X
تبلیغات
جمعیت احیای انسانی کنگره 60 _ سمنان

جمعیت احیای انسانی کنگره 60 _ سمنان
 

این جلسه دوازدهمین جلسه ازدورهشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی همسفرخانم آزاده ودبیری همسفرخانم مرضیه با دستور جلسه نقش همسفر در درمان اعتیاد درتاریخ 90/11/29 راس ساعت شروع به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا این روز رو به همه ی شما همسفران عزیز و در راس به سرکار خانم آنی عزیز و آقا امین تبریک عرض می کنم . و اما دستور جلسه این هفته : نقش خانواده وهمسفر در درمان اعتیاد
درمان اعتیاد در کنگره 60 کاری است گروهی و یک فرد به تنهایی قادر به درمان اعتیاد نیست وبایستی کل گروه اعم از مرزبانان ، راهنمایان ، ایجنت هم لژیونیها و همسفر فرد مسافر، کمک کنند تا یک نفر به درمان قطعی برسد .
همانطور که همه ما می دانیم به فردی که مصرف کننده است و خواستار درمان اعتیاد می باشد مسافر می گویند و همین طور به فردی که سابقه اعتیاد ندارد و همراه فرد مسافر می آید تا به او کمک کند تا به رهایی برسد همسفر می گویند .
حال نقش همسفر در درمان اعتیاد :
از نظر من نقش آن همچون پرستاری است که به بیمار خود کمک می کند تا التیام یابد
یک همسفر مانند یک پرستار عمل میکند یعنی باید آموزش بگیرد و کمک های اولیه را فرا بگیرد . کار دیگر پرستار آرامش دادن است و باید تنش را از بیمار خود بگیرد و یک همسفر هم باید جو را متشنج نکند و آرامش داشته باشد تا بتواند این آرامش را به مسافرس القاء کند تا سفر خوبی داشته باشد .
زمانی که یک پرستار از بیمار پرستاری میکند توقع ندارد که بیمار تشکر کند و یا برای او هدیه بخرد و یک همسفر هم همین طور و اینکه با درمان بیمار پرستار جوابش را می گیرد .هنگامی که همسفر با گذشت کمک کند می گوید حسابم با عشق است نه با معشوق کار بسیار سختی می باشد ولی با شیرینی همراه است وجوابش بیدار شدن عشق درونش است که سالها از بین رفته بوده است .
و هر قدر همسفر به نور نزدیکتر شود خودش عوض می شود و عشق و محبت و ایثار و گذشت در وجودش جوانه می زند می تواند به مسافرش کمک کند اگر گذشت و بخشش نباشد نمی تواند کمک کند و مدام توجه اش رو بدیها و سیاهی های مسافرش است من همسفر باید بسیار روی خودم کار کنم که تغییر کنم و تبدیل شوم تا بتوانم به مسافرم کمک کنم .پس اگر درست نقشش را درک کند بهتر می تواند آن را اجرا کند و مهمترین مولفه ای که یک همسفر در تمام طول سفر باید مد نظر داشته باشد صبر است در برخی موارد امکان دارد که مسافر دیرتر به نتیجه برسد پس باید صبور باشد و هر قدر صبر بیشتر باشد خودش چیزهای بیشتری دریافت می کند و نتیجه می گرد واین تجربیات است که همسفر می تواند بدست آورد واین مشکلات است که انسان را می سازد و نباید نا امید شود زیرا در ناامیدی حرکت نیست واگر هم باشد به سمت بدی است همسفر باید آنقدر قوی شود که مانند بال شود در صورتی که ظاهر لطیفی دارد ولی بسیار قوی است که می تواند تن را بالا ببرد و با آموزش گرفتن این بال قوی و قوی تر می شود .
نقش دیگرهمسفر بال پرواز است پس خودش هم پرواز می کند و اوج می گیرد . یک بال وقتی دارد پرنده ای را به پرواز در می اورد ،خودش هم در حال پرکشیدن و پرواز است یک همسفر خودش نقشش را انتخاب می کند و طبق انتخابش راهش تعیین می گردد. واگر به نقش خودش پی ببرد و آن را پیدا کند ،می تواند حس لازم رو بگیرد . وقتی نقش بال پرواز را قرار است بازی کند ،حس یک بال رو می گیرد و نمی تواند غیر از آن رفتار کند او وقتی ایفای نقش را بعهده می گیرد در واقع جاری می شود و مولفه روانش شکل می گیرد .

تعداد حاضرین : 20نفر - مشارکت کننده ها : 9نفر - پیام خوانها :1نفر
جلسه راس ساعت 18/40 به کار خود خاتمه داد
در پناه حق
تهیه گزارش: همسفرمریم


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 30 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

روز همسفر بر سرکار خانم آنی عزیز و استاد آقای امین دژاکام و همه ی همسفران عزیز در تمام شعب کنگره 60 پرشگون باد .


ای روشنایی سحر ای آفتاب پاک

ای مرز جاودانه نیکی

من به امید وصل تو شب را شکسته ام

من در هوای عشق تو از شب گذشته ام

بهر تو دست و پا زده ام در شکنج راه

سوی تو بال و پر زده ام در ملال شب 


نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
امروز روز توست ... روز تولد تو ... روز بیداری تو ... روز شکفتن و جوانه زدن ... جوانه های عشق ، شادی ، سلامتی و آرامش ... جوانه هایی که در اثر قساوت ، ناملایمتی ها ، درد و رنج و ... کمرشان شکست و دیگر نای بلند شدن و بیدار شدن را نداشتند و در تاریکی اعتیاد همچون شب تاریک و سرد بی صدا به خواب رفتند و فراموش شدند ! و زیر خروارها بی مهری و سختی ها دفن شدند . حالا نور خورشید با گرمای خود می خواهد این شهر یخ زده را بیدار کند ... شهر مرده و ساکت و سنگی را ... همسفر ! حال که پای در راهی گذاشتی که به منبع نور وصل می شود پس از هیچ چیز بیم نداشته باش ! دل به الله بدار و قدمهایت را محکم بردار و بدان جلودار واقعی آن خداوندی است که ناممکن ها را ممکن می سازد ... و امید داشته باش که ذره ذره هر چه به نور نزدیک تر می شوی جوانه های بیشتری از خواب بیدار می شوند و سر از خاک بیرون می آورند و تنشان را به گرمای خورشید می سپارند تا قد علم کنند و قامتشان راست و استوار گردد . امروز روز توست همسفر ! ...
صدای شکفتن را در خودت می شنوی ... صدای دف و نی را ... گوش کن ...
در این روز زیبا به خودت و به راهی که قرار است بروی فکر کن ! به اینکه خداوند چقدر دوستت داشته که تو را در بهترین و امن ترین مسیر قرار داد و نگهبانانی برایت فرستاد تا با عشق از تو محافظت کنند و تو با عشقی مضاعف به مسافرت کمک کنی ... می دانی کار تو همچون پرستار است که عاشق کارش است و از وجودش به بیمارش کمک می کند نه بخاطر خودش بلکه فقط بخاطر خود اون بیمار و هیچ توقعی هم از بیمار ندارد که ازش تشکر کند و ... چون او یک پرستار است و کارش تیمار دادن است . حساب عاشق را با عشق است با معشوق چه حساب است ! کار شما همسفرها همچون مادرانی است که با تمام وجودشان از جگر گوشه خود مراقبت می کنند و تکیه گاه فرزندانشان می شوند . همسفر ! نام دیگر تو بال پرواز است ... چه اسنم زیبایی ! تو بالی هستی برای پر کشیدن برای به اوج رسیدن و دیدن آنچه که به باورت نمی گنجیده ... تو بالی هستی برای پریدن خودت برای رها شدن خودت از همه تاریکی ها و بندها برای رفتن برای فهمیدن برای عشق ورزیدن ... همسفر تو چون عاشقی هستی که عاشق به درمان رسیدن مسافرت هستی و با معشوقه ی خود کاری نداری ! کار تو با خود عشق است و پاداشت را هم از عشق می گیری نه از معشوق !
تو پا در راهی پر فراز و نشیب گذاشته ای که با توکل و دانایی می توانی از آن عبور کنی ...
روز زنده شدن و جوانه زدن بر همه ی شما مبارک
همسفر عزیز ! مادر مهربان ... همسر صبور ... دختر سنگ صبور ... خواهر فداکار ... این روز رو بهتون تبریک می گم

با احترام : همسفر منصوری

منبع : تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر


نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بسمه تعالی

اولین بازی تین والیبال شعبه سمنان در هشتمین جشنواره عقاب طلایی در روز جمعه مورخ 28/11/90در پارک طالقانی تهران با تیم لژیون آقای خلجی برگزار گردید.

در این بازی علی رقم غیبت چندین تن از بازیکنان اصلی تیم والیبال سمنان بازی انجام شد اما تیم سمنان با نمایش خوبی که از خود بر جای گذاشت و توانست در گیم اول با نتیجه  (23-25) و سپس در گیم دوم با نتیجه (24-26) از سد حریف خود که پابه پای تیم سمنان بازی میکرد بگذرد، و بدین ترتیب اولین پیروزی تیم والیبال سمنان در اولین بازی از این دوره از مسابقات جشنواره عقاب طلایی شکل گرفت:

لازم به ذکر است که تیم والیبال سمنان در هفتمین جشنواره عقاب طلایی به مقام سوم رسیده بود.

اسامی بازیکنان تیم والیبال سمنان در این بازی:

1-مجید ذوالفقاری                                                           

2-رضا غریبشاهیان

3-ناصر فرخی

4-محسن ابوالحسنی

5-سعید رضوی

6-حجت شکوهی

7-سرپرست تیم:حامد زارع




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

آدامس‌ها و خوشبوکننده‌های پان پراگ ـ هرچند این بار با نام قلمبه‌، سلمبه‌ای وارد شده‌اند ـ ترکیبی شبیه همان مخدر ناس دارند؛ مخدر کثیفی که مرزنشینان شرق ایران و خراسانی‌ها و ساکنان قسمت‌هایی از آذربایجان، آن را ـ که از افغانستان، پاکستان و هند وارد می‌شود ـ خیلی خوب می‌شناسند؛ دوست صمیمی تف و دندان‌های کثیف و جرم گرفته... .

ناس یکی از کثیفترین و تهوع‌آورترین موادی است که در دسته مخدرهای توهم‌زا قرار می‌گیرد و هرچند پلیس کشورهای مختلف آن را مخدری مانند سیگار محسوب می‌کند و داشتن آن جرم محسوب نمی‌شود، اما این ماده به خاطر نوع استفاده آن، مواد سازنده‌اش و نوع مصرف‌کنندگانش، در ایران یکی از مفلوکترین و تو سری خورده‌ترین مخدرها به حساب می‌آید.

این ماده که تا همین چند سال قبل در بسته‌های پلاستیکی درب و داغان، شبیه حنا، وارد ایران می‌شد، از برگ درختی به نام بتل به دست می‌آید که در اندونزی، مالزی، فیلیپین، چین، تایوان، کامبوج، ویتنام، لائوس، هند و پاکستان می‌روید. برگ‌هاى آن را اگر تازه باشد، می‌جوند ولی معمول‌ترین شیوه مصرف آن استفاده از خشک کرده آن است.

برگ‌های خشک شده درخت بتل را می‌کوبند، سپس آن را با کمی آشغال مثل خاک سیگار و آهک قاتی کرده و با انگشت می‌چپانند زیر لثه، پس از چند دقیقه مکیدن هم با یک تف غلیظ پرت می‌کنند بیرون؛ فلچ... حالتان به هم خورد؟


پان پراگ، کلاغی که قناری شد

پان (paan) یا پان‌پراگ که چند وقتی است آدامس‌ها و خوشبوکننده‌های آن از مرزهای شرقی کشور وارد شده و با قیمتی بین 50 تا 300 تا تک‌تومانی به فروش می‌رسد، در اصل از فک و فامیل‌های همان ناس کثیف است که لباس خوش‌تیپی به تنش کرده‌اند و او را جزو خوشبوکننده‌های دهان به حساب آورده‌اند.
برای تهیه آدامس‌ها و پاستیل‌های پان، دانه‌های قرمز و درشت درخت بتل را در برگ درخت پیچیده و تنباکو، آهک، خاکستر، ادویه‌جات معطر، ساخارین و مقدار زیادی اسانس و افزودنی‌های غیرمجاز را می‌چپانند توی این مخلوط و می‌شود پان پراگ.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
به نام خدا

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60نمایندگی سمنان روزهای پنجشنبه با نگهبانی آقای حسین نوروزیان واستادی آقای امیرعباس ایمانی و با دبیری ناصر فرخی با دستور جلسه وادی ششم و تاثیر آن روی من در مورخ 27/11/90 راس ساعت برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

من در دوران مصرفم به من گفته می شد که عقل نداری ویا اراده نداری وپذیرش این مسئله برایم سخت بود وهمیشه با خودم می گفتم که اگر من عقل ندارم پس چرا به کارهای روز مره ام می رسم که من در کنگره متوجه شدم مواد پرده ای  بر روی دید من کشید تا چیزی جز مواد را نبینم و وقتی که سفرم را شروع کردم وپس از فرایند زمان  وپس از پشت سر گذاشتن پنج تا وادی که باید به مرحله اجرا در آورده باشم می توانم معنی و مفهوم وادی ششم را درک کنم وبه اجرا در آورم که در سفر اول این وادی برروی من صادق بود ازجمله همان سر موقع حضور داشتن ویا جیره مصرفی را در زمان معین استفاده کردن وبه مرور زمان تعغیراتی در من رخ داد واز این بابت خیلی خوشحال بودم چون من در زمان مصرفم با عقل پیش نی رفتم وهر چی نفسم می گفت انجام می دادم در سفر اول عقل من راهنمایم بود چون عقل من به واسطه مصرف مواد مخدر ونفس اماره نمی توانست فرمان درستی بدهد وتمام کارهایی که توسط راهنما به من گفته می شد توانستم وارد سفر دوم شوم ولی حالا در سفر دوم کا سخت تر می شود وباید آن آموزشهایی که گرفتم را از سخن به نقطه عمل برسانم که با ید همه کارهایی را که انجام میدهیم باید با تفکر باشد وباید در مسیر وادی ششم حرکت نماییم .

تهیه گزارش : مسافر ناصر

عکاس : رضا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
فرا خوان مسابقه مقاله نویسی
بدینوسیله از کلیه مسافران (سفراول و دوم) دعوت بعمل می آید در مسابقه مقاله نویسی با موضوع:
تاثیر نگارش وادی ها در درمان اعتیاد
شرکت نمایند.
تاریخ تحویل مقالات به مرزبانان نمایندگی آکادمی: 90/12/15
شرایط: مقالات نوشته شده باید حداقل 25 و حداکثر 50 خط باشد.
لازم به ذکر است به مقالات برگزیده جوایز نفیسی اهداء میگردد.
با تشکر
گروه مرزبانی نمایندگی آکادمی


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان, کنگره60, شربت تریاک, ترک اعتیاد, جلسه, تریاک, هروئین, کراک, شیشه, قرص, مشروبات الکلی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

لژیون آقای محمد صداقت روز شنبه مورخه 90/11/22 در نمایندگی آکادمی با استادی آقای محمد صداقت و با دستور جلسه موانع و پیشرفت با حضور 28 نفر رأس ساعت 19 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

تفکری که ساختار را می سازد، آگاهی و تدبیر پشتش است و به همین علت است که ساختار ساخته می شود، حتی پشت تفکر منفی هم می تواند ساختار وجود داشته باشد. اگر خداوند مشکلات را در برابر انسان قرار نمی داد، دیگر انگیزه ای در انسان وجود نداشت و دیگر تلاش و کوشش معنی نداشت، انسان اگر حرکت و کار نکند آن جوهر کار درونش خشک میشود، این خشک شدن درونی انسان، مانع است و اگر نبود ما هیچ تلاش و پیشرفتی نداشتیم، آن موانع باید وجود داشته باشد تا باعث پیشرفت انسان شود. تفکر یک اندیشه خیلی عمیق و قوی است و نسبت به هر کاری باید آگاهی و دانایی را مد نظر قرار داد، مانعی که ما از آن صحبت می کنیم همه چیز میتواند باشد چه خوب و چه بد، سختی مانع نیست، همه مانعها حل شدنی است و همین موانع است که انسان را به تفکر وامیدارد و باعث حرکت و پیشرفت آن میشود. ما در زندان اعتیاد گیر افتادیم و این مشکل و مانع را خودمان برای خودمان بوجود آورده ایم و این مانع نیز حل شده است و باعث پیشرفت خیلی ها شده است. هر تفکری که بوجود آمده است مانعی در آن بوده است، انسان نیامده که استراحت کند، انسان آمده است که به تکامل و آرامش برسد و آرامشی که ما به دنبال آن هستیم آرامش نسبی است، فقط خداوند است که آرامش مطلق است.

منبع: مسیر درمان اعتیاد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

 بنام خالق هستی

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای سه شنبه با نگهبانی آقای علی یحیایی و استادی آقای مجتبی دهقانی و دبیری آقایی امیر عباس ایمانی با دستور جلسه : وادی شش و تاثیر آن بر روی من ، در مورخه 90/11/25  راس ساعت شروع بکار نمود

 

  در وادی ششم راجع به عقل و جایگاه آن صحبت شده است. هر چه به گذشته و زمان مصرف  نگاه می کنم ، می بینم که فرمانهایی که ازعقل من  صادر شده و من آنها را اجرا کرده ام  کمتر به فرمانهای منطقی و درست عقل شباهت داشته اند چون در زمان مصرف فرمانی که صادر می شد از طرف اعتیاد و مواد بوده نه از طرف عقل ، برای درک این موضوع و صحت آن اگر شخص مصرف کننده ایی دو روز مواد نزند ، اختیار و فرمان اعصابش ، شکم و ... را ندارد.

فرمانهای صادره از طرف عقل میباشد نه از طرف مغز و مغز ما جایگاه و یک اپراتور برای عقل می باشد. بیشترین مطلبی که در این وادی و در سفر اول به من کمک کرد ، مطلب شو ، شود بود. شو ، شود یعنی اینکه بخواهم و انجام شود پس باید تلاش کنم و انرژی بگذارم و در یک زمان خاص شو ، شود اجرا خواهد شد. عقل همانند یک ماشین تابع خودش ، خودش را کامل میکند و به همین علت اشتباهاتی که در گذشته انجام داده ایم را دیگر انجام ندهیم. در بعضی از مواقع خودمان فرمانی را صادر میکنیم و انجامش می دهیم ولی در سفر اول راهنما فرمان را صادر می کند و ما انجام میدهیم .

زمانی شخص به فرمان عقل میرسد که دانایی و آگاهی لازم را کسب کرده و خواسته هایش از نفس مطمئنه باشد.  

