آقا داوود گفت : خیلی خوبه که انسان قبول کنه که کاری انجام داده اشتباه بوده و نشانه شجاعته که در صدد درست کردنش قدم بر داره باید بدانیم انرژی ایی که یک ساعت مشغله فکری از انسان میگره از انرژی که برای یک روز کاری میگذاریم بیشترهست. و با مقدار جیره ایی که برای مسافر توسط راهنمایش تعریف شده همخوانی نداره و مسافر فکر میکنه جیره اش جوابگو نیست.

واقعا درست بود و این مسئله رو داشتم کاملا لمسش میکردم و درگیرش بودم ولی علتش رو نمیدونستم.بعد از لژیون رفتم پیش راهنمام و در مورد مشکلم مشورت کردم و راهکار مناسبی رو پیشنهاد داد و گفت از الان با خودته ببینم چی کار میکنی. یادم اومد پله هم هستم و دفترچه ام رو دادم و پله ام رو گرفتم ولی راهنمام گفت تا خونه نرسیدی دفترچه رو نگاه نکن و اگه کاری داشتی زنگ بزن، تشکر کردم و اومدم بیرون.با خودم گفتم کم در گیری داشتم حالا باید تا خونه با دفترچه ام درگیر باشم ، نمیدونم احتمالا روی همین پله موندم یا یکی دو پله عقب برگشتم و یا اینکه سقوط آزاد داده، نه سقوط آزاد که یه بار 4 ماه قبل رفتم و ...رسیدم خونه به دفترچه نگاه کردم درست بود سقوط آزاد ، اولش یه کمی افکار مختلف اومد سراغم ولی بعدش خوشحال هم شدم و بخودم گفتم صلاح من رو راهنمام بهتر میدونه و مطمئنا درست میشه که این پله رو به من داده .فردا صبح ساعت 7 بیدارشدم ، میدونستم اگه خونه باشم بهتره ، خودم رو با سایت کنگره مشغول کردم و ...روز دوم ساعت 14 بود که احساس کسلی میکردم ، خوابم نمیبرد همش فکر کارهایی که از سقوط آزاد قبلی تا الان رو میکردم ، با خودم میگفتم چرا با اینکه بعضی از این کارها میدونستم  اشتباهند و مانع از حرکت درست در سفرم میشند رو انجام میدادم، مگه من در حال آموزش دیدن نیستم ؟روز سوم صبح زود بیدار شدم و کسل و یه مقدار بی حال ، نزدیک ظهر سردردم شروع شد ، گوشیم رو برداشتم با راهنمام تماس بگیرم ، به خودم گفتم آقا داوود گفته بود باید بدهیمون رو پس بدیم و اینا باز پرداخت همان بدهیه و هنوز غیر قابل تحمل نشده ، اما اون دفعه زنگ زدم انرژی خوبی گرفتم. زنگ میزنم و احوال پرسی میکنم .تماس گرفتم و بعد از احوال پرسی آقا داوود گفت اوضاعت چطوره ، شرایط رو توضیح دادم  و گفت خوبه، بهتره بری حموم یه دوش بگیری و از فردا صبح پله جدیدت رو شروع کنی.خیلی خوشحال شدم ، شاید باورش سخت باشه لحظه گرفتن پله بعد از سقوط آزاد سطح انرژی آدم خیلی بالا میره و اون کسلی و بیحالی و سردرد از بین رفت .

بنظرم برای یه مسافر مثل من  که در سفرش یه مقداری مشکل ایجاد میکنه سقوط آزاد خیلی خوبه ، حداقلش اینه که فکر میکنه کجای کارش اشتباه بوده و چرا اون کار رو انجام داده و به این نتیجه برسه که با کمک راهنمایش میتونه درستش کنه.

 

به امید موفقیت تمامی اعضا کنگره 60

                                      

مسافر حسن ، آنتی ایکس:کراک ، شیشه – یک گرم 5 روز