیلی زیاد به این مسئله فکر کردم که چه چیزی باعث می شد ، وقتی صحبت از امتحان کمک راهنمایی می آید این همه حاضر می شوند شرکت کنند تا در آینده بتوانند یک فرد را به رهایی برسانند و خدمت گزار باشند .هنوز نتوانسته ام جوابی برایش پیدا کنم و نمی دانم چه چیزی باعث شد که من به کنگره بیایم و به رهایی برسم و بدنبال کمک راهنمایی بروم و بعدش هم راهنما شوم.چند وقت قبل به آقای مهندس گفتم که هیچ لذتی بالاتر از این نیست که شما روز چهار شنبه گل رهایی یک رهجو را به راهنمایش می دهید .همیشه یک مورد برایم خیلی سخت و آزار دهنده در زندگی روز مره ام بوده و اون اینه که یک رهجو سفرش را خراب کنه .جایگاه راهنما ، جایگاه بسیار ، بسیار بالایی است چون شخص باید به مرتبه ای رسیده باشد که اذن آن صادر شده باشد و مطمئنا ً پشت این قضیه فاکتورهای دیگری وجود دارد .آرزو می کنم که همه بچه ها به این جایگاه برسند و آن را تجربه کنند و همه بچه هایی که در این جایگاه هستند بتواند خالصانه خدمت کنند .شاید به ظاهر  فکر کنم  که یک فردی را به رهایی رسانده ام ولی پشت ماجرا و در صور پنهان چه اتفاقی می افتد من نمی دانم و این پرونده چقدر ادامه دار بوده که به یک رهجو رسیده تا رها شود و به زندگی برگردد .مطمئناً این سعادتی است که نصیب هر کسی نمی شود و همانطور که هر مصرف کننده ای سعادت حضور در کنگره را پیدا نمی کند تا بتواند اعتیادش را درمان کند .در روز شاید هزاران مصرف کننده از جلوی درب کنگره می گذرند ولی حتی ممکن است سرشان را بالا نکنند تا تابلوی کنگره را ببینند و داخل شوند و در مسیر درمان قرار بگیرند . یکسری افراد خاص هستند که در کنگره می مانند و تلاش می کنند تا به رهایی برسند .این روز را به همه راهنماها و کمک راهنماهای کنگره 60 تبریک می گویم و انشاء الله این سعادت تجربه جایگاه کمک راهنمایی و راهنمایی نصیب همه شما شود .

اما در مورد شعبه سمنان ، پنج سال پيش بود كه اوائل راه اندازي اينجا با آقاي هنربخش مي آمديم سمنان و مي رفتيم آن زمان مكان ثابتي نداشتيم و در هيئت ها و امامزاده ها جلسات را با تعداد كمي برگزار مي كرديم . كم كم بچه ها آمدند آقاي حافظي خانم منصوري و خدا رو شكر به اين سطح رسيده . مجتبي و حسن هزيز هم امروز كه داشتيم مي آمديم سمنان مي گفتند حتي چاله ها و دست انداز هاي راه را هم ياد دارند بس كه اين مسير را رفته اند . بهشون خدا قوت ميگم و براشون در جايگاه ها ديگر ارزوي موفقيت دارم .


خلاصه سخنان آقای بابائی:


در ابتدای سخنانم جا دارد که این روز قشنگ را به تمامی راهنمایان کنگره 60 تبریک عرض کنم.به راهنمای خودم جناب آقای علی جلالی هم تبریک ویژه ای میگم چرا که واقعا هر چه دارم از زحمات ایشون هست.
چهار سال پيش يك روز آقاي هنربخش به من گفتند كه: حاضري بروي و در شعبه سمنان خدمت كني ؟ من قبول كردم و از قضا منرا با فردي همراه گذاشتند كه دقيقآ بر عكس من و خصوصيات من بود . من چند ماه بيشتر رهايي نداشتم اما مجتبي عزيز يك سال رهايي داشت . من آدم پرسروصدايي بودم اما مجتبي خيلي آروم بود . ازش تشكر ميكنم چون مثل برادر در كنارم بود اما مثل معلم به من درس مي داد

وقتی فکر میکنم میبینم واقعا این لطف خدا بود که به همراه آقا مجتبی به نمایندگی سمنان بیام برای خدمت کردن،البته در اوایل کار کمی سخت بود، ولی همانطور که نیروهای بازدارنده تلاش میکردند که ما رو از حرکت باز دارن، در مقابل نیروی عشقی که در ما بود باعث میشد که از سد تمامی مشکلات بگذریم.