ضمنا در این روز انتخابات مرزبانی نمایندگی سمنان با حضور ایجنت محترم نمایندگی آقای محمد صداقت و همچنین آقای مجتبی دهقانی برگزار گردید و آقایان علی یحیایی،رضا غریبشاهیان،مجید ذوالفقاری،مهرداد سلاخی و سینا ابراهیمی به عنوان مرزبانان جدید مسافران و خانم مرضیه یحیائی و خانم مریم کریمپور به عنوان مرزبانان جدید گروه خانواده انتخاب شدندکه به همه این عزیزان تبریک میگوییم و آرزوی موفقیت برایشان داریم.در پایان به همه مرزبانان دوره قبل خدا قوت گفته و بهترین ها را برایشان آرزومندیم.

تهیه گزارش:امیر عباس

عکس:رضا


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

روز یکشنبه مورخ 90/11/23 ششمین سال آزادی و رهایی آقای مجتبی دهقانی را در شعبه استاد معین جشن گرفتند . جناب آقای دهقانی از کمک راهنمایان خوب نمایندگی سمنان بودند و بیش از سه سال در این نمایندگی خدمت نمودند . جا دارد از زحماتشان قدردانی نموده و این روز را به ایشان و خانواده محترمشان و استاد عزیزشان و همچنین همه ی رهجویان ایشان در سمنان تبریک عرض نموده و برایشان سلامتی و شادی خواستاریم .

ششمین سال رهایی تان مبارک

باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد و بهار

روی هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده است

همه چلچه ها برگشتند

و طراوت را فریاد زدند


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

هدف اصلی کنگره 60 ، تحقیقات علمی و کاربردی  به منظور شناخت انسان و مواد مخدر و ارائه طریق به مصرف کندگان مواد مخدر و خانواده های آن ها برای رهایی از اعتیاد می باشد .کنگره 60 معتقد است اعتیاد فرزند انسان و مواد مخدر است . به عبارت دیگر ، از کنار هم قرار گرفتن انسان و مواد مخدر ، پدیده ای به نام اعتیاد متولد می شود . بنابراین برای شناخت اعتیاد بایستی عوامل و ترکیبات به وجود آورنده آن را بشناسیم .

 تا زمانیکه این شناخت و آگاهی وجود نداشته باشد ،حرکت موثری در درمان بیماری اعتیاد نخواهیم داشت . شناخت و آگاهی نسبت به هر مسئله ای که می خواهیم در مورد آن فعالیتی انجام دهیم از ارزش و جایگاه بسیار مهمی برخوردار است و حرکت هایی که مبتنی بر شناخت و آگاهی نباشد ، بی نتیجه و روبه زوال خواهند رفت .

در مقوله شناخت مواد مخدر و یا آنتی ایکس های مختلف و تاثیرات آنها ، کنگره 60 درطول سال ها فعالیت ، به نتایج بسیار ارزشمندی رسیده است که کما بیش در جریان آن هستید .

در مقوله شناخت انسان نیز کنگره 60 آموزش هایی را در نظر گرفته است و افرادی که برای درمان اعتیاد خود به کنگره 60 مراجعه می کنند با شروع درمان و سفر اول ، با این مقوله آشنا می شوند و آموزش های خود را برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد و رسیدن به یک زندگی سالم ، ادامه می دهند . بخش عمده ای از این آموزش ها در درون وادی ها و بخشی دیگر در آموزش های جهان بینی و دیگر متون مربوط به آن می باشد .

 همانگونه که می دانیم برای رسیدن به درمان کامل و قطعی اعتیاد بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد ، یعنی جسم ، روان و جهان بینی به تعادل برسند. مقوله جهان بینی ، دیدگاه و نگرش، احساس ، ادراک و برداشت ما را نسبت به خودمان ، محیط پیرامون و جهان هستی تغیر می دهد . وقتی صحبت از تغیر نگرش نسبت به خودمان می کنیم ، یعنی باید نسبت به احوال و حالات خودمان به شناخت و آگاهی برسیم و تا زمانی که این اتفاق روی ندهد ، مطمئن باشیم کسی نمی تواند حریف اعتیاد بشود .

بیماری اعتیاد هرچند بیماری جسمی ، روانی و جهان بینی است ، اما از زاویه ای دیگر ، تسلط شیطان بر شهر وجودی انسان است و درمان اعتیاد یعنی روبرو شدن با شیطان و به مبارزه طلبیدن نیروی منفی است ، این مبارزه بدون شناخت و آگاهی هرگز به پیروزی نمی رسد .

وادی های کنگره 60 نقش بسیار مهم و حیاتی درشناخت ما نسبت به خودمان  به عهده دارند . وقتی به وادی های کنگره 60 نگاه می کنیم ، می بینیم که تمام آنها روی مقوله انسان فرود می آیند و قوانین مربوط به زندگی انسان به دور از ضد ارزش ها ، تعامل ما با عوامل محیطی ، زندگی ، دیگران و خود و هستی را بیان می کنند .

www.c60.ir



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام یزدان پاک

 کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 شعبه سمنان روزهای یک شنبه با نگهبانی آقای سینا ابراهیمی واستادی آقای رضا غریب شاهیان ودبیری آقای یاسر بابایی با دستور جلسه وادی ششم وتاثیر آن روی من در مورخ 90/11/23 راس ساعت شروع بکار کرد .

 

خلاصه سخنان استاد:

در رابطه با دستو جلسه که حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم یعنی اینکه من اگر توانستم وادی هایی را که پشت سر گذاشتم را خوب درک کرده وکاربردی کرده باشم می توانم در مورد این وادی که فرمان عقل است را به اجرا در آورم ،درسفر اول همان پله هایی که می گرفتم یا حضور به موقع به جلسات وخیلی از کارهایی که درسفر اول به من محول می شد به نظر من حکم عقل را به اجرا در می آوردم وقتی که ما در کنگره دانایی کسب می کنیم کم کم بعضی از موضوعات برای ما روشن می شود همان طور که در وادی آمده عقل صور پنهان است که من این را در کنگره آموختم من در زمان مصرفم نیروهای نفسانی من که لذت طلب بود همیشه در مسیر ضد ارزش حرکت می کردم وچون احساس خوبی داشتم فکر می کردم که عقلانی است وهیچ موقع نخواستم به خودم بقبولونم که این کار من اشتباه یا ضد ارزش است اما وقتی که وارد کنگره شدم همان روز اول که مشاوره شدم ، دیدم که همه چیز درست است ودر همان لحظه عقل اولین جرقه خود را زد وشروع به کار کرد وباعث شد که من در مسیر در مان قرار گرفتم و بعد ازسپری شدن زمان حس من نسبت به همه چیز عوض شد وفهمیدم که اگر حس انسان آلوده شود عقل را هم آلوده خواهد کرد عقل تنها نیرویی است که مستقل عمل می کند وتمام آموزشهای کنگره عقلانی است وبا قرار گرفتن در مسیر درمان فرمان عقل را به اجرا درمی آوریم .ودر پایان جلسه نگهبان ودبیرجدید از نگهبان ودبیر قبلی با دادن کا دو تقدیر وتشکر به عمل آمد .

تهیه گزارش :مسافر حسین

عکس :مسافر امیر عباس



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
این جلسه یازدهمین جلسه ازدورهشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی همسفرخانم مرضیه ودبیری موقت همسفرخانم فیروزه با دستور جلسه وادی ششم وتاثیر آن روی من درتاریخ 90/11/22 راس ساعت شروع به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

ابتدا خداوند را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم واز شماها بیاموزم .
در چهار وادی اول ما با قدرت تفکر آشنا شدیم اینکه چگونه تفکر کنیم وهمین طور با واژه مسئولیت ، که مسولیت کار خود را به گردن بگیریم ودر وادی پنجم آغاز حرکت را داریم ودر وادی ششم با اجرای فرمان عقل آشنا می شویم .که در شروع ،کار سختی به نظر می رسد که الیته اینطور هم است اما رسیدن به فرمان عقل با لذتی هم توام است .
در وادی گفته شده است عقل كل مانند خورشيدي است كه به تمامي هستي و نيستي مي تابد و ماهم موجودات و انسانها بسان خانه هائي هستيم كه از يك روزنه ، نور وارد آن ميشود . البته اين روزنه بصورت خودكار عمل ميكند بعبارتي هرچه ما بطرف ارزشها يا روشنيها حركت نمائيم اين روزنه بزرگتر ميشود . درنتيجه نور(عقل) بيشتري وارد خانه ما ميشود و هرچه بطرف ضدارزشها يا تاريكي ها حركت نمائيم اين روزنه تنگ تر ميشود. به نظر من این بهترین تشبیه بود که من شنیدم وبرایم تصویری واضح ازعقل را ایجاد کرد والان بهتر می دانم که برای رسیدن به فرمان عقل باید چه کنم وچه نکنم ،اگر به قوانین الهی عمل کنم به آن فرمان نزدیکتر می شوم .
برای رسیدن به فرمان عقل به نظر من باید از کارههای کوچک روزانه شروع کنم به عنوان مثال مسواک کردن یا سر ساعت بیدار شدن اگر هریک از این کارههای روزانه کوچک را انجام دهم به تدریج این قابلیت را پیدا خواهم کرد که کارههای بزرگتر را نیز هم بتوانم انجام دهم وقدری به فرمان عقل نزدیک شوم .
هرچه به سمت ارزشها حرکت کنم به فرمان عقل نزدیکتر می شوم وهرچه به سمت ضد ارزشها حرکت کنم از فرمان عقل دور می شوم .
در درون انسان دو نیرو در حال جدال می باشند یکی نفس اماره دیگری عقل می باشد برای تشخیص اینکه من به ندای کدام گوش دهم وکدام درست است قدری مشکل است باید با آموزشهایی که می گیرم به قوه تشخیص برسم تا بتوانم به درستی انتخاب کنم .
در یک فرد مصرف کننده همین طور که می دانید اختیار وفرماندهی خود را از کف داده ونفس امر کننده به او فرمان می دهد که چه کند پس در این میان روزنه ای که از آن نور عقل بخواهد بتابد بسیار کوچک است چون فرماندهی در دست نفس اماره می باشد وزمانی که شخص شرو ع به سفر می کند تدریجی واندک اندک به فرماندهی شهر وجودی خود نزدیک می شود و خودش عنان شهر وجودی را بدست می گیرد .
من هم به عنوان یک همسفر کسی که در کنار شخصی که می خواهد درمان شود قرار گرفتم تا به او و به خودم کمک کنم برای اینکه بتوانم همسفر خوبی باشم باید حس خودم را که آلوده شده است تصفیه کنم چون حس برای عقل اطلاعات جمع آوری می کند وعقل بر اساس آن حکم صادر می کند .من برای اینکه بتوانم به مسافرم اعتماد کنم باید تزکیه پالایش انجام بدهم تا حسم کاملا پالایش شود وفرمانی که از سوی عقل صادر می شود فرمانی درست باشد .
به امید روزی که همه به فرمان عقل نزدیک شویم




تعداد حاضرین : 14نفر - مشارکت کننده ها : 7نفر - پیام خوانها :2نفر

جلسه راس ساعت 18/30 به کار خود خاتمه داد
در پناه حق
تهیه گزارش: همسفرمریم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

در خدمت يكی از همسفران هستيم كه به تازگی در آزمون كمك راهنمايی قبول شدند .

1-خودتان را مختصر معرفي كنيد؟

سلام دوستان اقدس هستم همسفر علی،18 ماهه به كنگره ميام البته من بعد از 6 ماه كه مسافرم به كنگره آمد وارد شدم.آخرين آنتی ايكس مصرفي مسافرم كراك،شيشه و متادون بود الان هم 11 ماهه كه آزاد و رهاست راهنماي مسافرم آقاي قاسم حافظي و راهنماي خودم خانم مريم.

خيلي خوشحالم كه در خدمت شما هستم.

2-چه زماني متوجه شدي كه همسرت اعتياد دارد؟عكس العملت چه بود؟

اوايل ازدواج متوجه شده بودم ولي نمي تونستم باور كنم كه علي اين مشكل را دارد.وقتي زير فرش چيزي پيدا مي كردم مي گفت نميدونم ما كيست بندازشون سطل آشغال.من آن زمان متوجه نمي شدم و آشنايي نداشتم چون نه در خانواده چنين چيزي بود و نه ديده بودم.در واقع خودم را گول مي زدم و نمي خواستم باور كنم كه شوهرم معتاد است.

3-چطور با كنگره آشنا شديد؟

بعد از اينكه مسافرم به كنگره آمد از طريق صحبتهاي او منم آمدم در واقع مشوق اصلي من بود.

4-اوايل ورود به كنگره نظرت در مورد كنگره چه بود؟(نگاه اول)

روز اول فكر نمي كردم اينطور جوي داشته باشد ،جوي صميمي است و  وقتي درد و دل مي كنم دردم را متوجه مي شوند و مثل خودم هستند.

5-آيا روشي را براي درمان اعتياد رفته بوديد؟

بله-كلينيك ترك اعتياد و متادون درماني،ابوالفضل درماني.

6-چه زماني به روش كنگره ايمان آوردي؟

وقتي تغييرات را در مسافرم ديدم و بعد از 6 ماه كه از سفر مسافرم گذشت اومدم ،گفتم اينجا جايي است كه خوبه و جواب مي دهد.

7-هدفت از اينكه اومدي كنگره چي بود؟آيا در اوايل به كمك راهنمايي فكر مي كردي؟

هدف اصلي من درمان مسافرم بود و اصلاً فكر نمي كردم به اين جايگاه برسم.

8-زمان رهايي مسافرت چه حسي داشتي؟

روز خيلي قشنگي بود و اصلاً نميشه بيان كرد ،آرامش خاصي داشتم و اصلاًباورم نمي شد.

9-زماني كه خبر كمك راهنمايي را شنيدي چه حسي داشتي؟

خيلي خوشحالم شدم ،علي تلفني بهم خبر داد .روزهاي قبل به فكر جواب بودم ولي اونروز به اين فكر نمي كردم.اصلاً باورم نمي شد.

10-حالا برگرديم به تركش هاي مسافرت:آيا تركشها به فرزندت ميلاد هم وارد شده بود؟

صد در صد.ميلاد با من بود رابطه اي كه من با مسافرم داشتم ميلاد هم تحت تأثير قرار گرفته بود مثلاً هميشه مي گفت پيش بابا علي نريم او همش دعوا مي كنه.درگيري هاي ما روي ميلاد خيلي تأثير گذاشت.

11-به نظرت كار كمك راهنماي مسافر سخت تر است يا همسفر؟

كمك راهنماي مسافر،چون تخريبهاي مسافر خيلي بيشتر از همسفر است و نياز به زمان بيشتري دارد.

12-فكر نمي كني تخريب يك همسفر هم زياد باشد؟

نه ،تخريبهاي مسافر بيشتر است چون تخريب هم جسمي است و هم روحي.

13-كداميك از شما بيشتر روي همديگر اثر گذاشتيد؟(تو باعث شدي مسافرت سفرش رو ادامه بده؟)

من باعث شدم سفر كند به قول خودش از وقتي من اومدم سفرش بهتر شد و تصميم گرفت درست سفر كند.مسافرم هم در من تأثير داشت مخصوصاً بعد از رهايي.

14-هدفتان از خدمت كردن چيست؟

دوست دارم با خدمت كردن زكات رهايي را پرداخت كنم و گوشه اي از زحمات آقاي مهندس را با خدمت كردن جبران كنم .

15-قبل از ورود به كنگره كداميك از اضلاع مثلث جهالت در شما پررنگ تر بود؟

نااميدي و خدا رو شكر الان خيلي بهتر شدم.

16-حستان نسبت به اين كلمات:

آقاي مهندس:خيلي دوستش دارم

خانم آني:مادري مهربان و دوستش دارم

كنگره 60:مكان امن و جايي براي آرامش من

خواهر لژيوني:خيلي خوبه چون من خواهر نداشتم

كمك راهنما:به ياد كمك راهنماي خودم مي افتم كه خيلي به من انرژي ميده

17-صحبت آخر:هر چي دوست داري بگو؟

كسي را مي شناسم كه مصرف كننده است دعا مي كنم راهش را پيدا كند ،همسفر راهش را پيدا كرده اما مسافرش نمي آيد اميدوارم مسافرش به رهايي برسد.

ممنون از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد موفق و شاد باشيد.

تهيه گزارش:همسفر سمانه


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام خالق هستی

گزارش جلسات کارگاههای آموزشی خصوصی  روزهای پنج شنبه با نگهبانی آقای حسین نوروزیان و استادی آقای یاسر بابایی ودبیری آقای ناصر فرخی با دستور جلسه  سم زدایی و سم نزدایی راس ساعت 17 برگزار گردید.

با مصرف مواد مخدر سمی وارد بدن مصرف کننده نشده است که بخواهیم سم زدایی کنیم و آنرا خارج نماییم، در اینجا مواد مخدر سم نیست بلکه یه نیاز برای بدن مصرف کننده میباشد. بنظر من این کار یک اشتباه بزرگ است که در این موارد باید به فرد مصرف کننده مواد بدهیم نه اینکه مواد را از او بگیریم ، تا وقتی که خودم تجربه اش نکرده بودم متوجه نمیشدم . در ابتدا با متادون شروع کردم و قرار شد تا چهل روز متادون مصرف کنم و در همین زمان متادون را به صفر رساندم و پزشکی که زیر نظرش این کار را انجام داده بودم یک آمپول که هنوز هم نمی دانم چی بود به من تزریق کرد و گفت بعد از سه روز بیا تا کپسول تنفر بهت بدم منظورش نارترکسون بود.

حدودا دو ساعت از تزریق آمپول میگذشت که حالم خیلی خراب شد و احساس کردم لحظه به لحظه خمارتر میشوم ، به هزار جان کندن دو روز طاقت آوردم و دیگر نتوانستم و رفتم مواد تهیه و مصرف کردم . از کار خودم خیلی پشیمان شده بودم و به خودم میگفتم اگه یک روز دیگه طاقت میاوردم و از قرصهای تنفر استفاده میکردم ، حتما از مواد متنفر میشدم و از این دردسرها و بدبختی ها نجات پیدا میکردم. ولی الان که در کنگره ام و درمان شده ام و این حس رهایی را با هیچ چیزی عوض نمیکنم ، به خودم میگویم خدا خواست که برای خوردن آن قرصها نرفتم و الا معلوم نبود الان کجا بودم ؟

با آموزشهای کنگره حالا میدانم که آن سم زدایی برایم هیچ فایده ایی نداشت و اگر میشد با سم زدایی مواد را ترک کرد چرا پول را به هدر داد بجای آن میتوان از چند عدد پرتقال و یا یک شیشه آبلیمو استفاده کرد و مواد مخدر را کنار گذاشت.

تهیه گزارش: ناصر

عکس:علی


نوشته شده در تاريخ جمعه 21 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

به اطلاع عزیزان میرسانیم آقای مهندس دژاکام بحمدلله از سلامتی کامل برخوردار بوده و روز سه شنبه 18/11/1390ساعت 14 از بیمارستان مرخص شده اند.
مهندس دژاکام دبیر کل کنگره 60 امروز چهارشنبه و در حالیکه دوران نقاهت پس از بیماری را سپری مینمایند، در دفتر مرکزی کنگره 60 حاضر شده و شخصا فرم رهایی افراد را امضاء نمودند. حال عمومی ایشان بسیار خوب است و با روحیه ای عالی موجب دلگرمی و شعف تمام اعضا حاضر شدند.

لازم به ذکر است مطالبی که شما بزرگواران در بخش نظرات خبر مربوط به بستری شدن ایشان در صفحه اصلی سایت ، به جهت احوال پرسی و عیادت درفضای مجازی درج نموده اید، به رویت ایشان رسید و از این بابت از همه شما عزیزان تشکر نمودند.




ای نفست مکرر در ذهن آیینه ام
عکس رخت، جای دل، تپیده در سینه ام
غرق سیاهی بدم، کور و کری خسته دل با نفست زدودی، غبار دیرینه
(
سروش عازمی خواه)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

به نام ایزد منان

روز چهارشنبه مورخ 90/11/19 نهمین جلسه از دوره نهم سری کارگاه های آموزش جهان بینی با نگهبانی و استادی جناب آقای امین دژاکام و دبیری آقای همایون سالخورده با دستور جلسه "محبت" رأس ساعت 16:45 آغاز به کار نمود .



سخنان استاد :

هر چقدر دانش ما نسبت به این مسئله بیشتر شود ، بیشتر به ما کمک می کند تا با دشواری های زندگی مقابله کنیم . چرا که یگانه قدرتی که در سختی ها و دشواریهای عظیم و سخت به انسان کمک می کند ، محبت درونی اوست.

ایشان فرمودند : خدا را شکر می کنیم که از این اتفاق بزرگ رد شدیم ( واقعه بیماری جناب مهندس دژاکام ). اغلب اتفاقاتی که ما را شوکه می کنند و به ما ضربه وارد می کنند ، می توانند خیلی هم سازنده باشند و باعث جهش ما بشوند . اصولا" فرایندهای جداسازی یا از یک مرحله به مرحله دیگر حرکت کردن ، زمانی با یک ضربه شدید که در وادی 14 هم راجع به آن صحبت می شود ، مطرح می شود.

هر انسانی بر اساس آن اندوخته درونی خودش با آن مسئله روبرو می شود . زندگی یک وقتهایی آن پیش بینی ها و محاسباتی نیست که انسان نزد خود انجام می دهد و زمانی اتفاقاتی می افتد که به ظاهر خیلی دردناک هستند و از نظر مقیاسهای فردی ما کاملا" مردود و یک بلا و مصیبت است . اما اگر انسانی که در صراط مستقیم حرکت می کند ، دستش یا پایش یا سرش بشکند ، همه اینها خیر است و همچنین اگر مالش را از دست بدهد.

داستانی بود که شخصی یک پسر داشت و یک قایق و یک گاو که تمام اینها ظرف یک مدت کوتاهی به نوعی آسیب می بینند . پسرش ، پایش می شکند ، کشتی سوراخ می شود و گاوش مریض می شود . بعد از این اتفاقات جنگی در می گیرد و همه جوانها را به سربازی می برند اما پسرک را به دلیل این که پایش مصدوم بود نمی برند . بعد از آن دزد به بندرگاه می زند و تمام قایق ها را می برند اما قایق او را بخاطر اینکه سوراخ بود ، نمی برند.

در زندگی هم همینطور است . یک زمانی اتفاقاتی پیش می آید که محاسباتش به گونه دیگری می شود ، اما چیزی که تعیین کننده است این است که انسان باید در صراط مستقیم قرار داشته باشد و آن هم صرفا" با اعمال شناخته نمی شود . در صراط مستقیم قرار داشتن ، به قلب انسان است و هر کس میداند که در قلبش چه خبر است و چه اتفاقی می افتد . آیا به دنبال منافع شخصی ، خواسته قلبی و لذت خودش است و یا نه ، چیز دیگری مدنظر دارد ؟!

اینجا مسئله عشق و عاشقی و محبت مطرح می شود . شخصی که عاشق می شود (که ممکن است دوست داشتن شخصی بعنوان همسر باشد یا بعنوان پدر و یا استاد و مربی )برای دوست داشتن او می تواند قالبهای مختلفی وجود داشته باشد . چیزی که اینجا مطرح است این است که دوست داشتن به انسان احساس و انرژی می دهد ، دوست داشتن به انسان انگیزه و توان حرکت می دهد و در کل دوست داشتن ، چیز لذت بخشی است . پاسخ دوست داشتن هم مکمل آن است و وقتی که شخص از طرف مقابلش پاسخی دریافت می کند ، این دوست داشتن لذت بخش تر هم می شود.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
بنام خالق هستی

کارگاه آموزشی عمومی نمایندگی سمنان روز سه شنبه با نگهبانی آقای علی یحیائی و استادی آقای قاسم حافظی و دبیری آقای امیر عباس ایمانی با دستور جلسه:سم زدایی یا سم نزدایی در مورخه(90/11/18) راس ساعت برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

ما سرشوریدگان را به کجا باید شد.

"معتادان را مار نگزیده که سم زدایی نماییم."

سم امری است نسبی که در پزشکی کاربرد ویژه ایی دارد.در سالهای گذشته کشورهای غربی تئوری و تعریفی که از سم زدایی داشتند بر این باور بودند که اعتیاد مسمومیت مزمن است و نوعی وابستگی دارویی بحساب می آیدو بر اساس همین امر مواد مخدر سم تلقی می شد.و بایددر ابتدا به ساکن شخص مصرف کننده را در مرحله سم زدایی قرار میدادند تا مرفین بدنش خارج شود و در اینصورت معتقد بودند که درمان شخص محقق شده است.

 من در زمان تخریبم با خواندن تراکتها و مجلات و اخبار بعضی رسانه ها که هر روز چاپ و منعکس میشد ، به خودم میگفتم هنوز جا دارم و وقتش نشده که از مواد جدا بشم ، چون ترک اعتیاد 72 ساعته ، 48 ساعته با پنجاه هزار تومان و ... این باور غلط را در من و دیگران ایجاد کرده بود که هر موقع بخواهم میتوانم موادم را کنار بگذارم.

اولین باری که مقاله سم نزدایی را به دستم دادند، و با اصطلاح سم نزدایی روبرو شدم، فکر کردم که این اصطلاح اشتباه است.اما پس از مطالعه مقاله فهمیدم که این اصطلاح درست است.چرا که در زبان فارسی بعضی از کلمات از نظر مفاهیم در مقابل هم قرار می گیرند.  برای مثال مرد با نامرد و یا سازگار با نا سازگاری.

سم زدایی به سه صورت در کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت وجود دارد که متداولترین آن میان مدت و به صورت فوق سریع (چند ساعته) انجام میپذیرد و با استفاده از داروهای آنتاگونیست و یا ضد مرفین (نالکسون) به صورت قرص ، آمپول و یا در شرایط بستری انجام میگیرد. این داروها با سرعت بالا و قدرت چسبندگی زیاد روی قسمتهای گیرنده های عصبی و در فضای بین سیناپسی قرار میگیرند و مانع از ورود مرفین به قسمت ریسپتورها میشوند و حتی مرفین ذخیره شده در جسم را به یکباره آزاد میکنند و در بعضی موارد موجب مختل شدن ترشح غدد شبه افیونی جسم میشوند. اگر فردی بخواهد هم زمان از این داروها و مواد مخدربا هم استفاده کند،ممکن است دچار شوک فیزیولوژی(اور دوز) شود که باعث مرگ خواهد شد.

سم زدایی در مواردی مثل مار گزیدگی ، عقرب ، رتیل و یا شخصی که اصلا مصرف کننده مواد مخدر نیست کاربرد دارد.در رابطه با افراد مصرف کننده این مورد از نظر کنگره مردود اعلام شده است و باید بدانیم هر چیزی را در چه جایی و چه مکانی استفاده نماییم. سم زدایی عملا در تجربه با شکشت مواجه شده است. 

پیام:

امروزه بیشتر انسانها را با داروهای شیمیایی و بیشتر در بی خبری ، بخیال خود درمان میکنند ، اما پس از مدت کوتاهی به ایستگاه آخر میرسند و این شکست این حرفه است.   

تهیه گزارش: حسن

عکس: رضا


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ



با سلام خدمت عزيزان درد آشنا..

اعتياد بلايي است كه ممكن است مبتلا شدن به آن ساده باشد ليكن زماني كه موادمخدربه صورت يك نياز براي
فرد تبديل بشود ومصرف مواد مخدر دراولويت تمام امورش قراربگيرد وتمام جوانب زندگي اورا تحت تاثير قراردهد ، جدايي ورهايي از اين بلاي هولناك كاري است بس دشوار .واين موضوع به هيچ وجه ربطي به اراده وغيرت ويا همت او ندارد ، البته خواست فرد براي نجات از گردابي كه اورا هر لحظه به كام خود مي كشاند ، نقش مهمي ايفا مي كند .حال اگرد فرد مصرف كننده خواهان درمان اعتيادش (ترك كردن ) باشد ، مستلزم استفاده از ابزار وهمفكري وهمراهي افرادي است كه دراين زمينه تجاربي كسب نموده اند ..

اين عوامل چنانچه اصولي وعلمي باشند ، مي توانند باخواست فرد همراه شده و رهايي ( ترك ) اورا رقم بزنند .حال اين پرسش مطرح مي شود : آيا اگرفرد مصرف كننده اي كه قصد ترك اعتياد رادارد مي بايست با هر *روش ياوسيله اي كه به او پيشنهاد مي شود ومورد تبليغ و تمجيد اطرافيانش است * ، جامه عمل بپوشد ؟
البته اينكه فرد مصرف كننده واطرافيانش (خانواده ) ، درمانده شده اند بديهي است ، حتي ممكن است به هر چيز وهركس متوسل شوند تاراهي پيش پايشان بگذارند تا بيش از اين به ورطه نابودي وعدم كشيده نشوند.
يكي ازروشهايي كه ممكن است فرد خواهان رهايي (ترك) با آن آشنا شنود وقصد امتحانش را داشته باشد روش سم زدايي سريع (URD ( است.
اين بنده حقير هم بخاطر تخريبهاي بي شماري كه مصرف موادمخدر بر جسم وروان وهمه جوانب زندگي ام گذاشته بود به فكر رهايي ازوضعيت فلاكتبارم بودم ، راههاي متفاوتي راهم امتحان كردم ليكن دراين چند خط قصددارم روش سمزدايي سريع راتوضيح دهم كه به شخصه سه بار امتحان نموده ام وبه مراتب نسبت به ساير روشهايي كه براي ترك مبادرت كرده ام وانجام هربار ازآن نه تنها نتيجه بخش نبوده بلكه هرسري بيش از سمزدايي قبلي بااين مساله كنار آمده بوديم (من وخانواده ام ) كه اعتياددرماني ندارد و...
به عقيده من مبادرت به ترك اعتياد وروي آوردن به روشي براي رهايي از دامش ، فرصتهايي هستند كه فرد مصرف كننده آنها را مي ازمايد وشكست خوردن وعدم نتيجه گيري در اين روشها ، ارمغاني جز ياس ونوميدي فردمصرف كننده وخانواده او درپي نخواهدداشت وموجب خواهد شد باانجام هريك ازاين روشها
ترك اعتيادفرد ازديداطرافيان امري محال ترقي شود .ازديدگاه عامه مردم چنانچه فردمصرف كننده اي روشهايي را براي ترك امتحان كرده وموفق نشود ، اورا انساني بي اراده وبي غيرت مي دانند كه خواهان رهايي ( ترك ) نيست وبه قولي ازاو دست مي شويند .
من بعنوان يك مصرف كننده (كوكايين) سه بار سم زدايي شدم . باراول يك ماه ، باردوم ده روز وبارسوم فقط سه ساعت قطع موادبودم آري دوستان هركدام ازاين اعمال با مبلغ بالاي يك ميليون صورت گرفت .قابل ذ كر است بار آخري كه سم زدايي كردم ، آخرين فرصتي بود كه ازطرف همسرم به من داده شده بود ليكن زماني كه نتيجه اي نگرفتم مرا براي هميشه ترك كرد آري اوتصور مي كرد اگر با صرف اين مبلغ بالا و كلينيكهاي پيشرفته نتوانسته ام درمان شوم ، پس جدايي بهترين راه است .او همچون سنگ صبوري بدون خستگي درتمام اين مراحل با من بود ولي ديگر نا اميد شده بود . ورفت ...
حال كه به آن روزهاي دردناك مي انديشم افسوس ميخورم كه چرا نتوانستم با انتخابي درست ومنطقي براي درمان اعتيادم اقدام كنم .چرا فرصتهايي كه داشتم رابه خاطرتفكري غلط ازدست دادم .با حود مي انديشم كه اگر يكي از آن فرصتها روش درمان كنگره 60 بود چه مي شد ؟!
آري دوستان (urd) ياسم زدايي فرصتهاي مرا سوزاند!! شايد اگردر آن وانفسا با كنگره آشنا مي شدم حالا ... . اين روش( سرابي) بود كه ما بيهوده بسوي آن دويديم ونتيجه اي جز جدايي  و روي آوردنم به تزريق هرويين درپي نداشت .!

با احترام : علی ضیاء - اوایل 88

پی نوشت
 
اگر مصرف کننده اید یا یکی از افراد خانواده تان درگیر بیماری اعتیادست و بدنبال راهی برای درمان هستید . به هیچ وجه سم زدایی را امتحـــــان نکنید !!

منبع » معجـــــــــزه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام یزدان پاک

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای یک شنبه با نگهبانی آقای رضا غریب شاهیان واستادی آقای علی یحیایی وبا دبیری آقای سینا ابراهیمی با دستور جلسه سم زدایی یا سم نزدایی در مورخ 90/11/16 راس ساعت شروع به کار نمود.

 

 

خلاصه سخنان استاد :

مقوله سم زدایی در درمان اعتیاد بحث بسیار اشتباهی است که خیلی از مصرف کننده گان از این راه برای ترک اعتیاد استفاده می کنند وهمیشه با شکست مواجه شده اند . سم یک امر نسبی است برای کسی که مواد مخدر مصرف می کند، مواد دیگر سم تلقی نمی شود چون بدون مصرف مواد قادر به زندگی وادامه حیات نمی باشد ومواد برای جسم او حکم اهمیت حیاتی دارد اما همین مواد مخدر برای اشخاصی که مصرف کننده مواد نیستند وجسم آنها هیچگونه وابستگی به مواد ندارند حکم سم را پیدا می کند وبا قدری مصرف مواد ممکن است کار آن فرد به بیمارستان ویا حتی به مرگ کشیده شود. در مقوله اعتیاد شخصی که سالها توسط مواد مخدر جسم خود را بمباران نموده تنها با خارج کردن آن نمی توان آن آبادی و حیات را به جسم شخص بر گردانیم ودر سم زدایی بدن شخص معتاد را به یکباره از وجود مواد مخدر پاک می کنند وشخص را از تعادل خارج می کنند واین بالا ترین حد خماری یک فرد مصرف کننده است. من هم نیز چند بار سم زدایی شدم از قبیل بستری شدن وقرص یا حتی ابوالفضل درمانی ولی هیچگاه نه تنها نتیجه ای حاصل نمی شد بلکه حالم بد تراز قبل هم می شد وجالب این است که اصل واقعیت وحقیقت درست عکس قضیه است واین همان چیزی است که کنگره می گوید یعنی درمان بیماری اعتیاد با مصرف مواد مخدر ، چون اگر تریاک سم بود در هیچگاه از دارو سازی مورد استفاده قرار نمی گرفت وبه خاطر داشتن بیست و پنج نوع آلکولایید که بسیاری از آنها در بدن ما تولید می شود ویک ماده طبیعی وبهترین داروبرای درمان اعتیاد است.
 

 ودر پایان جلسه انتخابات نگهبانی برگزار شد وآقای سینا ابراهیمی برای نگهبانی چهارده جلسه بعدی انتخاب شدند ونوشتارها را از نگهبان قبلی دریافت نمودند.     

      تهیه گزارش :مسافر حسین 

      عکس: مسافر محسن


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

روز یکشنبه مورخۀ 9/11/1390 آقای مهندس دژاکام دبیر کل کنگرۀ 60 در هنگام برگزاری کارگاه آموزشی ویژۀ خانم های مسافر(بیماران تحت درمان) با ورود  یک فرد مصرف کنندۀ شیشه که در وضعیت بسیار نا متعادل روحی و جسمی قرار داشت روبرو شدند، متأسفانه ایشان دراین اثنا دچار حملۀ قلبی شده که منجر به انفارکتوس قلبی گردید.
فرد مزاحم  توسط پلیس 110 به کلانتری منتقل شده و پس از چند ساعت به درخواست آقای مهندس دژاکام آزاد می گردد.
مهندس دژاکام پس از این حادثه  به بیمارستان منتقل می گردد و تحت مراقبت های ویژه قرار می گیرند. تا لحظۀ تنظیم این گزارش ، ایشان در بخش مراقبت های ویژه (ccu) بستری می باشند و خوشبختانه حال عمومی ایشان رضایت بخش است اما به علت مسدود شدن یکی از عروق اصلی ، عملیات درمانی کماکان ادامه دارد.

برای جناب مهندس عزیز از اینجــــــــــــــــــا می تونید براشون پیام بفرستید و ایشون پرینت این پیامها رو می خونند . و از این طریق می تونید با ایشون ملاقات داشته باشید در ضمن حالشون امروز (دوشنبه 90/11/17) خداروشکر رو به بهبودی است .


تو مثل شبنم عشقی ، به روی پونه های عاشق
 تو مثل مرهم یاسی ، برای قلب شکسته
تو سایبان امیدی ، برای یک دل خسته



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

این جلسه دهمین جلسه ازدورهشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی همسفرخانم اقدس ودبیری همسفرخانم مرضیه با دستور جلسه سم زدایی یا سم نزدایی درتاریخ 90/11/15 راس ساعت شروع به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد:

در درمان اعتیاد با یکسری مجهولاتی روبرو هستیم .در ابتدا باید بدانیم که این مجهولات چیست ؟
تعریف سم همانطور که در جزوات وجود دارد به هر گونه ماده ی خارجی که وارد بدن می شود و انسان را به مرگ سوق دهد سم تلقی می شود و آن ماده می تواند هرچیزی باشد اگر از حد مجاز خود تجاوز کند انسان را بسوی عدم تعادل سوق می دهد.
اکنون می خواهیم در مورد سم زدایی و سم نزدایی بدانیم که کدام درست است. ابتداباید بدانیم اعتیاد چیست.؟
اعتیاد از ازدواج مواد مخدر با انسان بوجود می آید .مواد مخدر به هرگونه ماده ای که انسان را از تعادل خارج کند گفته می شود پس در تعریف ماده مخدر از مرگ به سخن نیاورده پس سم محسوب نمی شود پس برای کسی که ماده مخدر استفاده می کند به عبارتی اعتیاد پیدا کرده نمی تواند سم زدایی روش مناسبی برای درمان باشد .