در پایان از بچه های سمنان تشکر میکنم که این جشن رو برگزار کردند.

خلاصه سخنان آقای مجتبی دهقانی:

من هم خوشحالم که در جمع دوستان کنگره ای قرار دارم این روز قشنگ رو به تمامی راهنمایان کنگره60 به راهنمای خوب خودم آقای علی جلالی تبریک عرض میکنم.من در کنگره چیزی جز محبت ندیدم و این محبت باعث میشد که با عشق خدمت کنیم.

اي كاش وقت زيادي داشتم تا مي توانستم بيشتر از حرف دلم بگم اگر اين مسير را آمديم و رفتيم فقط آموزش گرفتيم . در تمام اين مدت ما از سمنان و اعضايش آموزش هاي زيادي را فرا گرفتيم از حسن عزيز ممنونم كه در اين مدت همراه من بود در تمام اين مدت و من خيلي از او آموزش گرفتم


من هم از تمامی بچه های کنگره 60 نمایندگی سمنان تشکر میکنم

در ادامه مطلب میبینیم


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ حسن ]


تقدیم به راهنمایان کنگره 60

روزتان مبارک

تصویرگر: همسفر منصوری


[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

بنام خالق هستی

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهایکشنبه با نگهبانی آقای سینا  ابراهیمی و استادی آقای حامد زارع و دبیری آقای رمضان صفری با دستور جلسه جایگاه راهنما  در مورخ 91/02/10راس ساعت شروع بکار نمود


خلاصه سخنان استاد:

اول از همه هفته راهنما را به تمامی راهنمایان کنگره60 که الحق زحمات زیادی برای مسافران عزیز انجام میدهند را تبریک عرض میکنم.امیدوارم که بتوانیم قطره ای از دریای محبت آنها را جبران کنیم.

من بعنوان یک رهجو در قبال راهنمای خودم وظایفی دارم که باید آنها را به نحو احسن انجام دهم همان طور که میدانیم راهنما یعنی بلد راه،پس من مسافر باید در شروع سفر به راهنمای خودم اطمینان کنم و تمامی مسائلی که در حین سفرم به من یادآور میشود را بدون هیچ کم و کاستی انجام دهم تا به نتیجه مطلوب برسم.

یک راهنما با ناراحتی های یک رهجو ناراحت و با خوشحالی او خوشحال میشود و به نظر من این حس جز عشق نمیتواند باشد عشقی که شاید هیچ کجا نتوان به دست آورد.این هفته را به پاس قدر دانی از زحمات راهنمایان را هفته راهنما نام گزاری کردند و موقعیتی که بتوانم ذره ای از محبت آنها را جبران کنم برای یک راهنما هیچ چیز بهتر از درست سفر کردن یک رهجو نیست وقتی یک رهجو با تمام وجود به صحبت های یک راهنما گوش میدهد و آن را انجام میدهد برای راهنما کافیست.فقط این را باید بدانم من در برابر یک راهنما همیشه یک رهجو هستم حتی زمانی که خودم راهنما میشوم باز هم در مقابل راهنما رهجو هستم.

در آخر مجددا هفته راهنما را به تمام راهنمایان عزیز تبریک عرض میکنم.