در مقاله سم نزادیی بیان شده اگر کسی را مار نیش بزند سم وارد بدنش شده باید سم زدایی شود .ماده مخدر برای فردی سم محسوب می شود که هیچ گونه سابقه مصرف مواد مخدر را نداشته می شود ولی فردی که روزی چند گرم تریاک مصرف می کند اگر ان را مصرف نکند بدنش عکس الملهای را از خود نشان می دهد آن ماده مخدر نه تنها سم نیست بلکه برای آن شخص یک ماده ای است که اگر مصرف نکند به سمت بی تعادلی می رود .
داروهایی که در سم زادایی به فرد داده می شود روی گیرنده های مرفینی در بدن تاثیر می گذارند که در بعضی موارد اثرات بسیار مخرب وغیر قابل جبران ایجاد می کند فرد پس از ترک با حال بدتر از قبل به سمت مواد برم گردد که در بعضی موارد مشاهده شده که شخص با میزان بسیار بالای مصرف قبل خودش برگشت می خورد .
در کنگره از مقدار مواد بیرونی که شخص مصرف می کند تدریجا کم می شود وبر میزان مواد درونی بدن فرد که توسط سیستم شبه افیونی فرد ساخته می شود افزوده می شودو شخص به تعادل باز می گردد.
مسافر من تجربه های بدی از ترک وسم زدایی داشته ودر زمان ترک ها حالت ها بسیار بدی داشته من از طرفی می ترسیدم ونگرانش بودم از طرفی خوشحال بودم چون فکر می کردم با این حالتها دقیقا مواد از بدنش خارج می شود.وبعد از آن همه چیز تمام می شود .اما آگاهی نداشتم که بعد از این ترک ها نه تنها خوب نمی شود بلکه بامیزان بالاتری شروع به مصرف می کند وخدا شکر می کنم که مجهولات اعتیاد برای من ومسافرم شکافته شد وتوانست به درمان قطعی برسد.




تعداد حاضرین : 17نفر - مشارکت کننده ها : 8نفر - پیام خوانها :4نفر

جلسه راس ساعت 18/30 به کار خود خاتمه داد
در پناه حق
تهیه گزارش: همسفرمریم

عکس : همسفر منصوری


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
بنظر من چنانچه تلقی ما از سوء مصرف مواد یا اعتیاد ، عادت کردن یا خوگرفتن به ماده مخدری باشد واژه ترک اعتیاد می تواند تا حدی صادق باشد . ولی آیا براستی چنین است ؟
نکته ای ازصحبتهای یکی از مسولان تیم هنرمندان( درر ختکن) بعد بازی بااین تیم خاطرم آمد که گفتنش خالی از لطف نیست . ایشان پس از تشویق و تمجید از بازیکنان تیم کنگره 60 کاربزرگی که این بازیکنان انجام داده بودند ( غلبه براعتیاد ) را ستود و گفت : احسنت بشما که توانستید به اعتیاد غلبه کنید . من 5 سال ببیشتر است می خواهم شبها کم برنج بخورم تا چاق نشوم ولی هنوز موفق نشده ام ...
بله عزیزان بسیاری از افراد جامعه هننوز اعتیاد را عادتی می دانند که نقش اراده و غیرت درترک آن حرف اول را می زند . مثل اینکه کسی بخواهد عادتهای ناپسندی از قبیل کبوتر بازی یا قماربازی را ترک کند. بنوعی ناآگاهی از صورت مساله اعتیاد باعث می شود که نگاه افراد به اعتیاد مانند سایر عادتهای ناپسند باشد . تا زمانی که ما دریافت و درکی منطقی از اعتیاد نداشته باشیم و آنرا نوعی خوگرفتن یا عادت کردن به چیز بدانیم و ترک اعتیاد را وانهادن و دست برداشتن از این عادت ، طبیعی است که تمام راههایی که برای ترک این عادت ( اعتیاد ) در پیش می گیریم به بیراهه ختم بشوند .
بسیاری از افراد مصرف کننده به خاطر جهل و ناآگاهی با همین برداشت از اعتیاد به مراکز ترک اعتیاد می روند و با تحمل فشارهای روانی و جسمی و در بسیاری موارد پرداخت هزینه های هنگفت مالی ، خودرا هر بار ناکام تر از حل مشکلشان می بینند . ملاک ترک اعتیاد از بین رفتن علایم خماری از بدن فرد و منفی بودن جواب تست مورفین اوست در صورتیکه رسیدن به تعادل نشانه یک فرد درمان شده است. تعادل در جسم ، روان و جهان بینی او ...
در مقابل موضوع ترک اعتیاد ، درمان آن مطرح می شود .
از دیدگاه کنگره اعتیاد عبارتست از: یک بیماری که توسط خود شخص بوجود آمده و بواسطه آن سیستمهای حیاتی اور را از تعادل خارج کرده است . این بیماری خواسته یا ناخواسته توسط فرد بوجود آمده ، فرقی نمی کند و کسی که باید در صدد باز گردانندن سیستمهای تخریب شده جسم و روانش براید خود فرد است .
پس اینکه اعتیاد را یک بیماری بدانیم و بعنوان یک فرد مصرف کننده بخواهیم که درمان شویم و قبول کنیم که بیماریم و صورت مساله اعتیاد رابشناسیم به نظر من گام اول برای درمان است . بدانیم که در اثر این بیماری چه قسمتهایی از فرد تخریب شده .
اینجاست که متوجه میشویم که در ترکهایی که تجربه کرده ایم و موفیقتی بدست نمی آوردیم مشکل کار کجا بوده . درمان بیماری اعتیاد نیز مانند هر یبیماری دیگر نیاز مند گذشت مدت زمان خاص و البته دارو است که کنگره 60 در این مساله به قطعیت رسیده است که بهترین و موثرترین دارو برای درمان اعتیاد به هر ماده ای تریاک یا شربت تریاک است نه چیز دیگری ...
تا یادم نرفته جادارد بگویم دهها مرتبه ترکهای مختلف را برای اعتیادم تجربه کردم ولی نه تنها مشکل اعتیادم حل نشد بلکه بدتر از قبل شدم . تااینکه با آشنایی با کنگره پس طی دوره درمان ، بدرمان رسیدم .
به خاطر تاخیرم در نوشتن مشارکت از همه عزیزان عذر خواهی می کنم . امیدوارم ناگفته هایم در مطالب بالا را در مشارکتهای بعدی خدمت عزیزان بنویسم .
حال جلسه برای مشارکت باز است . کلیه عزیزان مسافر می توانند بارعایت اخلاق کنگره ای بدون بردن نام و توهین به گروه یا سازمانی در مورد دستور جلسه فوق مشارکت کنند .
در راستی گفتار ما به صداقت یکدیگر شدیدا احتبیاج داریم .

با احترام : علی ضیایی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

ادعونی استجب لکم بخوانید مرا تا اجابت نمایم دعای شما را
سالهاست که در گوشهایمان،در زمزمه های عام وخاص در مکالمات تلفنی ،در برنامه های تلویزیونی ،رادیویی ،موقع خداحافظی واصولا اغلب افرادی که خود را مقید به یکسری اصول و عقاید خاص مذهبی هم می باشند!قبل از هر خداحافظی شنیده می شود
التماس دعاوووو........پاسخ ما محتاجیم به دعا
به راستی تا به حال با خود اندیشید ه اید و یا از خود پرسیده اید مفهوم ویا منظور از چنین عبارتی چیست ؟و بعضا هم خود ما این دیالوگ گفتاری را در شرایط خاص و در رابطه با اشخاص بخصوص آن را بکار می بریم ؛حالا به صورت لفظی ویا در مقام وجودی این اصطلاح و یا به مفهوم و حقیقت به کار گیری آن در شرایط خاص آن!
می خواهم در این نوشتار در ابتدا،کمی در رابطه با اهمیت دعا وحقیقت التماس دعا خواستن از دیگران و یا چگونگی ارتباط ویا در واقع پل ارتباطی با یزدان یا خالق هستی در بیان و لفظ و کاربردی التماس به دعا و پندارهایمان با توجه به کسب دانش و مرمت ساختاری صحیح در زاویه تفکراتمان راجع به آن حاصل می شود، را در شعاع نگرش و بینشم ،به عنوان بچه کنگره ای ببینم.البته ناگفته نماند!:دست هائی که خدمت می نمایند مقدس تر ازلب هائست کهدعا می خوانند.در این نوشتار فقط سعی شده تا قسمتی از رکن خدمتی، که مربوط به روح ،روان می شود رااز جانب قدرت مافوق که دعا و دعا کردن است اشاره نمایم.
هر چند که دعا برای اهداف و مقاصد مختلف انجام می شود و به آن اعتقاد هم دارم اما بسیاری از مردم هم دعا را برای از میان برداشتن مشکلی ، بیماری و برآوردن نیازی به جای می آورند ودر حقیقت دعای آنان خواستن است و تنها شماری اندک برای تعالی روح وروان واز روی عشق ومحبت به نمایش و نیایش می پردازند (در شرائط وکیل،رضاء ،تسلیم)و در واقع خواستنی به مفعوم خواسته وجود ندارد اما ناگفته نماند که در هر دعایی نقش روانی ارتباط هم وجود دارد ارتباط با خدای خود و یا همان نیروهای قدرت مطلق.
در روایات و احادیث معصومان آن طور استنباط میشود که دعاهای امامان (ع)قرآن صاعد بوده که در برابر قرآن نازل به کار می رود .
قرآن می تواند در روح آدمی تاثیر مثبت نهاده و موجبات لقاء الله واقعی و دست یابی به رضوان الله که می تواند از همه بهشت ها و نعمت ها فزون تر است فراهم آورد با آنکه در واقع دعا در اوایل ارتباط دو محبوب ،دو فاعل در اشکال مختلف است وانسان کاملی را که محبوب خداوند است وبا دعایی که محبوب انسان کامل است به هم پیوند می زند.و آنان را شامل می گردد.!
اما در آموزه های دینی ، قرآنی و روایتی بر این که نکته همواره تاکید شده است که وقتی برای دیگران دعا می کنید در دعاهای خویش تنها خود را نبینید و همواره برای همه انسانها وموجودات دعا کنید-از جمله این دعاها!میتواند اینگونه باشد که:گرسنگان را سیر و همه بینوایانرا به نوا رسان و یا خدوندا :رزق و روزی مان را افزون بنما! و یا بیماران را شفاء عنایت بنما،در واقع در اینجا باز هم ازضمیر ما و یا فعل جمع استفاده می شود.
دعاهای کلی،عمومی و فراگیری ؛همگی با ضمیرهای چون ما ،ها،همه است چرا؟!چرا کاربرد واژه ها انقدر مهم تلقی میشود، نه من و نه شخص من!
سخن از تاثیر و استجابت دعا برای دیگران ویا دعا ونیایش به شکل جمع،امری است که در روایات به آن اشاره شده است بدین معنا موجب می شود به شکل جمع هم دعای شما پذیرفته می شود
تکامل میسر نشود ،مگر در جمع بودن
و یا سوره انبیاءآیه 64استغفار پیامبر برای مومنان
و یا سوره توبه آیه 80استغفار پیامبر برای مومنان
دعا:گشایش کارهها...
دعا:حاصل کار مداوم است که باید برای کارهای بزرگ و کوچک زندگی به کار برود.
دعا:ابزار مجهز و کار آمد است
دعا:نخستین کار است که باید انجام شود نه آخر کار
دعا:وقتی دعا می کنیم بر نتایج و پاداش های زود و آینده اصرار نورزیم؛دعا ها وقتی برای اجابتشان آماده باشد مستجاب خواهد شد.
دعا: کردن در عین حال یعنی دریافت کردن
دعا:ذهن و دعا خط اتصالی میان انسان و خداوند است
دعا:عملی است که می تواندبرای ایجاد تغیرات،انجام دهیم
بی گمان دعاهای انسانهای کامل وکسانی که محبوب خداوند هستند را نمی توان با نیایش های دیگران هم سنگ و هم طراز دانست ؛انساهای کامل و محبوب(انسانهای تکامل یافته) به جهت جایگاه و مقام والایی خویش به آسانی می توانند خواسته های خود را بیان کنند وحتی پاسخ هم به سرعت دریافت کنند...
از دیگر موارد شرایط استجابت دعا – در خواست دعا از دیگران به گونه های دیگری است
خدا وند به موسی وحی کرد، مرا با زبانی بخوان که گناه نکرده است موسی عرض کرد خداوندا من آن زبان را از کجا بیاورم خطاب آمد بازبان های دیگری مرا دعا کن
در تفسیر این حدیث قدسی چنین آمده است:
1- در هنگام دعا از واژگان جمع استفاده کن مثلا خداوندا ما را ببخش البته نه به زبان
2- از دیگران التماس دعا کن واز آنان بخواهید که در حق شما هم دعا کنند (التماس به دعا)(چنان که دستور داده شده مومنان از پیامبر بخواهند تا در حق ایشان استغفار نمایند.)
یادآوری:خلوص نیت ما و امر تسلیم در شرایط کسب آموزش ها در مقام وکیل ورضا در این امرمهم است.
بنابراین حقیقت دعا یا همان التماس به دعا کردن ، شخص می خواهد از زبانی دعا کند که با آن هرگز خودش گناهی،و یا مرتکب عمل ضد ارزشی نگردیده است ودر پیشگاه الهی پاک و مبرا است و در واقع وسایل رسیدن به خالق خود را در میان عام و جمع جستجو می نماید.
شاید از.مهم ترین شاخصه های اجتماعی و فردی التماس دعا،خواستن از دیگران همین امر، باشد
خارج از بحث اعتماد به نفس ونقش هر شخصیت به عنوان احدیت و تکیه گاه
وجودی خویش می تواند در فريضه ذهنی خود اینگونه احساس نماید که دیگران از وی بهتر هستن نه به مفعوم به هیچ بودن خود،و چنین دیدگاهی باعث می شود.دیگران هم ارج و قربی وهم احترام خاصی برا ی دیگران و خود قايل شود.
{بیاییم همه ما برای سلامتی استاد بزرگ (مهندس دژاکام)به دعا و نیایش بپردازیم.}

با احترام : قاسم حافظی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

ضربان قلبم تند شده بود انگار قلبم داشت از جايگاهش بيرون مي آمد و از طرف دیگر داشتم به پايان خط مصرف كنندگي مي رسيدم كاري بود كه سالها آرزويش را داشتم و به جهت انجام آن متحمل زحمتهاي زيادي شده بودم و هيچ نتيجه اي نگرفته بودم بلكه روز به روز نا اميد تر هم شده بودم و نه، مي توانستم ادامه بدهم و نه، قبول مي كردم كه بايد تا آخر عمر يك مصرف كننده باقي بمانم .حالا كه بر تمام اين فرضيه ها خط بطلان كشيده شده بود در باورم نمي گنجيد كه روزي را بتوانم بي مواد سپري كنم و از سوي ديگر از خماري مي ترسيدم و مي گفتم امكان دارد اذيت شوم و يوم الفصلي قرار بود اتفاق بيفتد . خلاصه اينكه يكسري افكار در هم و برهم از دريچه مغزم عبور مي كرد و گاهي آرام و گاهي طوفاني و فقط با خودم مي گفتم اين نيز بگذرد تا اينكه ساعت 4:30 بعد از ظهر با راهنماي عزيزم آقا داوود و كمك راهنماي خوب همسفرم خانم مريم و همسفرم همگي به اتفاق وارد اتاق آقاي مهندس شديم البته اين عزيزان خيلي به من كمك كردند شايد بنظر ساده بيايد ولي هرچند خواست قوي و اراده پولادين هم كه داشته باشي باز هم بعضي مواقع كم مي آوري، ولي اين عزيزان از جان مايه گذاشتن هر كدام به نوبه خود متحمل زحمتهاي زيادي شدند ، از وقت و انرژي كه مي توانستند صرف زندگي خود بكنند را صرف كمك به همنوع خود نمودند .آنها ياد گرفته بودند كه ببخشند آنها مي دانستند كه بايد گذشت و بايد تجربه اي كه سالها وبا هزينه هنگفتي بدست آمده بود را در اختيار ديگران قرار داد تا آنها هم دچار اشتباه نشوند و اينها همه به محبت و ايمان قوي نياز دارد كه اين عزيزان داشتند و دارند.وقتي آقاي مهندس نامه قطع مصرفم را امضاء كردند و من را در آغوش كشيدند چقدر آرام شدم و مثل اينكه يك كوله بارسنگيني را از روي دوشم برداشته باشند ، مانند افرادی شده بودم که وقتي به نوك قله مي رسند و كوله بارشان را ميگيرند هم خوشحال از فتح قله و هم سبك از باري كه با خود داشته اندمی شوند و نفس عميقي چاشني مي كنند .بله برای من هم تمام شد و تمامي كه آسان نبود ، همانطور كه در كنگره مي آموزيم راه هم سخت است و هم سهل و اين بستگي به مسافري دارد كه قدم در راه مي گذارد تا چه اندازه عزمش را جزم كرده باشد .تمام شد سفري كه با مشكلاتي همچون موانعي از قبيل حسهاي منفي همراه بود بعضي مواقع با خودم مي گفتم كي تمام مي شود و تا كي بايد اين راه را ادامه بدهم و بعضي مواقع احساس پشيماني مي كردم كه چرا يك مصرف كننده شدم تا متحمل اين همه زحمت شوم .ولي ياد گرفته بودم و بارها از راهنماي خودم شنيده بودم كه شيطان به زيباترين شكل وارد افكار و انديشه مي شود با توجه به وادي اول كه تفكر را آموختم و در جايي ديگر حديثي داريم كه يك ساعت تفكر بهتر از ده سال و يا صد سال عبادت است .و وقتي اينها را از مغزم عبور مي دادم و داشته هايم و نداشته هايم را كنار هم مي گذاشتم مي ديدم هيچ نمي دانم از آنچه بايد بدانم و اين انرژي مي شد براي حركت ، هميشه راهنماي خوبم مي گفت اگر حالت خوب است بيا و اگر حالت بد است باز هم بيا و فقط آمدم و اين افكار منفي به مرور زمان كم رنگ شد و به شكر خدا و كمك راهنماي عزيزم به سفر دوم رسيدم .و می دانم این تازه اول راه می باشد و به اميد و ياري خدا و كمك دوستان مي رويم تا سفري ديگر را تجربه كنيم.براي رهايي يك انسان از بند شيطان و اعتياد در كنگره همه دخيلند از فردي كه تازه وارد است، براي انكه تجربه اي دارد و ما از تجربه اش استفاده مي كنيم و فردي كه سالهاست در كنگره است همه كمك مي كنند تا انساني به رهايي برسد و مي آموزيم كه همه در پي هم روان شده ايم تا بدانيم آنچه نمي دانيم .به اميد روزي كه هر كس خواهان رهايي از هر بندي است خداوند كمكش كند، تا همه به سر منزل مقصود برسيم .

با احترام : ناصر فرخی



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ


لژیون آقای مجتبی دهقان شعبه سمنان سه شنبه مورخ90/11/11

موضوع لژیون: تنبلی 

تعداد:4 نفر

خلاصه مشارکت ها:

مهرداد: اگر در مورد کتاب خواندن حوصله نداری ویا تنبلی می کنی باید در اول کار باید از چند خط شروع شود وبه مرور زمان به خطها ودر ادامه به صفحه ها اضافه شود وباید با تکرار وتمرین باشد ویا اگر در طول روز کارهایی باید انجام بدهم با برنامه ریزی منظم وبا حرکت کردن در مسیر می توان یواش یواش تنبلی را از بین برد

حسین : در زمان مصرفم وکارهایم را طبق روال انجام نمی دادم وهیچ مسئولیتی را قبول نمی کردم وتحت هیچ عنوان زیر کاری نمی رفتم ولی وقتی من درمان اعتیادم را شروع کردم کم کم تنبلی از من دور شد ودر سفر دوم تعقیراتی در من به وجود آمد ویاد گرفتم آموزشهایی که گرفتم را کاربردی کنم . 

سینا :من چه در زمان مصرف وچه در سفراول ، آدم تنبلی نبودم به واسطه جیره نظم در زندگی من کامل شده بود و بررسی کردم وفهمیدم که تنبلی بعضی از آدمها به خاطر کمبود انرژی هست من وقتی که در طول روز از کارم انرژی نمی گرفتم بعد از اینکه از سرکار بر می گشتم دیگر هیچ انرژی نداشتم والان یاد گرفتم که به چیزی علاقه دارم بپردازم واز آن کار انرژی بگیرم .

امیر:من در سفر دوم احساس می کنم تنبل شدم و کارهای روزانه ام را به خوبی انجام نمی دهم وهمیشه کار امروز را به فردا می اندازم ویکی دیگر اینکه من صبح ها ساعت هفت از خواب بیدار می شوم وتا می خواهم از رخت خواب بیرون بیایم ساعت هشت می شود ودر انجام کارها حرکتی ندارم واین راهم می دانم که با حرکت کردن راه نمایان می شود اما باز هم در انجام کارهایم تنبلی ویا کاهلی می کنم که امید وارم بتوانم با آموزشهایی که می گیرم از سخن به نقطه عمل حرکت کنم .


نوشته شده در تاريخ جمعه 14 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیسها قرار دارد و همچنین نیاز انسان به تخلیه اشعه های زائد بسیار زیاد میباشد. بر اساس یافته های موجود ، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد ، میزان در معرض اشعه های الکترو مغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم میشود ، بهترین حالت برای تخلیه این اشعه ها ، از طریق سجده کردن صورت میگیرد ، در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم بدنبال آن میزان تاثیر گذاری الکتریسیته ها کم میشود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت میگیرد. البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط میابند عمل تخلیه آسانتر انجام میگرد ، و انسان از بیماریهای روحی،جسمی و حتی سرطان در امان می ماند.

 

فوایدآفتاب بین الطلوعین (از طلوع فجر تا طلوع آفتاب)

مفید ترین تشعشعات در جهان قبل از اذان صبح تا طلوع آفتاب ساطع میشود.

اگر ما در معرض آن قرار بگیریم بدن انرژی مثبتی را کسب کرده و تا روز بعد از نشاط فراوان برخوردار است. متاسفانه در حال حاضر افراد ، بسیاری از اینگونه مسائل را صرفا به عنوان دستورالعملهای ارشادی و اخلاقی در نظر میگیرنند، در حالی که این دستورات صد در صد کاربردی می باشند به عنوان نمونه یکی از فواید عمل به روایت مذکور همین است که هورمونی در بدن به نام هورمون رشد (سوماتوتورپ) وجود دارد که بیشترین میزان ترشح آن حدود دو ساعت بعد از غروب آفتاب میباشد ، بدن انسان یک فیزیولوژی خاص دارد که با عالم هماهنگ هست ، اینکه خواب کافی در زمان مناسب، باعث بلندی قد میشود، به این دلیل است که در اوایل شب، این هورمون ترشح میشود و اگر کسی سر شب بخوابد ،رشد متناسب و متعادلی پیدا میکند ، اما یک سری هورمونهای استرسزا وجود دارند (البته در جای خود مفید میباشند ) که به آنها "کوتیکواستروئید"گفته میشود ، مانند "آدرنالین" و "نورآدرنالین"بیشترین میزان ترشح این هورمونها دو ساعت قبل از طلوع آفتاب میباشد یعنی دقیقا " هنگام بین الطلوعین.

این که خواب بعد از اذان صبح،باعث ناراحتی و کسلی و پریشانی انسان میشود ، ولی بیدار شدن در موقع اذان حالت شادابی میاورد ،به خاطر ترشح این هورمون هاست همچنین اگر زمانی که این هورمونها حداکثر ترشح خود را دارند،انسان خواب باشد،احتمال سکته زیاد است لذا بیشترین آمار مرگ در خواب ، در ساعات بین الطلوعین میباشد.

در هنگام غروب گرچه آسمان زیباست اما دلگیر و اندوهناک است.زیرا خورشید آهسته آهسته جریان پرانا را قطع میکند تا انرژی حیاتی دریافت شده در روز به هنگام شب کاملا در درون چاکراها مستقر گردد و آنها را متعادل کند و تمامی این فرآیند، زمانی به طور کامل انجام میگیرد که فرد بدنی متعادل داشته باشد.

منبع: انجمن امداد بیماری سرطانی کومش

جمع آوری مسافر حسن


نوشته شده در تاريخ جمعه 14 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

به نام خدا

گزارش جلسات کارگاههای آموزشی خصوصی  روزهای پنج شنبه با نگهبانی آقای حسین نوروزیان و استادی آقای میثم جمالی ودبیری آقای ناصر فرخی با دستور جلسه جهانبینی و فرق نگاه مسافر با معتاد راس ساعت 17 برگزار گردید.

   

خلاصه سخنان استاد:

یک مسافر خدمتی را انجام می دهد تا جایگاهی را به دست آورد، وتلاش می کند برای جایگاه بعدی ، واین به خاطر عشق وعلاقه ای است که دارد نه به خاطر مادیات وشهرت ،چون همه ما می دانیم در کنگره  درباره مادیات وشهرت چیزی  وجود ندارد ،و یک مسافر این را می تواند در همان پله اول متوجه شود. مواد مخدر حجابی روی چشمان من کشیده بود تا من آینده را نبینم ونتوانم برنامه ریزی کنم ،مسافر برای آینده برنامه ریزی می کند ،تک تک کارهایی که انجام میدهم باعث می شود تا مرحله بعد را بسازم. درکنگره صور پنهان را شناختم واین را فقط در کنگره یاد گرفتم. یک روز آقای هنربخش به من گفتند: یک مسافر در هر مرحله ای که هست حق ندارد بگوید که حال ندارم و یا حس انجام کار را ندارم، چون اثر مستقیم بر روی صور پنهان می گذارد، ومن روی این جمله خیلی کار کردم وحداقل بعداز گذشت چند ماه ،این جملات را به زبان نمی آورم. قبل از کنگره در زمان اعتیاد پرده و حجاب روی دید من بود ومن نمی توانستم از قوه ادراک و احساسم استفاده کنم. در کنگره باید سه ضلع  بروسه درمان مسافر که همان جهانبینی،جسم و روان  با هم رشد کند. من یک روز آرزویم این بود که از ساقی مواد تهیه کنم وآن را مصرف نکنم ویا بخورم، وبه این آرزو رسیدم وازساقی جنس گرفتم واز آن نکندم در همان جا تا بخورم. من درخلوت خودم ،خودم هستم  وباید کارم را به درستی انجام بدهم تا این پوشش و حجاب کنار برود چون در زمان اعتیاد خودم را می دیدم وخودم را.

     

تهیه گزارش: ناصر

عکس: امیر عباس


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ




با نگاهی كه در آن شوق برآرد فرياد

با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند

دست يكديگر را

بفشاريم به مهر

جام دل هامان را

مالامال از ياری ، غمخواری

بسپاريم به هم


بسراييم به آواز بلند :

- شادی روی تو  !

ای ديده به ديدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ،

عطر افشان

گلباران باد .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

لجبازی، پرخاشگری و ترس عامل نیامدن معتادان برای ترک است بنابراین برخورد خانواده ها با معتادانشان برای ترک نباید تحقیرکننده باشد زیرا لجبازی آنان را تحریک می کند.

عضو مرکز ملی مطالعات اعتیاد با تشریح علل نیامدن معتادان به سمت ترک گفت: لجبازی، پرخاشگری و ترس عامل نیامدن معتادان برای ترک است بنابراین برخورد خانواده ها با معتادانشان برای ترک نباید تحقیرکننده باشد زیرا لجبازی آنان را تحریک می کند.
علی فرهودیان افزود: اعتیاد بیماری است که یکی از علائم و نشانه های آن این است که در بسیاری از مواقع فرد به بیماری خودش واقف نیست. ممکن است ما بیماری هایی مثل سرماخوردگی و درد شکم داشته باشیم اما خیلی بعید است که متوجه آن نباشیم ولی در مورد اعتیاد به خاطر اینکه تغییراتی در مغز اتفاق می افتد فرد فکر می کند که بیمار نیست.
یکی از این تغییرات این است که قسمت هایی از مغز که باید بیماری را در بدن شناسایی کند خودش بیمار می شود. لذا با معتاد کاری می کند که نداند واقعا بیمار است و ممکن است به همین دلیل معتاد برای آمدن به سمت درمان مقاومت کند.
درمان سوءمصرف موادمخدر به خصوص شیشه که عوارض روانشناختی بیشتری نسبت به دیگر مواد دارد همیشه با این مشکل مواجه است.
این عضو مرکز ملی مطالعات اعتیاد در پاسخ به اینکه خانواده ها چه کاری می توانند برای افراد معتاد به شیشه در خانواده خود انجام دهند تصریح کرد: اولین سؤال این است که چه اتفاقی برای فرد می افتد که به سمت درمان نمی آید یا اینکه چه مشکلاتی داشته است که منجر به ورودش به سمت مصرف موادمخدر شده است؟
یکی از مهم ترین دلایل و شاید بیشترین علت این موضوع این است که فرد هنوز از ماده مصرفی خود لذت می برد و هنوز دچار عوارض آن نشده است.
گاهی اوقات دلیل آن این است که فرد خودش می داند که معتاد شده و باید برای درمان مراجعه کند و صلاحش به ادامه مصرف نیست اما جرئت بازگوکردن و کمک گرفتن از دیگران را ندارد.
گاهی اوقات هم فرد با عقاید غلطی نسبت به موادمخدر مواجه است مثلا به غلط تصور می کند که ترک اعتیاد در سنین بالا خطرناکتر از ادامه مصرف آن است، لذا برای درمان مقاومت می کند.
گاهی اوقات نیز مشکلاتی مانند لجبازی مانع رفتن فرد به سمت درمان اعتیاد می شود که به عنوان مثال فرد با اعضای خانواده لج می کند و با خود می گوید چرا من باید برای خواست آنها اعتیادم را ترک کنم.
نگران یا ناراحت از اعتراف به مصرف خود است باید شرایط را طوری فراهم کند تا اطمینان بیشتری پیدا کند.
اولین کاری که خانواده باید انجام دهد این است که باید دانش خود را درباره اعتیاد گسترش دهد تا به جای اینکه با فرد معتاد مقابله کند بتواند افکار و احساسات وی را درک کند و یک فضای مناسب احساسی و منطقی بین اعضای خانواده برقرار کند تا محاوره و ارتباط مناسب شکل گیرد؛ این نکته پیش شرط لازم برای این است که یک خانواده بتواند فرد معتاد را راغب به ترک اعتیاد کند.
البته روش های اختصاصی در کارگاه های راغب سازی برای درمان اعتیاد در شهر تهران در حال آموزش است که افراد می توانند از آن استفاده کنند.
دومین کاری که خانواده باید انجام دهد این است که بررسی کند و ببیند که معتاد چقدر از مصرف موادش سود می برد و اگر احساس این است که فرد هنوز ماده مخدر برایش کمک کننده است می تواند او را روش های تشویقی که برای هر عضوی از خانواده اختصاصی است به کمک تشویق و فشار معتاد را متقاعد کند که ورود به درمان اعتیاد به نفعش است و اگر این ورود اتفاق نیفتد فرد معتاد حمایت های خانواده را از جمله پول توجیبی و غیره از دست می دهد.
معمولا خانواده ها این کار را انجام می دهند و در مشاوره ها به ما می گویند که ما تمام مواردی را که شما گفتید مو به مو انجام دادیم اما چرا جواب نگرفتیم که در پاسخ باید گفت نکته مهم این است که لازم است فضای اولیه و تغییر نگرش برای اعضای خانواده اتفاق بیفتد که نیفتاده است.
خانواده یاد نگرفته است که احساسات خود را درست در مصاحبه ای که با فرد معتاد دارد هدایت کند و گهگاه گفتن حتی یک کلمه نابجا یا تحقیر و مقایسه می تواند نتیجه جلسه را کاملا برعکس کند.
به عبارت دیگر این موارد می تواند همان عواملی را که مانع ورود فرد به درمان می شود مانند لجبازی، پرخاشگری و ترس را تشدید کند و نتیجه جلسه به جای اینکه این باشد فرد راحت تر به درمان ورود کند مقاومت بیشتر معتاد را به همراه دارد.
خانواده ها می گویند که ما همه این صحبت ها را انجام دادیم اما او بیشتر فریاد زد اما باید در نظر داشت که مهم، نحوه گفتن کلمات و روش آن است.
ممکن است فرد در یک جمله خیلی خوب را از یک عضو خانواده نپذیرد اما یک جمله غلط را از دوستش به راحتی بپذیرد. که این موضوع به نوع ارتباط بین معتاد و اعضای خانواده برمی گردد.
به گزارش فارس در این زمینه توصیه مهم به خانواده ها که بسیار تحت فشار هستند و از آنها انتظار زیادی نمی رود تا خیلی خوب بتوانند احساسات خود را کنترل کنند چرا که شدیداً رنج کشیده اند و طبیعی است که عصبانی شوند و به غلط احساس گناه راجع به اعتیاد فرد داشته باشند این است که به یکی از درمانگران اعتیاد مراجعه کنند و شرایط اختصاصی معتاد و محیط خانواده را عنوان کنند درمانگر به این خانواده کمک می کند تا بهتر بتواند با محدودیت ها و تشویق های ویژه معتاد را به سمت درمان هدایت کند.
کیهان
منبع : تالار گفتگو


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام خالق هستی

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای سه شنبه با نگهبانی آقای علی یحیایی و استادی آقای حسین نوروزی و دبیری موقت آقای رضا غریبشاه با دستور جلسه : جهانبینی ، فرق نگاه مسافر با معتاد در مورخه 90/11/11  راس ساعت شروع بکار نمود


 

به نظر من اگر در  اول دستور جلسه از کلمه جهانبینی استفاده شده برای این است که من هرگز فراموش نکنم در زمان مصرفم ، نگاهم به دور و برم و جهان اطرافم نگاهی از زاویه و دید مواد مخدر بوده است و همه چیز را به نفع مواد مخدر و خودم می دیدم . در آن موقع جهانبینی من بسیار ضعیف بوده و همین باعث شد که یک مصرف کننده بشوم .

قبل از اینکه با کنگره آشنا شوم برای ترک به یکی از انجیوهای دیگر رفتم و اصلا این مسئله برایم قابل هضم نبود که خود را ، معتاد معرفی میکردند و نمیتوانستم به خودم بقبولونم که خودم رو معتاد معرفی کنم.

با آمدنم به کنگره راه خودم رو پیدا کردم و از اینکه نیاز نیست خودم رو معتاد بدونم و نام مسافر را بجای آن کلمه استفاده میکردند ، احساس رضایت و خوشنودی میکردم.

قبل از کنگره دوربینم فقط روی دیگران بود و همش بدنبال توجیه برای کارهای خودم بودم ، ولی در اینجا یاد گرفتم ، دوربینم باید روی خودم و عملکرد هایم باشد تا بتوانم نتیجه خوبی بگیرم و این بزرگترین درسی بود که از جهانبینی آموختم .

کلمه مسافر از سفر میاید ، یعنی کسی که قصد دارد از یک مبدا مشخص به یک مقصد مشخص حرکت کند یعنی جاری باشد. پس در حرکت سکون نداریم و نمیتوانیم بایستیم ، سکون برابر است با سقوط .

مسافر یعنی روشنایی ، در کنگره مسافر به کسی میگوییم که میخواهد از تاریکی به سمت نور و روشنایی حرکت کند و به دانایی موثر برسد. وقتی من خودم رو مسافر معرفی میکنم باید بدانم یک مسولییت سنگینی را به عهده گرفته ام و این کار بسیار دشوار ، ولی شدنی است.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

گفتیم کسی که در ساختار جدیدش مثلا" قدرت شعر گفتن بوجود می آید و حالا در این ساختار قدرتش زمانی مشخص می شود که وقتی شما این اشعار را می خوانید برایتان مثل معجزه می ماند.

هرگز فکر نکنید افرادی مثل حافظ و بتهون و ادیسون و نیوتن شانسی به این درجات رسیده اند چون اصلا" شانسی وجود ندارد.

برای روشن شدن موضوع سوالی که از باخ پرسیدند را مطرح می کنیم؛ از باخ پرسیدند:چه طور می نویسی و آهنگ می سازی؟ و باخ یک جواب خیلی ساده می دهد و می گوید: اینها را خداوند می دهد. و یا وقتی از حافظ می پرسند؛ می گوید ساقی، باز هم خداوند است که اشعار را می فرستد. تمام اشعار و نت ها در هستی وجود دارند و در حال نازل شدن هستند تنها بایستی ظرفش ساخته شود اگر ظرفش نباشد آنها باز هم نازل می شوند اما دریافت کننده دچار انفجار درونی می شود و یا به عبارتی آن ساختار کشش آن شعر را ندارد و می ترکد و یا در مورد علم نمی تواند هضم و جذبش کند و این یک سنت است.

در واقع هر انسانی می تواند به هر توانایی که بخواهد دست پیدا کند . در خواستن و توانستن هیچ فرقی بین انسانها وجود ندارد. استعداد ها در انسان ها گذاشته نمی شوند، استعداد ها در انسان خلق می شود یا به عبات دیگر به وجود می آید همین مراحل خلق شدن و یا بوجود آمدن را تغییر ساختار می نامیم.

برای مثال اگر شخصی بخواهد ریاضیدان بزرگی شود این اتفاق برایش رخ می دهد، منتها باید شرایط و مراحل طی شود و 50 سال و یا 100 سال دیگر تبدیل به یک نابغه ی ریاضی گردد.

انسانها با یکدیگر هیچ فرقی ندارند و همه در ساختار آفرینش یکسان هستند. این که می گویند فلز وجودی شخصی از مس یا نقره و یا طلاست بدین معنی نیست که فلز وجودی یکی از نقره دیگری از مس و نفر بعدی از طلا آفریده شده بلکه منظور این است که خداوند هنگامی که انسان را خلق نمود تمام عناصر را در او قرار داد و تعیین کننده نوع آن، درجه آگاهی و دانایی شخص می باشد. در یک مرحله مس را انتخاب می کند بالاتر می رود نقره فلز وجودیش می شود و وقتی به مراحل بالاتری رسید طلارا برمی گزیند.

تنها مسئله ای که بسیار مهم می باشد خواستن است که بر چه اساسی باشد ماهیت آن به چه شکلی باشد و اگر درست باشد می تواند آن تغییر ساختار را تحمل کند.