عکس:رضا

تهیه گزارش:رمضان

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ محسن ]
جلسه هشتم از دورنهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان در روز شنبه با نگهبانی موقت خانم فاطمه حافظی و استادی خانم آزاده منصوری و دبیری خانم فاطمه سرمد با دستور جلسه جایگاه راهنما در تاریخ 91.02.09 راس ساعت 17 شروع به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد:


در ابتدا هفته راهنما را در راس به آقای مهندس ٰسرکار خانم آنی واستاد امین و همچنین به تمامی راهنما ها در تمامی شعب کنگره 60 تبریک وشاد باش میگویم وامیدوارم که خداوند این لیاقت وتوفیق خدمت را که به ما عطا کرده از ما نگیرد وبتوانیم از این خدمت سربلند بیرون بیاییم . بسیار خوشحالم که در خدمت شما هستم واین روز را به راهنما های شعبه سمنان تبریک میگم .
دستور جلسه جایگاه راهنما است وباید در ابتدا بدانیم که راهنما کیست ؟وبه چه کسی راهنما گفته می شود ؟ آنطور که همه می دانید بر اساس اصل پذیرفته شده کمک یک فرد رها شده از دام اعتیاد به یک فرد در حال مصرف مواد مخدر راهنما گفته می شود. این کار داوطلبانه است و خدمتی است رایگان در کنگره 60 . همانطور که می دانیم در دنیا دو گروه صاحب نظر در مقوله اعتیاد وجود دارد که یک گروه پزشکان و روانپزشکان هستند و گروه دیگر راهنمایان وکمک راهنمایان کنگره 60 هستند که به صورت تجربی از مقوله اعتیاد رها شده اند وبه دانش و تجربه ای دست پیدا کرده اند . راهنمایان کنگره تنها به دلیل اینکه ، از اعتیاد رها شده اند وبه تجربه ای رسیدند اجازه داشته باشند به افراد دیگر کمک کنند بلکه باید از فیلتر های متفاوتی عبور کنند اولین فیلتر این است که 216 ساعت کارگاه آموزشی را پشت سر گذاشته باشند و200ساعت لِژیون را گذرانده باشند و جمعا در یک سال600 ساعت آموزش دیده باشند ودر 2 آزمون فنی وجهانبینی نمره قبولی را کسب کرده باشند وهمچنین به تایید مرزبانان ودیده بانان وراهنمای خودشان رسیده باشند وبعد از آن می توانند کار خودشان را شروع کنند .کار کمک ر اهنمای خانم های همسفر این است که به خانواده های که یک فرد بیمار که در خانواده دارند کمک می کنند تا با آموزشهای لازم به بیمارش کمک کند .دردستور جلسه عنوان شد جایگاه راهنما ٰ پس راهنما در کنگره 60 دارای جایگاهی است و این در کنگره 60 کسب کردنی است و با تلاش وهمت خود فرد است که این جایگاه به او داده می شود . کسی که امروز یک کمک راهنما هست عین عدالت است تلاش وهمت خودش بوده وخیلی از پارامتر های دیگر که ما آن را نمی بینیم ولی آن فرد عبور کرده واین جایگاه مختص اشخاص خاصی نیست بلکه همه می توانند به آن برسند واز نظر من راهنمایی فرصتی است که خداوند به افراد داده تا خدمت کنند چون او دوست دارد زکات رهایی اش را با خدمت کردن به همنوعانش بپردازد تا ادای دین کند . راهنمایان در کنگره 60 افرادی عاشق هستند عاشق هم نوع وهم درد خودشان هستند. این افراد خودشان سالها درگیر مواد بوده اند وراههای بسیاری را تجربه کرده اند ولی به نتیجه نرسیده اند ولی در کنگره 60 توانستند درمان شوند وبه زندگی عادی خود بر گردند این افراد برای جبران حاضرند از جان خود مایه بگذارند وعاشق خدمت هستند . ولی کسی که در گیر اعتیاد نبوده نمی تواند به کسی کمک کند به عبارتی کسی که تا قوزک پا در آب نگذاشته چطور می تواند به کسی که در حال غرق شدن است کمک کند وکسی که عشق نداشته باشد از کار خودش خسته می شود و وارد حاشیه می شود .جایگاه راهنمایی جایگاه بلند مرتبه ای است ورسیدن به این جایگاه فقط لطف خداوند بوده که شامل حال ما شده است .



جلسه راس 18/37به کار خود خاتمه داد .
در پناه حق
تهیه گزارش همسفر مریم
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

پیام جناب آقای مهندس حسین دژاکام در روز راهنما



بسم الله الرحمن الرحیم

ای عزیز، ای کمک راهنما ، ای راهنما ، روزت مبارک


نمی دانم ، میدانی که من فقط در مقابل کمک راهنمایان و راهنمایانی که شاگردی را به رهایی می رسانند و گل رهایی را دریافت می کنند ، سر تعظیم فرود می آورم .حتما" می دانیدکه این حرکت بیانگر ارزش انسانی و الهی کاریست که شما انجام می دهید ،پس بدون نقص عمل کنید،اگر آنرا درست انجام بدهید ، چیزی را بدست خواهید آورد که ارزش آنرا با هیچ قیمتی نمی توانید محاسبه کنید ، گر چه آنرا نمی بینید ، و همچنین اگر ارزش آنرا ندانید و گرفتار بازی های کودکانه شوید ، ضرری را متحمل خواهید شد ، که شاید در طول هزاران و هزاران سال قادر به جبران خسارت وارده بر خود نخواهید شد .

پس آن کنید که فرمان است و شما هم در این هفته از کسانیکه برای شما و کنگره خدمت می کنند ، تشکر کنید.

بتاریخ بیست و نهم آبان ماه ۸۹

دژاکام

هفته راهنما بر بنیان گذار و راهنمای جهان بینی استاد امین دژاکام و سرکار خانم آنی عزیز و همچنین همه ی راهنمایان عزیز در تمامی شعب کنگره 60 ، علی الخصوص شعبه سمنان تبریک و شادباش عرض می کنم . و این بیت شعر هم تقدیم می کنم به راهنمای گرانقدر خودم سرکار خانم آنی عزیز

          ميکند سلسله‌ي زلف تو ديوانه مرا           
ميکشد نرگس مست تو به ميخانه مرا
متحير شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
از کجا يافت در اين گوشه‌ي ويرانه مرا
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر منصوری ]

بنام خالق هستی

اوایل حضورم در کنگره ، در مشارکتهای بچه ها میشنیدم  که میگفتند مواد مخدر مثل یک پرده و حجاب روی تمامی حسهای فرد مصرف کننده مینشیند و باعث میشه از کنار خیلی از مسائل و مشکلات بدون هیچ اهمیت دادنی به راحتی عبور کند بدون اینکه چند لحظه ایی روی آن مشکل انرژی بگذارد ، باورش برام سخت و غیر قابل هضم بود.

سال اول مصرفم بود که برای نشستن و مصرف مواد به منزل یکی از دوستانم میرفتم ، یک روز که به منزلش مراجعه کردم دیدم مهمان دارد و گفت همه مصرف کننده اند موردی نداره  بیا داخل . چند دقیقه ایی که نشستیم ، مرد جوانی به اتفاق همسرش وارد اتاق شدند و بعد از معرفی فهمیدم که ساکن یکی از شهرهای شرقی کشورمان و برادر و زن برادر دوستم هستند و آنها هم مشغول کشیدن مواد شدند.

نیم ساعتی نشسته بودیم که صدای گریه بچه داشت اعصابم رو بهم میریخت ، برادر دوستم به همسرش گفت برو بچه رو بیار گناه داره ، اصلا اون لحظه متوجه منظورش نشدم و شاید فکرش رو هم نمیکردم که علت آوردن بچه چیه.!!خانمش رفت و پسر یکسال و نیمه اشان را آورد ، دیدم زن و شوهر دود که میگیرند موقع بازدم ، میدهند روی صورت فرزندشان و در آخر چند دود را مثل تنفس مصنوعی به دهانش دادند.