برای مثال شخصی یک ویولون زن خوب را می بیند که مردم برایش سوت می زنند و مورد تشویق مردم قرار می گیرد یا اینکه شخصی دیگر به گالری نقاشی می رود و تحسین های مردم برای آن نقاش خیلی برایش جالب است و می گوید چه خوب میشد اگر من ویولون زن یا نقاش بودم شخص  در واقع آن جوانب و حاشیه ها را می بیند آن تشویقها و احترام ها را می خواهد. اگر بر این پایه و اساس حرکت کند نمی تواند جلو برود و در نتیجه تغییر ساختار برای او غیر قابل تحمل می شود.

به عبارت دیگر این گونه خواسته ها قدرتشان اندک است همانند توپی که محکم به آن ضربه می خورد؛ قدرت جهش توپ محدود به همان یک ضربه است اما اگر تغییر ساختار درست باشد مثل رفتن از زمین به یک منظومه ی دیگر است و تفاوت از زمین تا به آسمان است. و حالا چطور امکان پذیر است؛ اگر می خواهید آن تغییر ساختار را بوجود آورید باید نیرو و حرکت را هر لحظه وارد کنید مثل موشک که همیشه سوخت دارد و با سوخت خود به موشک نیرو وارد می کند  با این عمل می توانید 1000 کیلومترحرکت کنید اما توپی که ضربه می خورد 100 کیلومتر بیشتر نمی تواند حرکت کند.

خواسته های انسان هم همین طور است اگر خواسته درونی و بنیادی باشد و جنس آن دوست داشتن باشد هیچ گاه از بین نمی رود البته دوست داشتن واقعی ، جاذبه ی واقعی نه توهم آنهاو یا به عبارت دیگر مثلث عشق را که شامل حس و جاذبه و سایه است را باهم داشته باشد. با این داده ها نیروی لازم را در هرلحظه می توانید وارد کنید. برای مثال : شاعری بر اساس عشق شعری را سروده بنابراین نیروی لازم را با قدرت عشق به صورت مستمر وارد می کند و آن نیرو است که به انسان توان و امکان هر حرکتی را می دهد اما شخصی که به سرعت و غیر واقعی و بدون هیچ پایه و اساسی عاشق می شود بیشتر از 2 تا شعر نو امکان ندارد که بگوید.

پس باید یک نیرو و خواست درونی بر مبنای عشق به هستی و انسانها و کمک به آنها وجود داشته باشد و با آن نیرو به تاریکی برود تا بتواند آن سالها را پشت سر بگذارد در غیر این صورت اگر برای تشویق و تمجید دیگران باشد سریعا" برگشت می خورد و پایین می رود.

مثل این است که وقتی ساختار قبلی را می شکند به یک تاریکی مطلق می رود در این تاریکی انسان باید یک نوری برای بهتر روشن شدن موضوع داشته باشد. اگر فیلم ارباب حلقه ها را دیده باشید پسر 14-15 ساله ای بود که به او نوری می دهند و می گویند همیشه همراه توست و هر موقع که خواستی می توانی از آن استفاده کنی و خیلی مواقع به او کمک می کند.

به صورت اساسا" این امکان وجود دارد که هر انسانی به هر توانایی که می خواهد برسد.

 

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف                  مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

 

اسبابش را باید آماده کنی و اگر اسبابش مهیا شد آن اتفاق می افتد.

چرا استادان بزرگ به راحتی شاگرد قبول نمی کنند؟ به طوری که شاگردی نزد استاد می رود، استاد به او کم محلی می کند، بیرونش می کند واکنش شاگردی این چنین است و می گوید: گور پدر استاد که قبولم نکرد و میرود و پشت سرش هم نگاه نمی کند و هر جایی هم که برود بدگویی استاد را می کند.و اما شاگرد دیگری در مقابل این بی اعتنایی ها و تحویل نگرفتن ها با ز هم به تلاش  خودش ادامه می دهد و مخالفتی نشان نمی دهد. استاد از همان ابتدا امتحان سختی می گیرد به جهت اینکه متوجه شود خواسته شاگرد (مثال قبل) شوت زدن زیر توپ است یا موشکی که مدام نیرو وارد می کند، کدامیک؟ و وقتی برایش مسجل شد او را رد یا قبول می کند. چراکه اگر خواسته ای درست نباشد یعنی پتانسیل اولیه برای تغییر نباشد در این شرایط استاد می داند اگر او را بپذیرد و آموزش هم بدهد اما خواسته درست نباشد تغییری به وجود نمی آید و شاگرد به آن خواسته نمی رسد همچنین در مواردی اگر هم بخواهد دیگر نمی تواند به زندگی قبلی خود برگردد و به تعادل برسد. پس استاد برای اینکه شخص آسیب نبیند شاگردی که خواسته قوی ندارد را از همان ابتدا رد می کند در نتیجه مسئله دو بخش می شود: 1) 50% ظرفیت ابتدایی برای تغییر ساختار 2) 50% مراحلی که طی می شود . مثل انتقال از یک مدار به مدار دیگر.

قانون تغییر ترازها می گوید بدون تغییرات امکان انتقال یک الکترون از هر مداری به مدار دیگر وجود ندارد یا به عبارت دیگر باید تغییرات را داشته باشی تا از یک ساختار به ساختار دیگر بروی.(در سی دی فوتون آقای امین دژاکام کاملا" این موضوع بسط داده شده)

آمدن هر انسانی به زمین علتی دارد حال بهترین حالت برای او زمانی است که بتواند آن علت را بیابد در واقع خواست درونی خود را پیدا کند و در جهتش حرکت نماید در نتیجه راهها و حرکتهای اضافی در زندگیش حذف می شود به عبارت دیگر یک چیزی وجود دارد که اگر برای انسان اتفاق بیافتد به آن خوشحالی و آرامش و رضایت کامل دست پیدا میکند.

بعضی وقتها تصور میکنیم اگر با فلان شخص نامدار و خوش قیافه ازدواج کنم و یا به فلان پست و مقام برسم خیلی خوب می شود در صورتی که اصلا" چنین چیزی نیست و اگر اتفاق بیافتد سر ماه و سال نشده در ساختار او انفجار ، ناراحتی و عذاب رخ می دهد.

این مسئله خیلی مهم است که ارتباط درست برقرار شود تا جهش ها انجام پذیرد. اینها همه بازی هستند و همگی درگیر آن هستیم و گذشتن از این قضایا بسیار مفید فایده است.

و حالا ظرفیت و مسئولیت و یا مسئول که بر وزن مفعول است از سوال می آید. سائل یعنی پرسنده و یا سوال کننده. مسئول یعنی سوال شونده. انسانی که مسئول می شود شخصی است که مورد پرسش قرار می گردد. به عبارت دیگر در مقام و مکان پرسیده شدن واقع می شود. انسانی که مسئول می شود باید فی نفسٍ پاسخگو باشد و باید جوابگو باشد. در نتیجه زمانی انسان می تواند مسئول باشد که چیزی آموخته باشد باید جواب سوالها را پیدا کرده باشد و فهمیده باشد. آن زمان است که می تواند در جایگاه مسئول قرار گیرد. اگر به کسی مسئولیت داده شود و سوال را بلد نباشد آن انسان قادر به انجام مسئولیت خودش نیست.

منبع : لژیون خانم راد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام یزدان پاک

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای یک شنبه با نگهبانی آقای رضا غریبشاهیان واستادی آقای محسن ابوالحسنی وبا دبیری آقای امیر عباس ایمانی با دستور جلسه جهانبینی وفرق نگاه مسافر با معتاد در مورخ 90/11/09 راس ساعت شروع بکار گردید .

خلاصه سخنان استاد:

من در زمان مصرف با نام معتاد مشکل داشتم وهمیشه معتاد را یک کارتن خواب وآشفته حال می دانستم ودر حالی که خودم یک مصرف کننده بودم به هیچ عنوان خودم را معتاد نمی دانستم اما وقتی که من فهمیدم یک مصرف کننده هستم برای ترک به یکی از مراکز ترک اعتیاد مراجعه کردم ودر آنجا به من کلمه معتاد اطلاق شد وبعد از مدتی با خودم گفتم که من دیگر ترک کردم پس چرا هنوز واژه معتاد روی من هست واین موضوع مرا اذیت می کرد واین باعث شد که من دوباره به مواد روی بیارم . اما وقتی که وارد کنگره شدم بعد از سه جلسه مشاوره شدنم واژه مسافر به من داده شد واین به من انرژی می داد وچون دیگر نام معتاد بر روی من نبود خیلی خوشحال بودم ولی واژه مسافر برایم مبهم بود که چرا این نام را انتخاب کردند اما چون می خواستم از اعتیاد رها شوم سخت نگرفتم واین باعث شد که بعد از مدتی معنی مسافررا بفهمم  وبا آموزشهایی که گرفتم نه تنها در کنگره مسافر هستم بلکه در زندگی هم مسافر هستم . در کنگره فهمیدم که من در زمان مصرف اگر ترک می کردم وبعد از مدتی برگشت می خوردم این بود که در جهل ونا آگاهی به سر می بردم واز سه موالفه جسم و روان وجهان بینی که در کنگره ، وبرای درمان اعتیاد بسیار ها ئز اهمییت است  بی اطلاع بودم والان این موضوع را درک می کنم وفرق نگاه درمن کاملا بوجودآمده وافکارم تغییر کرده است. واژه  مسافردرکنگره یعنی حرکت به سمت نور وروشنایی وبه دانایی رسیدن.


تهیه گزارش وعکس: مسافر حسین


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 9 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

روز چهارشنبه جلسه هفتم از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی جهان بینی کنگرۀ 60 با نگهبانی جناب آقای مهندس حسین دژاکام و استادی آقای دکتر نبئی و دبیری آقای حامد شمس با دستور جلسۀ " ایدز و اعتیاد "رأس ساعت 16:45 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :

 یکی از مباحثی که در مقوله اعتیاد مطرح می گردد و امروز به آن خواهیم پرداخت ؛ مسئله ایدز می باشد که بسیاری از مردم در افریقا از آن رنج می برند و پیش بینی شده بود که تا سال 2010 ، 20 میلیون کودک والدین از دست داده و یتیم خواهیم داشت که اکنون تعداد آن ها بیشتر شده و شاید امروز به مرز 25 میلیون نیز رسیده باشد .

ایدز یک مسئله جهانی است که تمام دنیا با آن درگیر هستند ؛ آسیا ، آفریقا ، اروپا و ...

مسئله اعتیاد با ایدز در هم بافته شده اند و به هیچ وجه نمی شود آن ها را از هم جدا کرد و تنها مسئله تزریقات نیست که عامل شیوع آن می باشد ؛ البته شیوع آن ، بزرگی و عظمت آن بسیار به اعتیاد تزریقی وابستگی داشته است . اما نشان خواهیم داد که قضیه ؛ بزرگتر از اینهاست و ابعاد قضیه به توجه بیشتری نیاز دارد .

نشان حرکت مبارزه با ایدز به شکل ربانی است که به دور خودش پیچیده شده است و به رنگ قرمز است و این رنگ قرمز علامت خطر است و این حصار نشان حفاظت است و سرنگی که در وسط آن قرار دارد ، برای نشان دادن اهمیت تزریق می باشد که روز به روز هم اهمیت وسایلی که باید برای استریلیزاسیون استفاده شود ، بیشتر می شود .

اما این اعتیاد است که که بصورت افسار گسیخته وارد عرصه ایدز شده است و این مسئله یک هویتی دارد .

ایدز مشکل پیچیده ایست که اگر ابعاد آن را بررسی کنیم ، بهتر می توانیم با آن کنار بیاییم . همین مسئله تزریق و سرنگ و سوزن ؛ خودش منجر شده به این قضیه که ایدز و اعتیاد به هم وابسته شوند و حتی در بروشورها و آگهی ها و آموزش های بهداشت هم سعی می کنند از آن ها استفاده کنند .


 تصویر بالا یکی از شخصیت هایی است که برای نجات افراد از اعتیاد تزریقی از آن استفاده می کنند . نام این شخصیت BLECH MaN است . BLECH چیزی شبیه به مایع سفید کننده است که در آن آب ژاول و کلر موجود است که هم سفید می کند و هم ضد عفونی و بوسیله آن برای یک پدیده مانند اعتیاد تزریقی که نقش مهمی در در شیوع ایدز داشته ، بشدت در حال مبارزه و فعالیت بودند و در ایران هم تا چند وقت پیش تابلوی آن وجود داشت


 

گزارش: همسفر مهری مصطفی



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 9 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
این جلسه نهمین جلسه از دور هشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی همسفرخانم حافظی ودبیری همسفرخانم مرضیه با دستور جلسه جهانبینی وفرق نگاه مسافر با معتاد درتاریخ 90/11/08 راس ساعت شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد :




ابتدا باید بدانیم که معتاد کیست ؟ در کنگره به فرد معتاد مصرف کننده گفته می شود شخصی که با استفاده مکرر از مواد مخدر در قسمت جسم روان وجهانبینی تخریب ایجاد کرده است .
فرد معتاد بدلیل اینکه بیمار است از تعادل یک انسان عادی برخوردار نیست جهانبینی فرد مصرف کننده افیونی است چون فرد مصرف کننده باعث شده که مواد مخدر ونفس اماره عقل را بر کنار کند وخود حکومت کند پس تصمیمات اشتباهی را می گیرد .مواد مخدر و افیون برایش تصمیم می گیرند که چه بخورد چه نخورد کجا برود یا نرود.......پس دید یک مصرف کننده افیونی می باشد چون حس های او آلوده است
حال نگاه مسافر:مسافر در واقع همان شخصی است که در گذشته مصرف کننده بوده است در این مقطع نفس اماره کنار می رود ودر وادی نفس لوامه قرار می گیرد و واقعا خواستار رهایی است ومی خواهد رها شود ،برای همین است که می گویند سفر از زشتی ها به زیبایی ها از قهر به مهر از سیاهی به روشنایی....

مسافر برای درمان باید حرکت داشته باشد تا به نتیجه ای که می خواهد برسد.برای درمان اعتیاد چون سه قسمت جسم وروان وجهانبینی که تخریب شده است باید درمان شود
جسم وروان فرد با سفر تدریجی، کم کم در مدت11 ماه بازسازی می شود. فردی که جسم و روان او درست شود ولی جهانبینی او تغییری نکرده باشد مسلما درمان در او صورت نگرفته است.

جهانبینی با شرکت در جلسات، مطالعه نشریات و آموزش گرفتن از راهنما کم کم با تغییر نگاه و نگرش ایجاد می شود نگاه کردن با دیدن فرق می کند نگاه از نظاره وناظربودن می آید تغییر نگرش به این معناست که درونش هم تغییر کند در نهایت فردی که به درمان می رسد باید نگاهش تغییر کند نگاهش به مواد مخدر به اطرفیانش به خودش،زمانی که این تغییر بوجود می آید براحتی مشخص می شود که فرد به درمان رسیده وبه تعادل نسبی دست پیدا کرده است.
برای مثال بعد از رهایی احساس خاصی به مواد مخدر ندارد ومانند تمام نعمت های دیگر در هستی به آن نگاه می کند که باید در جای خودش باشد ووجودش لازم است.وبا سفر کردن حس های شخص باز می شود وتغییرات درونی کاملا ایجاد می شود وآن زمان جهانبینی مسافر هم به درمان می رسد .



تعداد حاضرین : 15نفر - مشارکت کننده ها : 8نفر - پیام خوانها :4نفر

جلسه راس ساعت 18/35 به کار خود خاتمه داد
در پناه حق
تهیه گزارش: همسفرمریم


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
در روز پنجشنبه مورخ 6/11/1390 در مجتمع فرهنگی ورزشی غدیر یک بازی دوستانه بین تیم های فوتبال هنرمندان و کنگرۀ 60 رأس ساعت 15:30 انجام شد.



قبل از شروع بازی یادبودی از طرف کنگرۀ 60 توسط کاپیتان این تیم به کاپیتان تیم هنرمندان اهدا گردید و بازی رأس ساعت 15:30 با سوت داور آغاز شد.






برای دیدن ادامه مطلب اینجا بروید


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

محمد رضا طالقانی ، مرد شناخته شده ورزش و البته کشتی است که  نیاز به معرفی ندارد. فردی که با کار کردن برای ورزشکاران و درجمع آنان بودن نه تنها خسته نمی شود بلکه انرژی اش چندین برابر می شود .او از آن دسته افرادی است که  در قشر مردم و ورزشکاران از محبوبیت بالایی برخورداراست و معمولا" هر جا  که پا می گذارد مردم بااحترام با او برخورد می کنندو خدماتش را یاد می کنند .جمعه ای که گذشت . محمد رضا طالقانی  ریاست اسبق فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران  به دعوت آقای دکتر حاج رسولی که از متخصصین و صاحب نظران علم ورزش هستند و مدتهای زیادی است که با کنگره 60 همکاری می کنند ، در پارک طالقانی حضور پیدا کرده و از نزدیک از فعالیتهای رشته های مختلف ورزشی بازدید کردند .

این چهره آشنای کشتی ایران و جهان دقایقی در جمع باستانی کاران کنگره 60 حضور پیدا کرده و مورد استقبال جناب  مهندس دژاکام و سایر ورزشکاران قرار گرفتند و عکسی به یادگار باایشان گرفتند . در خاتمه فرصت کوتاهی دست داد  تا با این پیش کسوت ورزش که خدماتش بر کسی پوشیده نیست  ، صحبت کوتاهی داشته باشم :

بسیار خوشحالم که امروز در پارک طالقانی حضور پیدا کردم و درجمع ورزشکاران کنگره 60 هستم . آشنایی با کنگره را مدیون آقای دکتر حاج رسولی می دانم که همواره به کارشان ایمان داشته ام چه در زمانی که ایشان در سطح  ملی قهرمان ارزنده و با اخلاقی بودند و چه دوره ای که در فدراسیون کشتی فعالیت می کردم ، همیشه دوست داشتم از علم و تجربه ایشان استفاده کنم که فرصتش پیش نیامد . همکاری ایشان با این جمعیت احیای انسانی کار بسیار زیبا و قابل تقدیری است که نامش را فقط می توان پهلوانی گذاشت .

بنظر من این کار باید برای همه مسولین و ورزشکاران رشته های مختلف یک الگو باشد که به اینجا بیایند و درس ادب یاد بگیرند .بسیار لذتبخش بخش است وقتی می بینی که افرادی که روزی به زندگی پشت کرده بودند به سلامتی رسیده اند و در کنار یکدیگر در کمال ادب و جوانمردی   به ورزش می پردازند  بسیار لذتبخش است به شخصه همراهیهای جناب دکتر حاج رسولی و زحمات بنیانگذار کنگره 60 را ارج می گذارم و به ایشان خدا قوت می گویم . افتخار می کنم که رخصت این را پیدا کردم که در جمع دوستان کنگره 60 باشم و از این به بعد نیز سعی خواهم کرد حضور بیشتری داشته باشم و وقت بیشتری برای همکاری با ورزش این جمعیت داشته باشم .