خیلی تعجب کردم وگفتم جاییش درد میکنه؟من شنیده بودم که دود تریاک روبراخواب کردن و یا گوش درد بچه بطرفش فوت میکنند ولی این که کراک هست ، چرا ؟

در جواب گفتند بخاطر یک اشتباه ما مجبور شدیم چهار ماه بریم سوریه ( منظورشان زندان بود) و بچه یازده ماهه خودمان رو فرستادیم روستا پیش پدر و مادرمون ، بخاطر اینکه زیاد گریه نکنه و شب بزاره بخوابند آخر شب به اندازه نصف ارزن به بچه تریاک میدادند ولی کم کم زیادتر شد . بعد از آمدنمان متوجه قضیه شدیم و چون ما مصرف تریاک نداشتیم بعد از اینکه دود میگیریم چند دود رو هم بطرفش میفرستیم تا بوخوری شه.

صبح روز بعد هم رفتم منزل دوستم صحنه عجیبی دیدم باورم نمیشد اون پسر بچه مثل افراد خمار خمیازه میکشید و اشک از چشماش میومد گفتم چرا اینجوری شده ، دوستم گفت مواد پیدا نکردیم و خمار شده .!دقیقا یادمه گفتم گناه داره ، یه کاریش کنید و ببریدش دکتر تا دیر نشده و ترکش بدید.

الان که فکر میکنم و اون روز رو یادم میاد میبینم اون موقع چقدر راحت از اون معضل بزرگ عبور کردم ولی حالا فکرش رو هم میکنم واقعا متاثر میشم و بهم میریزم ، چرا باید یک بچه یکسال و نیمه به خاطر نادانی و ندانم کاری مادر و پدرش درگیر اعتیاد شده باشد ، مثل این بچه چند هزار تا توی کشورمان هستند؟ واقعا این بجه خودش راهش رو انتخاب کرده و اصلا الان زنده هست و .....

مسافر حسن ، آنتی ایکس کراک ، شیشه

راهنمای عزیزم : آقای داوود عرب

رهایی : 64 روز

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ حسن ]

به نام خدا

در ادامه مسابقات هشتمین دوره جشنواره:عقاب طلایی در رشته والیبال،تیم والیبال شعبه سمنان ولژیون آقای میثم اسماعیل قصاب،در روز جمعه مورخه(91/2/8) درپارک طالقانی روبروی همدیگر قرار گرفتند.


این بازی که سومین بازی دوتیم در گروه اول این مسابقات بود، تیم والیبال شعبه سمنان شروع خوبی داشت، واز همان ابتدا گیم اول ازحریف خود پیشی گرفت وسرانجام توانست در گیم اول با نتیجه25-17 به پیروزی برساند. درگیم دوم هم تیم والیبال شعبه سمنان نسبتآ خوب کار کرد ودربعضی از لحظات اشتباهاتی داشت که منجربه نتیجه 26-24 در گیم دوم به نفع تیم والیبال شعبه سمنان شود. اما با شروع گیم سوم ،اشتباهات پی درپی بازیکنان تیم والیبال شعبه سمنان وبهتر کار کردن بازیکنان تیم والیبال حریف باعث شد که گیم سوم با نتیجه 25-16 به نفع تیم لژیون آقای میثم اسماعیل قصاب خاتمه یابد. نتیجه نهایی در گیم چهارم رقم خورد که تیم والیبال شعبه سمنان توانست با هوشمندی وتسلط بر توپ ومیدان این گیم را بانتیجه 25-19 به نفع خود به پایان برساند ونتیجه نهایی بابرتری 3بر1 به نفع تیم والیبال شعبه سمنان به ثبت برسد.