درادامه فرمودند :

من متولد و بزرگ شده یکی از محلات جنوب شهر تهران هستم وبه طبع با افراد مصرف کننده زیادی برخورد داشته ام . و لی هیچ گاه این افراد را به چشم بزهکار نگاه نکرده ام بلکه همیشه اعتقاد داشته ام این افراد بیمارانی هستند که باید به آنهاکمک کرد تا بااراده خودشان سلامتی خود را بازیابند . امیدوارم مردم و مسولین نیز نگاهشان به اعتیاد به همین شکل باشد و در حمایت و یاری به این افراد دریغ نکنند . امروز با این همه شور و انرژی که در پارک طالقانی دیدم به وجد آمدم و معتقدم تک تک این عزیزان که توانسته اند به اعتیادشان غلبه کنند ، چیزی از یک پهلوان واقعی کم ندارند .

به عنوان فردی که سالها در ورزش این مملکت بوده ام  به همه ورزشکاران کنگره 60 افتخار می کنم و مطمئنم با انرژی مثبتی که امروز در جمع این عزیزان دریافت کردم تا چند روز سرشار از انرژی خواهم بود .

ایشان در پاسخ سوالم که آینده ورزش کنگره 60 به خصوص کشتی را چگونه می بینید ، گفتند :

خوشبختانه کنگره 60 توانسته است در رشته های مختلف رشد بسیار قابل توجهی داشته باشد و در سطح ملی و باشگاهی خود رانشان دهد . کشتی هم از این قاعده مستثنی نیست . با همت و پشتکاری که  امروز دررشته های مختلف دیدم ، مطمئن باشید رشته ورزشی کشتی هم  می تواند همچون سایر رشته هارشد کند و خبرهای خوبی ازاین رشته در کنگره 60 خواهید شنید .حتی سرامد سایر رشته های ورزشی کنگره 60 باشد . امیدوارم با پی گیری قهرمانان خوبی  که از رشته ورزشی کشتی در کنگره 60 هستند و با تلاش و حمایتهای عزیزانی مثل آقای دکتر حاج رسولی و سایر مسوولین این رشته هم جایگاه خودرا به زودی پیدا کند .بنده هم با کمال میل قول می دهم اگر کاری از دستم برمی آید دریغ نکنم و همکاری بیشتری با کنگره 60داشته باشم ..

آینده کنگره 60 را بسیار روشن می بینم و مطمئن هستم  با حضور دلسوزانی مانند آقای دژاکام و دکتر حاج رسولی و سایر عزیزان در آینده شاهد پیشرفتهای بیشتری درسطح علمی و ورزشی از این مکان خواهیم بود . امیدوارم مسولین حمایت بیشتری از این جمعیت احیای انسانی داشته باشند وشاهد حضور و فعالیت سایر عزیزان تحصیل کرده و مجرب امر ورزش ایران ، در کنگره 60 باشیم .

گزارش : مسافر علی ضیاء

منبع : معجزه


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
به نام پروردگار پاکی ها
خداوند انسان را خلق کرد و از خود در او دمید پس می توان گفت انسان وجودی از خداوند است , خداوندی که پاک است و مهربان ....
اما چه می شود انسانی که از وجود خداوند است و اشرف مخلوقات خود را به پایین ترین و کم ترین مرتبه می رساند ؟ شاید فراموش می کند که کیست از کجا آمده چه ماموریتی دارد و به کجا خواهد رفت ...
خداوند رحمان و رحیم که آگاه به احول مخلوقاتش است راه ها و راه کارهایی را پیش روی انسان گذاشته و خود انسان وسیله ای است برای راهنمایی راه . اینگونه که از دوران جاهلیت نیز همین روال ادامه داشته که برگزیده هایی از سوی خداوند انتخاب می شدند تا وسیله ای شوند برای نجات جاهلیت . آن دسته که به خود می آمدند و به خدای یگانه ایمان می آوردند د رواقع خود را شناختنتد و انسان بودن را تجربه کردند.
دسته دیگر اما در جاهلیت خود ماندند و هیچ تلاشی برای شناخت خود و خالق خود نکردند نیز تکلیفشان روشن بود ...
اما در این عصر نیز که انسان خود را فراموش کرده و انسانیت نیز کم کم به فراموشی سپرده می شود به نوعی دیگر برگزیدگان خداوند وارد عرصه می شوند برای فراموش نکردن و به یاد آوردن خود انسانیت .

کنگره 60 به نظر من یکی از همین برگزیدگان و انتخاب شده های خداوند است که بدون هیچ پاداش مادی پنجره ای رو به روشنایی ها گشوده است و برای رسیدن به این روشناییها باید سفر کرد...
سفری برای گذشتن از تاریکیها و جهالتها , سفری برای عبور از گودال عقده ها و حقارتهای درون و بیرون .
همیشه در همه سفرها ابتدا همه به فکر مهیا کردن توشه راه هستند اما در سفر کنگره به هیچ توشه ای نیاز نیست جز همسفری همراه و راهنمایی راه بلد.
همه مسافران کنگره 60 به نوعی راهشان را گم کرده اند و سرگردان شده اند و از کوره راههایی سر در آورده اند که به پست ترین و پایین ترین مرتبه شان کشانده است ...
و این گم کرده راهها گاهی بدون اینکه خود متوجه باشند تبدیل می شوند به ظالم ترین افراد و یا حتی بدبخت ترین آنها.
سفر در کنگره 60 شناختن خود و پیدا کردن راه است . می شود گفت انسانی که این سفر آگاهانه را شروع می کند خود را از کوره راهها به راه مستقیم می رساند و به این نکته می رسد که خداوند فرصتی دیگر برای زندگی به او داده است و از همه مهمتر اینکه می تواند با درایت بیشتر خود را از فرش به عرش برساند .
با سپاس
همسفر ناهید آقایی
منبع : تالار گفتگو


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

به نام خدا

کارگاهای آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان روزهای پنج شنبه مورخه(90/11/6) با نگهبانی آقای میثم جمالی واستادی آقای ناصر فرخی ودبیری موقت یاسر بابایی راس ساعت برگزار گردید.

اولین تجربه جایگاه استادی بعد از رهایی


خلاصه سخنان استاد :

اول از راهنمای خودم جناب آقای داوود عرب تشکر می کنم که به من خیلی کمک کردندکه به رهایی برسم ودر این جایگاه قرار بگیرم. من قبل از کنگره راهی  و روشی پیدا نمی کردم تا اینکه وارد کنگره شدم وبا ورود به کنگره وظایفی به عهده من گذاشته شد،من آمدم اینجا که از دست یک قول بی شاخ و دم رها بشم و باید وظایف خودم را انجام دهم . مثلآ در سفر اول مصرف جیره و داروی خودم را در سر ساعت مصرف کنم .چرا باید سر وقت مصرف کنم ؟چون باید با هوای نفس خودم مقابله کنم وشیطان را از خودم دور کنم. درگذشته من راهنما نداشتم ومصرف کننده شدم، و الان که راهنما دارم باید گوش به فرمان باشم وبه حرف های او گوش کنم تا به نتیجه برسم . دراینجا من نظم را یاد می گیرم یعنی در سروقت مصرف جیره، سر موقع خوابیدن و غذا خوردن، وحاضر بودن به موقع در جلسات، واین نظم باعث می شود که به تعادل برسم واز خیلی از ضد ارزشها فاصله بگیرم. من قبل ازکنگره هیچ مسولیتی را قبول نمی کردم ، ودر اینجا یاد گرفتم مسئولیت کار خودم را خودم  قبول کنم. ودر این جایگاه که الان قرار گرفتم آرزو دارم که تمامی سفر اولی ها به سفر دوم ،و سفر دومی ها به سفر سوم برسند.

 ودر پایان جلسه انتخابات نگهبانی صورت گرفت وآقای حسین نوروزیان برای نگهبانی چهارده جلسه بعدی انتخاب شدند ونوشتارها را از  نگهبان قبلی دریافت کردند.


تهیه گزارش:یاسر

عکس:رضا



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام خالق هستی


روز  چهارشنبه مورخه 05 / 11 / 90 مسافر ناصر رهجوی آقای داوود عرب رسما" وارد سفر دوم شدند و گل رهایی را از دستان پر توان جناب آقای مهندس حسین دژاکام دریافت کردند

این رهایی رو خدمت راهنمای محترمشان ، خانواده ناصر، همه مسافران و همسفران شعبه سمنان تبریک میگویم



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ


کنگره 60 بر اساس اصل پذیرفته شده کمک فرد رها شده از دام اعتیاد ، به فرد در حال مصرف مواد مخدر ، فعالیت می کند. امروزه در تمام دنیا ، این اصل به عنوان یکی از قوی ترین راهبردهای فعالیت در حوزه اعتیاد و درمان ، شناخته می شود . البته کنگره 60 به نوعی ، این اصل را ارتقا داده و معتقد است که فرد رها شده از دام اعتیاد صرفا به دلیل داشتن تجربه رهایی از اعتیاد نمی تواند راهنمای دیگر مصرف کنندگان مواد مخدر که خواهان رهایی از دام اعتیاد هستند باشد . هرچند او تجربه رهایی را دارد اما دراین مقوله تجربه به تنهایی کافی نیست ، باید ببینیم که او چگونه از اعتیاد رها شده است ، با چه روشی و چه متدی ، آیا درمان شده است ؟ آیا مشکلات او برطرف شده است ؟آیا به تعادل رسیده است ؟ یا اینکه فقط مصرف خود را قطع کرده یا به عبارتی فقط ترک کرده است . قطعا در  چنین وضعیتی ، که سخت درگیر مشکلات  درونی و بیرونی خود می باشد  و از نظر جسم ، روان و جهان بینی به تعادل نرسیده و آموزش لازم را ندیده است ، چگونه می تواند به دیگران کمک کند ؟

 در ساختار آموزشی و راهنمایی کنگره 60 ، با دو واژه یا دو شخصیت راهنما و رهجو برخورد می کنیم .

راهنما :

 در کنگره 60 به فردی راهنما گفته می شود که بعد از قطع مصرف مواد مخدر و رسیدن به رهایی و درمان اعتیاد با متد DST و به تعادل رسیدن شهر وجودی او شامل جسم ، روان و جهان بینی ، آموزش های کنگره 60 را گذرانیده و در آزمون های داخلی کنگره 60 که به منظور انتخاب راهنمایان جدید برگزار می شود شرکت نماید .

 این فرد در صورت کسب نمره قبولی در دو آزمون کتبی داخلی ، شامل آزمون های فنی و جهان بینی ( که کعمولاً نمره قبولی بالای 18 می باشد ) ، بایستی از کنگره مرزبانان نمایندگی خود نمره انضباط بگیرد و پس از درج نظریه تایید توسط راهنمای او در فرم درخواست کمک راهنمایی ، پوشه حاوی برگه های امتحانی ، فرم درخواست کمک راهنمایی ، معرفی نامه تربیت بدنی مبنی بر حضور فعال در یکی از رشته های ورزشی و سایر مدارک او در کنگره دیده بانان  مورد بررسی قرار می گیرد. در صورت دارا بودن شرایط قانونی ( قوانین داخلی کنگره 60 ) درخواست او توسط دیده بان راهنمایان و نگهبان کنگره 60 امضا می شود و پس از آن پیمان کمک راهنمایی را امضا می کند و شال مخصوص کمک راهنمایی که شال نارنجی است و نشان کمک راهنمایی می باشد را دریافت می کند . در مرحله بعد او در نمایندگی خود مجوز اعلام کمک راهنمایی و تشکیل لژیون را از مرزبانان نمایندگی خود دریافت می کند .

شایان ذکر است پروسه راهنمایی در کنگره 60 شامل سه بخش کمک راهنما ، راهنما و استاد راهنما می باشد ، کمک راهنمایی ، اولین دوره فعالیت در این حوزه است که مدت زمان آن 4 سال می باشد . کمک راهنما اگر در طول این مدت 3 نفراز شاگردانش ( مصرف کنندگان مواد مخدر که برای درمان مراجعه می کنند ) بعد از درمان به مرحله کمک راهنمایی برسند و همچنین آغاز نامه خود را در خصوص موضوعات موبوط به اعتیاد ، برگرفته از تجربیات و دانش خود ، به رشته تحریر در آورد ، پس از دفاع از آغاز نامه خود و تایید کنگره دیده بانان ، می تواند از مرحله کمک راهنمایی به مرحله راهنمایی صعود نماید .

تا این جا متوجه شدیم که رسیدن به درجه کمک راهنمایی در کنگره 60 به منزله گذشتن از هفت خان رستم است و کار ساده ای نیست و کنگره 60 صرفا به موضوع تجربه یک فرد رها شده از دام اعتیاد ، اکتفا نکره است .

بلکه معتقد است فرد رها شده بایستی علاوه بر تجربه اعتیاد و رهایی از آن ، به درمان قطعی رسیده باشد ، آموزش کافی را ببیند و مسلح به علم شناخت کامل صورت مسئله  اعتیاد باشد و عاشق خدمت به همنوعان خود برای رهایی از اعتیاد نیز باشد تا بتواند به دیگران کمک کند .
هدف ما از بیان این مطالب در دستور جلسه وظایف رهجو ، این است که بدانیم کمک راهنما یا راهنما کیست و چه جایگاهی دارد و برای رسیدن به این جایگاه چه مسیر سخت و طولانی را پشت سر گذاشته است . می خواهیم بدانیم که مصرف کننده مواد مخدر که برای درمان به کنگره 60 مراجعه می کند و مجاز است یکی از کمک راهنمایان کنگره 60 را به عنوان راهنمای خود انتخاب کند ، در مقابل راهنما و کنگره 60 چه وظایفی دارد .

رهجو :

حتما می دانید که در کنگره 60 به چه کسی رهجو گفته می شود  ، رهجو یعنی جوینده راه رهایی ، یعنی مصرف کننده مواد مخدر که خواهان رهایی از دام اعتیاد است و به دنبال راه منطقی برای درمان اعتیاد خود می گردد .

در مقاله علمی صورت مسئله اعتیاد ( مهندس حسین دژاکام ) مصرف کنندگان مواد مخدر در قالب یک مثلث به سه گروه تقسیم می شوند . این دسته بندی برای اولین بار در جهان ، در این مقاله ارائه شده است و در هیچ جای دیگری این دسته بندی را نمی توانیم بیابیم . بر اساس این مقاله ، مصرف کنندگان مواد مخدر به سه گروه نامزدهای اعتیاد ، مصرف کنندگان خواهان اعتیاد و مصرف کنندگان خواهان رهایی تقسیم می شوند . کنگره 60 برای هرکدام از این گروه ها رویکرد خاص خود را پیشنهاد می کند . برای نامزدهای اعتیاد ، اصل پیشگیری ، برای مصرف کنندگان خواهان اعتیاد ، اصل مهار و برای مصرف کنندگان خواهان رهایی ، اصل درمان .

در اجرای پروسه درمان اعتیاد ، مصرف کنندگانی موفق هستند و به درمان و رهایی می رسند که در دسته سوم باشند . اگر مصرف کننده ای با تمام وجود خواستار رهایی نباشد ، امکان ندارد به رهایی از اعتیاد برسد . رهایی از اعتیاد کار کوچک و ساده ای نیست . نیروی بسیار عظیمی را می طلبد که این نیرو فقط در افراد خواهان رهایی یافت می شود و فرد خواهان رهایی می تواند این نیروی خفته را به کار گیرد و از قوه به فعل درآورد .
 وظایف رهجو

1- خواهان رهایی بودن :

همانگونه که گفتیم ، اولین ویژگی و خصوصیت رهجو ، خواستار رهایی بودن است . فردی که خواهان رهایی نیست ، رهجو نیست . بعضی ها خواهان رهایی هستند و بعضی ها فکر می کنند که خواهان رهایی هستند و در عمل نشان می دهند که خواهان رهایی نیستند . هم مصرف بی حد و حصر مواد را می خواهند و هم رهایی را ، و این ها در کنار یکدیگر قرار نمی گیرند . بنابراین رهجوی واقعی کسی است که اگر یک صندلی را به خود اختصاص می دهد ، در مقابل وجدان خود ، سربلند باشد . زیرا افراد بسیاری هستند که خواهان رهایی و منتظر این صندلی هستند . کسی که خودش خوب می داند که خواهان رهایی نیست آیا بهتر نیست به دنبال کار خودش برود تا این صندلی و این موقعیت و امکانات در اختیار فردی که خواهان است قرار گیرد ؟

2- آموزش پذیری :

رهجو کسی است که می داند برای چه امری به کنگره 60 می آید . او هدفش را می شناسد ، او به دنبال رهایی است و خوب می داند که بدون آموزش و یادگیری ، خبری از درمان و رهایی نخواهد بود . حضور او در کنگره ، حضوری موثر در امر یادگیری و آموزش است . او می داند که حضور در کنگره 60 مفهومی جز آموزش ندارد . خوب گوش می کند ، خوب مطالعه می کند و خوب عمل می کند . نشریات ، مقالات ، کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، سی دی ها و دیگر منابع آموزش کنگره 60 را از دست نمی دهد . حرف راهنمایش را فقط یک بار می شنود و عمل می کند . در مقابل آموزش های کنگره 60 و راهنما تسلیم است . برنامه تیپرینگ خود را دقیقاً طبق دستور راهنما بدون کوچکترین تغییری انجام می دهد . اگر راهنما می گوید مثلاً : 8 صبح ، رهجو معنی 8 صبح را می داند . می داند که هشت و ده دقیقه ، دیگر هشت نیست . در مدت زمان کوتاه برگزاری جلسات ، صندلیش را ترک نمی کند . رهجوی خوب در زمان برگزاری کلاس ، در کلاس است ، در حیات و مشغول سیگار کشیدن نیست . کسی که تحمل نشستن روی صندلی به مدت یک ساعت و نیم را ندارد و  تحمل سیگار نکشیدن به مدت یک ساعت و نیم را ندارد ، چگونه می تواند از دام مخوف اعتیاد رها شود ؟

3- رعایت اصول ، قوانین و حرمت کنگره 60 :

رهجو کسی است که اصول ، قوانین  و حرمت کنگره 60 را با دقت رعایت می کند . دیر نمی آید ، زود نمی رود ، غیبت نمی کند ، وارد مسایل حاشیه ای نمی شود . کاری به کار دیگران ندارد . توان و انرژیش مصروف امور درمان خود می شود . با راهنما صداقت دارد . لباس پوشیدن و رفتارش درست است . با دیگران با احترام برخورد می کند . به قوانین احترام می گذارد . برای نگهبان نظم ، مهماندار ، مرزبان و سایر گردانندگان ، احترام و ارزش قائل است . اتومبیلش را جایی پارک نمی کند که برای کنگره مشکل ساز شود و خلاصه اینکه نسبت به تمام این امور و مسایل با حواس جمع برخورد می کند . در مورد راهنما می داند که راهنما استاد است و او شاگرد ،  راهنما مربی اوست  ، پس باید به او احترام کامل بگذارد . طوری با او حرف نمی زند که اگر کسی نداند ، تصور کند او دوست و رفیق اوست ، نه ، کمک راهنما دوست و رفیق رهجو نیست ، جایگاه او به مراتب از جایگاه دوست و رفیق بالاتر است . اگر او را دوست و رفیق خطاب کنیم و هر طور که مایل بودیم و راحت بودیم با او صحبت کنیم ، قطعاً به او بی احترامی کرده ایم . او معلم و مربی است و حرمت و احترام معلم و راهنما بر هر کسی واجب است .
4- بازیگر بودن و خدمت کردن :

رهجو در کنگره 60 ، تماشاچی فعالیت و خدمت دیگران نیست . خودش فعال است و خدمت می کند . او خوب می داند که خدمت کردن و فعال بودن بخشی از پروسه درمان اوست و نسبت به این مهم بی تفاوت نیست . او می داند که خدمت در کنگره 60 داوطلبانه است و تا خودش داوطلب نشود کسی به سراغ او نخواهد آمد . او می داند که اگر بازیگر نباشد ، پس از مدتی از همه چیز خسته می شود و همه چیز برایش تکراری و کسل کننده می شود و شروع می کند به ایراد گرفتن از همه چیز و در نهایت از حرکت باز می ماند .