اسامی بازیکنان

1- مجید ذوالفقاری

2- رضا غریبشاهیان

3- محمد علی روانبخش

4- حامد زارع

5- حجت شکوهی

6- سعید رضوی

7- ناصر فرخی

8- محسن ابوالحسنی

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ محسن ]

بنام خالق هستی

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای پنج شنبه با نگهبانی آقای حسین نوروزیان  و استادی آقای ناصر فرخی و دبیری آقای حمیدرضا بنی اسدی با دستور جلسه دانایی،دانایی موثر،سواد  در مورخ 91/02/7راس ساعت شروع بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد

همانطور كه در كتاب 60 درجه زير صفر نوشته شده است كه در بدترين شرايط آيات الهي نازل گرديد ، هر قومي كه كمتر از وحشي هاي جنگل نبودند بارها اشتباه كردند اما خداوند آنها را به بخشايش دعوت نمود ، در سخنان سردار كه مي گويد ميزان دانايي سواد نيست ، تمدن نيست ، مانند انسان بودن به لباس پوشيدن نيست بايستي انساني انديشيد .

در مورد مواد مخدر و ترك آن فكر مي كردم همه چيز را مي دانم و فقط كمي اراده لازم است تا با كم كردن آن بتوانم  مواد را ترك كنم ، ولي با انجام اينكار ديدم نتيجه اي در بر ندارد ، من در كنگره ياد گرفتم كه براي انجام هر كاري بايد در موردش به يكسري معلومات دست پيدا كرد و براي اين حركت بايد به دانايي مؤثر رسيد ، كه دانايي مؤثر داراي سه ضلع تفكر ، تجربه و آموزش است و بايد اين سه ضلع به اندازه هم باشند .

من در سه ماه سفر بودم كه احساس كردم خيلي مي دانم و بنا به دلايلي چند جلسه حضور نداشتم ، با خودم گفتم خوب ديگر لازم نيست كه به كنگره بروم خودم همين چيزهايي كه ياد گرفتم انجام مي دهم تا به نتيجه برسم ، اما نتوانستم اين كار را بكنم . چون من در اين جا توهم  دانايي زده بودم كه بنظر من اين كاري بس خطر ناك است ، چون در اين مواقع ما نمي خواهيم چيزي را قبول كنيم .

راه و روش كنگره يك روش الگويي است و راه ديگري ندارد و ميانبري هم وجود ندارد و در اين راه بايد از كساني كه پيشكسوت هستند ياري طلبيد و براي همين مي گويند راهنما انتخاب كنيد چون راهنما اين راه را تجربه كرده است و در مورد مواد مخدر به دانايي  مؤثر رسيده است .

يك مسافر وقتي يك پله كم مي كند يعني اينكه در آن پله به دانايي مؤثر رسيده است ، مثلا وقتي من يك جيره تعريف شده دارم به همان اندازه از كل موادم مي كنم و استفاده ميكنم نه بيشتر .

در مورد دانستن و كابردي كردن دانسته ها هيچ وقت تكميل نمي شويم همانطور كه بزرگان زيادي مثل ابوريحان ، دكتر حسابي و ...بعد از مدتهاي زيادي كه در پي دانستن بودند و در آخر هم مي گفتند تازه فهميدم كه هيچ نمي دانم .

در مورد سواد در كنگره ،  فردي اگر تحصيلات بالايي هم داشته باشد بايد بداند كه در مورد مواد مخدر و انسان هيچ نمي داند ، وقتي يك فرد در رشته اي تخصص مي گيرد ، فقط در همان زمينه تجربه و آموزش ديده نه در مورد آموزشهاي كنگره . فردي كه احساس كند كه تحصيالت بالايي دارد وخيلي مي داند ممكن است دچار منيت شود و شخصي هم كه فكر مي كند چون تحصيلات كمي دارد و بعضي مفاهيم را نمي فهمد او هم ممكن است دچار حس نا اميدي شود پس در هردو صورت از حركت باز مي ماند .

عکس:اباصلت

تهیه گزارش:حمیدرضا

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ ناصر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اعتیاد بیماری است که سه مولفه جسم ، روان ، جهان بینی را از تعادل خارج می کند . راه صحیح درمان را در کنگره 60 یافته ایم .
امکانات وب
کنگره 60 درمان اعتیاد لژیون همسفر منصوری
لژیون قاسم حافظی
لژیون داود عرب




---- --------------------------------------------