5- قدردانی و سپاسگزاری :

یکی از آموزش های مهم کنگره 60 ، آموزش شکرگذاری و سپاسگزاری در برابر خالق و مخلوق است . کسی که نسبت به مخلوقین خداوند مراتب سپاس گزاری را بلد نیست و نمی داند  ، قطعاً شکرگزاری از خداوند را نیز نیاموخته است . رهجو نسبت به خدمت هایی که از راهنما و کنگره 60 دریافت می کند ، بی تفاوت و ناسپاس نیست . هرچند کنگره 60 رایگان است و وجهی بابت درمان و رهایی از کسی دریافت نمی کند ، اما رهجوی واقعی در صورتی که توان مالی داشته باشد در جای خودش و در مواردی که امکان کمک مالی وجود دارد ، مانند حساب ذخیره زمین و ساختمان و یا در گردش سبد پول در جلسات ، در حد توانش حمایت می کند . رهجو هیچگونه تعهد مالی در مقابل راهنما ندارد ، اما در مراسمی مثل روز تولد راهنما و یا روز راهنما ، مجاز است برای راهنمای خودش به پاس خدمات و راهنمایی ، کادو یا هدیه ای تهیه کند ، و این امر در تمام دنیا و بر اساس خرد جهانی ، یک حرکت بسیار زیبا و انسانی است .

6- درخت میوه ، آنچه که دریافت نموده ، چندین برابر پس می دهد .

یک رهجو ، قطعاً به رهایی می رسد . او ضمن اینکه برای همیشه رهجو است ، زمانی می رسد که خود تبدیل به کمک راهنما و در ادامه راهنما می شود و چنیدین برابر آنچه که دریافت نموده بازپس می دهد و شاید این مهمترین و بزرگترین وظیفه باشد  و این چیزی نیست مگر تلاش در جهت رهایی دیگران و تربیت استاد و راهنمای درمان اعتیاد برای دیگرانی که هنوز نیامده اند و در راهند .
وظایف رهجو و نبایدها :

 راهنما فقط راهنمایی می کند ، کنگره 60 می گوید ،  اعتیاد درمانگر ندارد ، راهنما درمانگر نیست ، درمانگر اعتیاد ، رهجو است، تمام مسئولیت درمان روی دوش رهجو است ، رهجو نباید انتظار داشته باشد که کمک راهنما تمام وقت در خدمت او باشد ، او راهنماست . رهجو باید از راهنما سوال کند تا راهنما جواب بدهد . رهجو باید برنامه بخواهد تا راهنما برنامه کاهش مصرف را ارائه بدهد . رهجو باید به دنبال راهنما باشد نه اینکه راهنما به دنبال رهجو باشد .

 راهنما متخصص همه علوم و یا مشاور مسائل خانوادگی یا شغلی يا اقتصادي نیست . او راهنمای درمان اعتیاد است .

رهجو نباید توقع داشته باشد که راهنما همه سوالات او را درهر زمینه ای جواب بدهد و اگر جواب نداد یا ندانست ، بگوید راهنمای من نمی داند ، رهجو نباید راجع به مسائل خصوصی زندگی خود که ربطی به راهنما ندارد از او راه کار بخواهد ، حل این گونه مسائل به عهده رهجوست و آموزش های کنگره 60 به طور غیر مستقیم ، حل مشکلات را به رهجو می آموزد .

 رهجو نباید توقع داشته باشد که راهنما ساعت ها درکنار او باشد و با او حرف بزند . او کار های دیگری هم دارد و رهجوهای دیگری هم دارد .

 رهجو نباید وقت و بی قت با راهنما تماس تلفنی بگیرد و از او سلب آسایش کند ، رهجو یاد می گیرد زمانی که در کنگره حضور دارد و در موقع مناسب سوالاتش را از راهنمایش بپرسد .

این ها خلاصه ای از باید ها و نباید ها در حوزه وظایف رهجو بود که قدر مسلم نمی تواند کافی باشد . یک هفته فرصت داریم تا در این خصوص در بخش گفت و شنود کارگاه های آموزشی در باب این موضوع مشارکت داشته باشیم  .

از آنجایی که همه ما رهجو هستیم حتی اگر کمک راهنما یا راهنما باشیم ، آرزو می کنیم رهجوی خوبی باشیم و راهنما و کنگره 60 از ما راضی باشد تا در ادامه ، خداوند نیز از ما راضی باشد ، زیرا اگر رضایت و اذن خداوند نباشد ، رسیدن به درمان و رهایی و در ادامه رسیدن به دیگر مراتب ، غیر ممکن خواهد بود .

با احترام ، مسافر علی خدامی

www.c60.ir

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

به نام یزدان پاک

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای سه شنبه با نگهبانی آقای علی یحیایی واستادی آقای حمیدرضا بنی اسدی و دبیری آقای محسن ابوالحسنی با دستور جلسه :وظایف رهجو در مورخه 90/11/4 راس ساعت شروع بکار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

وظایف رهجو باید اول ببینیم معنی رهجو چی هست. رهجو یعنی جوینده راه. من در زمان مصرف رهجوی مواد مخدر بودم، و تمام خواسته های من را و همین طور هرکاری که می خواستم انجام بدهم مواد به من دستور می داد. وفرماندهی من وسیستم بدنم راازمن گرفته بود. یکی ازوظایف من رهجو این است که باید به قوانین احترام بگذارم، نه تنها درکنگره بلکه درهمه جا باید مقررات را رعایت کرد.مثل ایستادن در صف نانوایی که باید قوانین ر ا رعایت کرد وبه دیگران احترام بگذاریم .و از وظایف دیگر رهجو صادق بودن و فرمانبردار بودن از راهنما است. مثلآ من وقتی می خواستم به یک مسافرت بروم وسفر کنم باید از یک سری ابزار آلات مانند نقشه وتابلوها استفاده می کردم تا درسفر به مشکل نخورم. در کنگره راهنما نشان دهنده راه من است ومن باید سرم را با سر راهنما عوض کنم ویک سری پالایش هایی انجام بدهم. کار سخت است اما با کمک راهنما شدنی است . اگر من رهجو بخواهم از تاریکیها به طرف روشنایی حرکت کنم، باید در مسیرصراط مستقیم حرکت کنم و با تمام توان باید آموزش بگیرم تا رهجوی خوبی باشم و تزکیه وپالایش را انجام بدهم  تا به نتیجه مطلوبی برسم.


تهیه گزارش: محسن

عکس: امیر عباس


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

بنام یزدان پاک

کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای یک شنبه با نگهبانی آقای رضا غریبشاهیان واستادی آقای سعید اویسی وبا دبیری آقای سینا ابراهیمی با دستور جلسه وظایف رهجو در مورخ 90/11/02 راس ساعت شروع بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در رابطه با دستور جلسه اول باید بدانیم که رهجو کیست ؟ رهجو یعنی جوینده راه ، کنگره مانند یک جامعه است واولین وظیفه یک رهجو احترام به قوانین کنگره است وکسی که بتواند به قوانین احترام بگذارد می تواند در این مسیر به خوبی حرکت کند واین قضیه باعث ایجاد احترام متقابل می شود وراه را برای یک رهجو هموارتر می کند در کنگره رهجو کسی است که در ابتدا راه درمان را می جوید در کنگره انسانهای متفاوتی از لحاظ موقعیت اجتماعی وشغلی وجود دارند اما اینکه چرا هر کدام از اینها یک رهجو به حساب می آیند هیچ تردیدی نیست وهر کس در هر شرایطی است وقتی که وارد کنگره می شود باید به قوانین احترام بگذارد ودر پی یاد گیری آموزشهای کنگره باشد وچیزی که باید در نظر بگیریم پارامتر زمان است ودر سفر اول به ما گفته می شود که باید یک فرمانبردار باشیم یعنی اینکه هر چه راهنما می گوید باید به مرحله اجرا در بیاید وبه عبارتی سر خودمان را با سر راهنما عوض کنییم واگر می خواهم به نتیجه مطلوبی برسم باید تابع قوانین کنگره باشم واین راهم باید بدانم که هر چیزی فوری وضزب العجلی به دست نمی آید باید یک مسیری را طی کند تا به نتیجه برسد  در زمان مصرف مواد به واسطه مواد خیلی از کارها از ما گرفته شد ودرگیر کارهای ضد ازرشی بودیم وحال اگر در کنگره می خواهیم به درمان وبه نتیجه برسیم باید قوانین کنگره را رعایت کنیم  امید وارم که همه ما بتوانیم رهجوی خوبی باشیم وبتوانیم خوب وآنچه به ما گفته می شود آموزش ببینیم ویاد بگیریم تا از قوه به فعل در بیاوریم.

  

                              




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ

واژه رهجو در كنگره 60 به فردي اطلاق مي شود كه براي درمان اعتيادش به يكي ازشعب مراجعه مي كند وپس از گذراندن جلسات تازه واردين يكي از راهنمايان را براي راهنمايي خود درسفري كه درپيش دارد انتخاب مي كند وبعنوان مسافر رسما" سفرخودراغاز مي نمايد در حقيقت فرد زماني رهجو بحساب مي آيد كه راهنما داشته باشد . رهجوو راهنما دراين مسيري كه درپيش است بايكديگرارتباطي تنگاتنگ و متقابل دارند . رابطه اي شاگرد واستادگونه كه هريك از ما به نوعي در مقاطع مختلف زندگي مانند دوران تحصيل ، شغل ، ورزش وغيره بانامهاي ديگري ،آنرا تجربه كرده ايم . نقشهايي از قبيل معلم ، استاد يامربي . دركنگره 60 اين نقش رنگ وبوي حياتي وحساس تري بخود مي گيرد به اين دليل كه مساله درمان اعتياد فرايندي است كه فرد بانايل شدن به آن مي تواند درتمامي سطوح زندگي شخصي واجتماعي خود نظم وآرامش را حاكم كند و بسيار حايز اهميت مي باشد .
درواقع رهجو بودن ازجنبه زماني ومكاني محدوديتي ندارد ودر مورد تمامي مقاطع سفر و جايگاههاي مختلف براي تمامي مسافرين وهمسفران صادق است . البته رهجوي واقعي بودن واطاعت از فرامين راهنما درسفراول بسيار مهم تروتعيين كننده است بعبارتي چنانچه فرد مسافرياهمسفر بتواند سفراولش را به صورتي ايده آل ومطلوب طي نمايد وبنوعي در چارچوب قوانين كنگره طي طريق كند ، آنگاه همان رهجويي مي شود كه دلخواه راهنما وكنگره است ، درنتيجه با اين پايه ريزي اصولي كه درسفر اول انجام مي دهد مي تواند سفرهاي بعدي رانيز راحت تر و مفيدتر پشت سرمي گذاردبه عبارتي اگر فردمسافرياهمسفر بتواند رهجوي مطيع وخوبي باشد ، خواه نا خواه بعدازسفراول نيز با تكيه برآموزشهاي فراگرفته مي تواند رهجويي ايده آل باشد . حال براستي رهجوي خوب وايده آل داراي چه خصوصياتي است و كدام مسافرياهمسفرمي تواندادعا كند كه من رهجوي خوبي هستم ؟
رهجوي خوب دردرجه اول رهجويي است كه مطيع فرامين راهنمايش باشد . رهجويي كه گوش به فرمان اوامر وراهكارهاي راهنماي خويش باشد وبه قول كنگره سرراهنمايش را بجاي سرخودقراردهد لاجرم مي تواند رهجويي خوب وآنچه دلخواه راهنما وكنگره است باشد وبه تبع اين امر مهم ، سفر ودرنتيجه حال خوبي داشته باشد وزمانيكه به رهايي رسيد خود بعنوان راهنما باتكيه برهمين حال خوب رهجوهاي خوبي را پرورش وراهنمايي نمايد واين ميسر نمي شود مگربا مطالعه وآموزش وپايبندي به اصول وقوانين كنگره .
صادق بودن يكي ديگراز فاكتورهاي مهمي است كه يك رهجوي خوب بايداز آن برخوردارباشد . فردمسافرياهمسفراگررهجوي صادقي باشد و مشكلات پيش آمده عمدي وسهوي سفرخويش را براي راهنماي خودبازگو كند ، راهنما با رغبت واشراف بيشتري مي تواند براي حل اين مشكلات راهكارهايي گره گشا ارايه دهد . نكته مهم ديگر حضورمستمر، منظم وبموقع رهجودرجلسات كنگره و لژيون مي باشد كه مي تواند نقش موثري در فراگيري مطالب وآموزشهاي كنگره ايفانمايد . البته نبايد فراموش كند كه آموزش ديدن وكسب تجربه درتمام مقاطع نبايست متوقف شود به عبارتي رهجو در هر مقطع ازسفر و هر جايگاهي كه بايد ( به روز ) باشد و زماني يك رهجو به روز مي شود كه مطالعه نشريات ومطالب كنگره اعم از نوشتاري وشنيداري رادردستور كار قرار دهد وبتواند افقهاي وسيعتري نسبت به محيط پيرامون خويش را نظاره گرباشد .نكته ديگري كه آنرا مي توان ازمصداقهاي يك رهجوي خوب وايده ال عنوان نمود ، احترامي است كه وي مي بايست به تمامي اعضاي كنگره بگذارد . اگر اين امر مهم (احترام گذاشتن ) در رهجو نهادينه شود درنتيجه ديگر اعضا نيز بااحترامي متقابل اورا پذيرا مي شوند .
رهجوي خوب رهجويي است كه قدردان باشد . به اين معني كه هيچگاه از ياد نبرد قبل از آشنايي باكنگره چه حال وروزي داشت و دراثر اعتياد چه بيشمار نا بسامانيها و بهم ريختگيها همه جوانب زندگي اش را ازتعادل خارج كرده بودند و حالا در چه جايگاهي است . او نبايد فراموش كند كه در اين مسيري كه به سوي آرامش وتعادل مي پيمايد يا پيموده چه افراد وعواملي اوراهمراهي كرده اند تا به سرمنزل مقصود برسد . او وظيفه دارد كه از خاطرنبرد : مديون است . مديون مكان امني است كه ساكنينش اورا با خودغريبه نداستند و آغوش مهرباني و رهايي به رويش گشودند .
خداوند اجرشان دهد ..


بااحترام : مسافر علی ضیایی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
این جلسه هشتمین جلسه از دور هشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی همسفرخانم مهتاب ودبیری همسفرخانم مرضیه با دستور جلسه وظایف رهجو درتاریخ 90/11/01 راس ساعت شروع به کار نمود. خلاصه سخنان استاد :

در گنگره واژه رهجو به کسی که جوینده راه باشد گفته می شود کسی که خودش پیگیراست وراهنما فقط راه را به اونشان می دهد.برای مسافران راهنما درمانگر نیست وشرایط را فراهم می کند که در مسیر حرکت درست را انجام دهند .

من به عنوان همسفر در کنار یک مسافر درگیر یک سری مسائل هستم که باید یاد بگیرم که به سمت آگاهی حرکت کنم وکسی جز یک راهنما که خودش یک مسیری را رفته نمی تواند راه را به من بشناساند ومن باید پشت سر راهنما خودم حرکت کنم تا بتوانم بال پروازی باشم برای مسافرم وبا گرفتن آموزشها محیط امنی را ایجاد کنم .

ومن برای حرکت در صراط مستقیم باید دانایی خودم را بالا ببرم واین حرکت زمانی میسر می شود که آموزش میگیرم در صراط مستقیم باید راهنما داشته باشم تا بتوانم به نتیجه برسم .

حلقه وصل بین راهنما ورهجو پیوند عشق ومحبت است ولی این پیوند محبت در قالب یک سری حرمت ها قرار دارد ومن هنوز به راهنما ی خودم نیاز دارم وتا آخر هستی خودم رو مدیون کنگره وراهنمای خودم می دونم واز هر طریقی باید از راهنمای خودم قدر دانی کنم واز نظر من بهترین قدر دانی ام می تواند این باشد که راهم را خوب بیاییم وتغییر کنم وراهنما با یک نگاه می تواند از درونم آگاه شود ومن نمی توانم کسی رو تغییر بدهم بلکه زمانی که من تغییر می کنم می توانم روی دیگران تاثیر بگذارم وباعث تغییر در اطرفیانم شوم .

ومن این را دانستم که برای راهنما ،رهجوها هیچ فرقی نمی کنند بلکه این رهجوها هستند که با فعالیت وحضورشان می توانند در نزد راهنما جایگاه خودشان را تعیین کنند. وهیچ راهنمایی از رهجو انتظار احترام وسپاس ندارد این رهجوست که ، آن فاصله راهنمایی ورهجویی اش را با رعایت جایگاه حفظ کند .من به دعنوان یک رهجو باید با اطاعت کامل از راهنمای خودم حرف شنوی داشته باشم وبه گفته های راهنمای خودم ایمان داشته باشم آنوقت به نتیجه می رسم ولی تا زمانی نگاهم این باشد که که من چرا باید این کار را بکنم چرا باید مثلا نسبت به شخصی که از من کوچکتر هست احترام بگذارم وهزاران چرا ی دیگر را عنوان کنم به نتیجه مطلوبی دست پیدا نمی کنم .


واز نظر من راهنما با حال خرابی من رهجو حالش خراب نمی شود چون راهنما حسابش با عشق است و به رهجو کاری ندارد واگر رهجویی به حرف راهنمایش گوش ندهد خودش آسیب می بیند وبه جایگاه راهنما هیچ آسیبی نمی رسد . ومن در جایگاه رهجویی باید فرمانبردار خوبی باشم تا در آینده فر مانده خوبی شوم

در هر زمانی که مطلبی برایم باز می شود و به شناخت می رسم بلافاصله تصویر راهنمایم جلوی چشم خودم می بینم

ودر همین جا از زحمات راهنمای خوبم تشکر می کنم که هر چه دارم از او دارم




تعداد حاضرین : 20نفر - مشارکت کننده ها : 7نفر - پیام خوانها :2نفر
جلسه راس ساعت 18/35 به کار خود خاتمه داد
در پناه حق
تهیه گزارش: همسفرمریم



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390 توسط مدیر وبلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : Elyas
كنگره 60